تفاوت نگاه «چپ سنتی» و رویکرد «ملی» در مسائل جهانی، رضا علیجانی

در برخورد با مسائل بین المللی (مانند رابطه ایران و آمریکا، حضور ایران در سوریه و…)، شاهد تحلیل های متفاوتی هستیم که در زیرانبوهی از اطلاعات گیج می شویم و سرمنشا اختلاف را گم می کنیم. در ورای این تحلیل ها نوعی اختلاف مبانی بین دو نگاه «چپ سنتی» و رویکرد «ملی» وجود دارد.
چپ جدید (یعنی چپ دموکرات توسعه گرا و برنامه محور) را نیز باید ذیل نگاه «ملی» دسته بندی کرد.

ممیزات نگاه ملی و نگاه چپ سنتی:
«واحد تحلیلی» در نگاه چپ سنتی «جهان» و در نگاه ملی «ایران»است…

رویکرد اول به دنبال مبارزه با سلطه گری قدرت های جهانی است و رویکرد دوم به دنبال منافع ملی مردم ایران…

چپ سنتی در مناسبات بین المللی به بازی برد- باخت معتقد است اما نگاه ملی بازی برد- برد را در موارد زیادی میسر می داند…

برای چپ سنتی جناح بندی های داخلی نظام های سلطه دارای اهمیت فرعی است اما برای نگاه ملی در کسب منافع و یا دفع ضرر برای مردم ایران دارای اهمیت است…

نگاه چپ سنتی که برای تحلیل اکثر رخدادهای جهانی و منطقه ای دنبال مطامع  قدرتهای جهانی می گردد، گاه به لحاظ روش شناسی تحلیل دچار خطای ارزیابی «منبع خبر» می شود…

در نگاه ملی؛ در عرصه بین الملل هم باید همچون عرصه داخلی، یار مظلومان و خصم ظالمان بود. این رویکرد اما با تلاش یک تنه و یک شبه و بدوش کشیدن مسئولیت کل جهان برای مبارزه و نابودی سلطه گران جهانی مخالف است…
چپ سنتی در منطقه خاورمیانه تاکید اغراق آمیزی بر مسئله «نفت» دارد و عناصر دیگر مانند هویت طلبی های قومی، تفکرات عقب مانده و خشن مذهبی سنتی، جاه طلبی رهبران و جریانات سیاسی و… را حاشیه ای می بیند.

چپ سنتی به شکل پارادوکسیکالی نقش (مثبت و منفی) کنشگران محلی را کمتر از اندازه می بیند و روند اکثر امور را در دست قدرت های جهانی فرض می کند.

برای چپ سنتی مسئله عدالت (اقتصادی) اولویت نخست دارد. دموکراسی، آزادی و حقوق بشر در رتبه های پایین تری قرار می گیرد. اگر نگوییم نوعی بدبینی نسبت به آنها وجود دارد…

علیرغم توجه اقتصادمحور چپ سنتی به جهان و زندگی؛ اما توسعه اقتصادی نیز اولویت درجه پایین تری نسبت به مبارزه با نظام جهانی سلطه گر سرمایه داری و شکست نقشه های بین المللی و منطقه ای آن می یابد…

بر اساس مجموعه نکات بالا؛ برای چپ سنتی مبارزه با استعمار و سلطه جهانی سرمایه داری بر مبارزه با استبداد داخلی اولویت بیشتر و بالاتری دارد.

در نگاه چپ سنتی رفتارهای ظالمانه و سلطه گرانه روسیه و چین و… امری غیرمهم و فرعی تلقی می شود. اما در نگاه ملی همه رفتارها در نسبت با واحد ملی سنجیده می شوند…

تعیین «متحد استراتژیک» برای نگاه چپ سنتی یک بار برای همیشه و براساس یک نگاه عمومی به مناسبات (ظالمانه) جهانی صورت می گیرد. اما در نگاه ملی تعیین «منافع مشترک» به صورت موردی صورت می گیرد و در طی زمان هم می تواند تغییر کند.
نگاه چپ سنتی در امر دیپلماسی، همچون دیگر امور؛ مبتنی بر نوعی فلسفه تاریخ «کلی- خطی» در جهان است که به سمت پیروزی خلق ها و نابودی استثمار پیش می رود. در نگاه ملی اما  چنین نظری وجود ندارد…

مهندس سحابی را شاید بتوان نمونه ای از حرکت از یک نگاه سنتی چپ(مذهبی) به سمت نگاهی نو در عرصه تحلیل مسائل سیاسی-اقتصادی جهانی دانست. وی چپ دموکرات توسعه گرا و برنامه محور بود. سحابی در گذر زمان، نگاهی «ملی»تر پیدا کرد و به خصوص در دهه آخر عمر خویش منتقد جدی نگاه چپ سنتی به مسائل جهانی، حتی در مقایسه نقش مخرب آمریکا و روسیه در ایران کنونی، بود…

از همین منظر بود که سحابی در امتداد نظرگاه فرهنگی و دینی معلم اولش مهندس بازرگان؛ در عرصه سیاست خارجی به صراحت و جدیت منتقد رویکرد «ام القرایی جهان اسلام» حکومت ایران و مداخلاتش در منطقه، از منظر «منافع ملی» ایرانیان بود. مستندات این بحث را در نوشته دیگری آورده ام.

در نگاه  چپ ملی، «مرحله» کنونی مبارزه و سیاست ورزی، مرحله «دموکراتیک ملی» است. اما چپ سنتی در این قسمت دچار ابهام عجیبی است و نمی تواند در جهان پس از فروپاشی بلوک شرق، قطب نمای سیاسی اش را تنظیم کند.  بنابراین در مسائل متعدد داخلی و جهانی مرتب دچار کج بینی صورت مسئله ها و در نتیجه هم جبهه شدن با جریان اقتدارگرای داخلی می شود…

تا اطلاع ثانوی همه دموکرات های «ملی» در ایران متحد استراتژیک یکدیگرند.

تلگرام رضا علیجانی

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»