مذهب در یکجا ممکن است علت جنایت باشد
روشهای اعمال سلطه و سرکوب کمابیش همه جا یکسانند، اما هر یک محتوای خاص خود را دارد. در هر نظام سرکوب نیروی نظامی تبدیل به پیادهنظامی برای حفظ خیابان میشود، دستگاه قضا و احکام حبس و اعدام بازوی حقوقی آن، رسانه بازوی تبلیغاتی آن، اقتصاد تامینکنندهی منابع مالی آن و الی آخر.
اما در هر نظام سلطه اینها به نام چیز متفاوتی انجام میشود. نازیها برای خلوص نژادی میکشند، کمونیستها برای جامعهی بیطبقه، بنیادگرایان دینی برای دستیابی به دین ناب (puritan) یکی به اسم قوم میکشد، یکی به اسم طبقه، یکی به اسم امت. سرکوب در هر جا توجیه خود را چیز متفاوتی میگیرد.
اعتراض و مقاومت مردمی به هر یک از اشکال موجود آن که باشد، باید در قدم اول باطلالسحر دشمن خود را بیابد، یعنی بررسی کند و بفهمد که زهر کشندهی موجود در محتوای سرکوبگر چیست و سپس پادزهر آن را بیابد، اگر شد در درون فرهنگ خودی، اگر نشد در بیرون از آن (که البته به مراتب سختتر است)
حکومت آلمان نازی مدعی است که نژاد آریا نژاد برتر و قوم ژرمن قوم برتر در آن نژاد است که در آلمان اکثریت را دارد. اسلاو گرچه آریایی است پست است، یهودی که سامی است، اصلاً نقطهی مقابل فضایل ژرمنی است، انگلی است که باید ریشهکن شود. پادزهر این طبعاً تاکید بر حقوق اقلیت است.
نازیسم به نام ملت آلمان و سرزمین پدری آدم میکشد، پس عجیب نخواهد بود اگر دشمن آن چپهایی باشند که معتقدند وطن مفهومی جعلی است و عجیب نیست اگر آلمان وقتی آمریکاییها از شرّ نازیسم خود خلاصش کردند، از طریق ادارهی فدرالی -یعنی استقلال نسبی هر یک از ایالتها شکوفا شود. (وضع فعلی)
کمونیسم شوروی میگوید دین افیون تودههاست و وطن جعلی بزرگ و محور دولت ما نفرت طبقاتی است، یعنی به زور از دارا میگیریم و به ندار میدهیم. به این نام میلیونها نفر را میکشد و همهی کشور خود و کشورهایی که فتح کرده و کشورهایی که انقلابش را به آنها صادر کرده به خاک سیاه مینشاند.
پادزهر این سرکوب احیای مذهب ارتدکس روسی است که بعد مذهبی آن تبلیغات مادیگرایی مارکسیستی را خنثی میکند و بعد مشخصاً روسی آن (تنها مسیحیت درست نزد روسهاست!) باعث اتحاد ملتی میشود که نفرت طبقاتی در آن همه را از هم متنفر کرده. (بگذریم که فاصلهی طبقاتی را کمونیستها بیشتر کردند!)
به همین ترتیب میتوان جلو رفت و مثالهای متعدد زد. پادزهر کمونیسم هار مائو در چین، احیای فضایل کهن کنفوسیوسی است، پادزهر فساد مرگبار کلیسای واتیکان که ایتالیا را در انتهای قرون وسطا به هزار تکه درگیر جنگ تجزیه کرده، احیای ایدهی امپراتوری روم مقتدر، مرکزگرا و سکولار.
ایتالیا مثال خوبی است از ضرورت انعطاف فکری و پیدا کردن تنها پادزهر مناسب آن زمان-مکان مدّ نظر. وقتی موسولینی چندصد سال بعد به اسم احیای امپراتوری روم مقتدر و مرکزگرا کشور را به جنگ و ویرانی میکشید، پادزهر دیگر احیای روم نمیتوانست باشد. عملاً هم پارتیزانهای چپ به جنگ او رفتند.
نکتهی بسیار مهمی که باید افزود این است که بنا به تعریف علمی زهر ذاتاً چیز کشندهای نیست. زهر در بدن خود جانور هست و او را نمیکشد. زهر چیزی است که در بدن یک جانور ملائم ارگانیسم و در بدن دشمن او کشنده است. ظرف زمان-مکان باید لحاظ شود. آنچه آلمانی را میکشد، ممّد حیات روس است.
باعث وضع کنونی ایران هم نهایتاً یک چیز است. آن یک چیز چیست؟ میتوان هزار جواب بیراه و پرت و پلا به این سوال داد و گروههای مختلف برای بخشیدن اهمیت به خودشان میدهند. فعال گیاهخواری هم میگوید باعث کودکهمسری دختران گوشتخواری مردان است. هر کس از این نمد برای خودش کلاهی میبافد.
برای اینکه به جواب درست برسید، باید اولاً سوال درست را طرح کنید: به نام چه چیزی آدم میکشند؟ وقتی آن را یافتید، پادزهر هم خودبخود پیدا خواهد شد. اگر به نام نئولیبرالیسم است، پادزهر ادارهی شورایی است. اگر به نام برتری فارس است، پادزهر تجزیهطلبی است و همینطور الی آخر.
انقلاب ۵۷ در ایران موفق شد، از جمله به این دلیل که گفت: به نام «ایران» سرکوب میکنند، پس هر آنچه میتوان علیه ایران بسیجش کرد، هر آنچه ایران را نفی و انکار میکند، پادزهر است و باید ذیل آن متحد شد. پاسخ آنان این بود: امت اسلامی و طبقهی کارگر با تمام سویهها و اشکال متنوع و ترکیباتشان.
به شمای ایرانی در ۱۴۰۱ ربطی ندارد که ناسیونالیسم آلمانی باعث چه جنایتی علیه بشریت شده، یا کودتای آمریکایی پینوشه علیه رژیم چپ شیلی چند نفر را کشته. مذهب و معنویت در یک جا ممکن است علت و همدست جنایت باشد، در جای دیگر مانع آن. باید دید شما کجا ایستادهاید و باید بفهمید از کجا میخورید!
سپاس ریوندی
برگرفته از تلگرام آذر بُرزین مهر