سنت بیگانه با واقعیت جامعه، فرهاد قنبری

عموم واژه هایی که در ادبیات سیاسی بخشی از محافظه کاران استفاده می شود، برای امت صدر اسلام و عصر خلافت اسلامی و حداقل ایران ماقبل مشروطه است نه برای جامعه قرن بیست و یکمی ایران با هشتاد و چهار میلیون جمعیت با تنوع قومی و مذهبی و عقیدتی که بسیاری از آنها تحصیلات دانشگاهی نیز دارند.

به بیان و زبان و سخنان امامان جمعه دقت کنیم. نام و تصویر بسیاری از آنها را اگر از پای سخنان و تصاویرشان برداریم، آدم واقعا متوجه نمی شود که این سخن ملاعلی کنی و شیخ فضل الله نوری ماقبل عصر مشروطه است یا روحانی و طلبه دینی جامعه ای که مواجهه صد و پنجاه ساله با مدرنیزاسیون داشته است.

ادبیات این طیف به گونه ای است که انگار در ایران عهد ماقبل مشروطه زندگی می کنند. عموم این افراد هیچ شناختی از انسان جدید و زیست جهان مدرن ندارند. (چه برسد به جهان پست مدرن و پُست‌مارکسیسم فرهنگی که به درست یا غلط الگوی زندگی بخش بزرگی نسل جدید کشور شده است)

عموم این صاحبان تریبون، تصورشان از شهروند دیندار قرن بیست و یکمی هنوز آن انسان بی سواد حاشیه نشینی است که پای منبر می نشیند و در پایان «مسئلتن» گفته و سوالی درباره روش درست وضو و طهارت می پرسد و یا حمد و قنوتش را می خواند تا حاج آقا غلطهای تلفظی آن را بیان کند.

عموم این افراد شناختی از زیست جهان مدرن ندارند، با تکنولوژی و قدرت ابزارسازی انسان مدرن بیگانه اند، از نقش رسانه در جهان امروز بی‌اطلاعند، علاقه‌مندی‌ها و سرگرمی‌های نسل‌های جدید را به رسمیت نمی‌شناسند، با هنر و ادبیات و موسیقی و سینما بیگانه‌اند، در مورد مرزهای علم جدید چیزی نمی دانند، عموما با فلسفه و نظریات فلسفی و اجتماعی آشنا نیستند و تصور می کنند با گفتن فروید کافر و داروین بی دین و مارکس ضدخدا و امثالهم حسابشان را با اندیشه های جدید تسویه کرده اند و دیگر کسی سراغ اندیشه های آنها را نخواهد گرفت.

نگاهشان به دانش آموز و دانشجوی امروزی شبیه نگاه ملاهای قدیم به اکابر و مکتب خانه هاست که همه اختلاف نظرها با یک چوب تر قابل رفع و رجوع است.

در یک فضای آکواریومی و به دور از واقعیات اجتماعی زندگی می کنند و تصور می کنند انسان ایران قرن بیست و یکمی هنوز همان رعیت اهل قاجار است که با چند عتاب و دستور و توبیخ از مسیر گناه و اشتباه برگشته و به راه راست هدایت شود.

حتی شناخت صحیحی از «سنت» که خود را نماینده آن می دانند، ندارند و این واقعیت ساده را که اگر سنت توان برقراری ارتباط با زیست جهان انسان ایرانی امروزی نداشته باشد، به چیزی بی روح و بی معنی که مدام توسط این و آن به سخره گرفته خواهد شد را هم نمی دانند.

(کافیست به میزان کلیپهای طنزی که از سخنان برخی طلبه ها و روحانیون ساخته می شود، نگاهی بیندازیم)