آیا می توانید تجسم کنید .حالت خامنه ای را زمانی که مستانه از کشت و کشتار تروریست های حماس و ضربه سنگین فرود آمده به اسرائیل سخن می گفت و بوسه بر جبین آن ها می زد . خوشحالی درونی وی را که توانسته بود چنین ضربه مهلکی را بر پیکر جامعه اسرائیل بزند و جهانی را در شوک ببرد. ضربه ای که صحت گفتار اورا در مورد بازنده بودن اسبی که اسرائیل باشد و عربستان بر روی آن شرط بندی گرده بودنشان می داد و مانع از شرط بندی و تفاهم قدرتمندترین کشور اسلامی با اسرائیل میگردید.
می توانم آن خنده پیروز مند و نگاه کردن عاقل اندر سفیه او را زمانی که این پیروزی را که مطمئنا لحظه به لحظه آنرا دنبال می کرد در نظر مجسم کنم . از نگاه او این حرکت مشت محکم انقلابی بود بر سازشکاری رهبرانی چون محمود عباس و دیگر کشورهائی مانند مصر، عربستان و…
پایان بر جستجوی راهی برای برون رفت مسالمت آمیز از این میدان خونین که نه تنها دو ملت فلسطین و اسرائیل را در وضعیت اضطراری دائم نگاه داشته .عملا استخوانی است گیر کرده در گلوی جهان عرب! که جز از طریق شکل گیری دو کشور مستقل و پایبند به حق حاکمیت هر کدام بر سرزمین خود و تفاهم های صورت گرفته فی الما بین!خارج کردن آن از گلو امکان پذیر نیست.
حال ورق آقای خامنه ای برگشت عکس العمل اسرائیل ،امریکا و برخی کشور های عربی به گونه ای بود که در تخیل هیچکدام از سازمان دهندگان این فاجعه نمی گنجید. حماس این عزیز دردانه پرورش یافته با نان از گلو بریده شده ملت ایران ،که کسی نیست بپرسد “رهبر با بصیرت”تو را” چه سنه ننه”دخالت کردن در سرنوشت ملت فلسطین . دزدیدن از سفره مردم زمانی که ملت ایران با سخت ترین شرایط اقتصادی تحمیل شده توسط تو و ایادی چاپلوس تو دست به گریبان هستند؟ ریختن آن در پای حماس ،حزب الله و ده ها جریان منتسب به نام الله بکام جندالله .
میلیارد ها پول وسرمایه این مردم بپای رویا های مالیخولیائی تو ریخته می شود . رویاهائی که جز جنگ و نفرت ،کشت و کشتار،ویرانی و نابودی چیزی به ارمغان نمی آورد. وضعیت امروز غزه قبل از هر چیز محصول تفکری بغایت نادرست ،غیر مسئول در برابر ملت ایران و ملت فلسطین است . تفکری که بخود اجازه می دهد برای رسیدن به عظمت طلبی های خود دست به هر گونه عمل نادرست ولو ببهای ریخته شدن خون هزاران انسان بیگناه بزند.
حکومتی که جواب آزادی خواهی جوانان ملت خود را با گلوله می دهد !چگونه می تواند آزادی بخش ملت فلسطین شود ؟ حکومتی که از گلوی فقیر ترین اقشار ملت ایران می برد! در آمد های ملی حاصل از نفت ،حاصل از مالیات های شهروندان یک کشور را بدون رضایت مردم بپای مطامع جنگی ،تامین موشک وگلوله جهت ویرانی می ریزد، چگونه بخود اجازه می دهد از محبت وانسانیت وحقوق انسان دفاع کند؟
بگذریم سخن از خامنه ای بود وغلط در آمدن حساب وکتاب و فکر های بلند پروازانه او واطاق فکرش ودر مورد پیروزی حماس و تداوم آن در راستای سیاست های جمهوری اسلامی .
من نمی دانم در آن پشت چه می گذرد ،کدام بازی های پست دیگر با کدام کشور ها در جریان است . اما یک چیز را خوب می دانم که جناب خامنه ای مجبور به لیسیدن تف خود شد. می توانم درد لحظه ای که مجبور به پذیرش مخفیانه اسماعیل هنیه گردید . کلی صغرا و کبرا چید ونهایت از باقی مانده جام زهر خمینی قطره ای نوشید واعتراف کرد که باید کوتاه آمد. “البته به نفع مردم بود. هرچند برای حفظ حکومت” چرا که سمبه پر زور است .
می توان درد اورا زمانی که بر متن تهیه شده برای قرائت سید حسن نصرالله این غریبه عزیز تر از زیباترین جوانان این ملت، مهر تائید می نهاد، حس کرد. اما همه این سر شکستگی ها در برابر، شنیدن این که مردم نه تنها سیاست های جمهوری اسلامی را قبول ندارند! بلکه حاضر برای یک راهپیمائی ساده نیز نیستند!راحت تر است.
این درد را به چه کسی بگوید که در ام القرای اسلام بعد از چهل سال راهپیمائی برای روز قدس و شعار مرگ بر اسرائیل دادن . مردم حاضر به دو قدم برداشتن در محکوم کردن اسرائیل ودفاع از حماس که هیچ بلکه محکوم کردن فاجعه غزه هم نیستند.
این درد پیش چه کسی باید برد که با وجود تاکید دو قبضه او بر امر حجاب. هشتادودو درصد مردم مخالف حجاب اجباری هستند. درد قاسم را کجا باید ببرد که نه به نماد شجاعت !بل به نماد تحقیر بدل شده که نوجوانان بر مجسمه اش سنگ می زنند و برای نهادن مجسمه نیم تنه اش در ورودی استادیوم جریمه دویست هزار دلاری برایش می بندند.
روز های سختی است وقتی که دختری هفده ساله به قیمت جان سر در مقابلشان خم نمی کند و قانون حجابشان را که دیرک خیمه اسلام خمینی است می شکند وجان بر سر عقیده می گذارد .اگر راهپیمائی های حکومتی رنگ می بازند .اما جنبش زن ،زندگی،آزادی در بطن جامعه در تفکر اجتماعی مردم جا باز می کند به حرکت آگاه کننده و وحدت بخش خود ادامه می دهد .
اگر بخاطر سرکوب امروز مردم تمام قد به خیابان نمی آیند .اما جنبش مهسا چنان در جان جامعه نفوذ کرده که دیگر کسی برای حکومت هم تره خرد نمی کند. بسیار ساندیس خورها هم شرمنده در برابر مردم واین همه بیداد! آب رفته و لذت عطای ساندیس را به لقایش بخشیده اند..
جنبش ” زن ،زندگی ،آزادی” جنبشی بزرگ و اجتماعی است . ضد جنگ ،صلح طلب و آزادی خواه ! فراگیر . تشکیل شده از مجموعه ای از نیازها، فشارها، خواستها، آگاهیها و ناآگاهیهای آشکار شده ، تجربه ، آرزو ها ،چشم انداز ها ، تعامل ، مدارا و همبستگی که شخص را، جامعه را ، به حرکت و جنبش در می آورد. جنبشی اجتماعی متکی بر قدرت مردم. رشد یابنده و پایدار.قطعا پیروز میدان ! درس ها و شعارهای این چنین جنبشی است که مردم ایران می توانند به فلسطینی ها به منطقه و جهان هدیه کنند.
ابوالفضل محققی