این عکسی که می بینید در واقع یک فراخوان به چپ دنیاست. فراخوان به اینکه یا صف خودش را از اینها جدا میکند، یا اینکه مردم حق دارند فحش و نفرین نصیب کل چپ بکنند. جرمی کوربین رهبر حزب کارگر و به واقع چپ هیئت حاکمه انگلیس است در کنار اسماعیل پاتل از اسلامگرایان معروف این کشور. بقیه نمایندگان از جمله دو نفر پاکستانی و بنگلادشی تبار هم که در این تجمع در کنار کوربین سخنرانی کردند. از شاخه چپ های سنتی موسوم به کارزار سوسیالیست هستند. نمونه های ایرانی فدایی و راه کارگر و حکمتیست و شورای کمونیستهای ایرانی که از مردم در خارج کشور خواسته بود در این تظاهراتها شرکت کنند.
بحران غزه چپ ایران و جهان را برای قضاوت روی یک پیشخوان جدید گذاشت. با کمال ناباوری معلوم شد که چپ جوامع اروپایی و حتی ایران به شدت به راست چرخیده است. هیچ نمودی نمانده که معرف تمایز این چپ با توده ایسم حاکم بر اروپا و آمریکا و باقی نقاط جهان باشد. بحران غزه نشان داد که جهان به یک چپ جدید محتاج است. جرمی کوربین یک روزه و فقط به خاطر دلسوزی نسبت به مردم فلسطین نیست که جلودار تظاهرات اسلامیها و مدافعین حماس در لندن است. ایشان بارها حماس را رفقای خودش خطاب کرده است. در مراسم افطاری اسلامیها در لندن حاضر شده و برای « خلق نمایی» مخصوص چپ سنتی روی زمین نشسته است. ما یک چپی احتیاج داریم که بصورت موثر و ملموس صف خودش را از اینها جدا کرده باشد. الان نه در ایران و نه در کل جهان صف جدا نیست.
یکی از مهمترین محورهایی که در چشم جهان باعث جدایی فکری، سیاسی و عملی چپ نوین میشود تعریف کردن خود در برابر اسلام سیاسی است. یک زمانی کسی چپ محسوب میشد اگر خود را در مقابل فاشیسم معنی میکرد. یک زمانی چپ جامعه کسی بود که در مقابل انقلاب کارگری اکتبر و شکست آن خود را بازتعریف میکرد. لذا این انشاها و فرمولهای کپی شده مانیفستی امروزی کافی نیست. در لحظه باید گفت الان چپ به چه کس و به چه جنبشی گفته میشود.
الان و اینجا چپ جوامع بشری باید هر جا که هستند و هر چه که میکنند تکلیف خود را با اسلام سیاسی روشن کنند. شما مبارزترین شاخه فعال کارگری فلان کشور باشید ولی چفیه گردنت بیندازی و به حماس چشمک بزنی، یعنی فاک زدند به همه چیزت! شما چپ نیستی! شما با خشن ترین و جنایتکارترین جنبش ارتجاعی زمانه خودت رفته ایی!
خیلی ها شوکه شدند وقتی مواضع ما را در مقابل بحران غزه دیدند. اینکه حماس را میکوبیم. اینکه محکومیت اسرائیل برای ما در یک کفه ترازو با نابودی حماس نیست. این شوکه شدن به خاطر ما نیست، به خاطر سقفی است که چپ توده ای دنیا ایجاد کرده است. این چپ ترور خوب و بد دارد! این چپ ریشه های اسلام را برای شهادت طلبی در خودش هضم کرده است. جرمی کوربین در سفر سال ۲۰۱۴ به تونس، به گروه «سپتامبر سیاه» ادای احترام میکند. گروهی که از جمله عامل قتل ورزشکاران اسرائیلی در المپیک مونیخ بودند. شما تاریخ این چپ ضد امپریالیست اسلام پناه را بخوانید تعجب نمیکنید که در یک عدد تظاهراتهای ضد جنگ غزه اینها، یک پرچم علیه حماس هوا نکردند! یک شعار علیهش نمیدهند. انقدر عادی است که حماس حمله کرد، بیش از هزار نفر را در هفت اکتبر قتل عام کرد. حتی در اعلامیه ها و موضعگیریهای چپ اروپا حمله را توجیه میکنند، میگویند اگر راست افراطی اسرائیل شهرک سازی نمیکرد حماس عصبانی نمیشد!
این چپ به درد ما نمیخورد. به درد هیشکی نمیخورد. نماینده های ایرانی این چپ ملیحه محمدی، علی علیزاده، پریسا نصرآبادی و مابقی گروههای سیاسی و احزاب چپ ایرانی هستند. گروههایی که تقی به توقی بخورد به فدایی اکثریت نزدیکترند تا به مارکسیسم انقلابی ضد اسلام و ضد اخوند!
در بریتانیا میشود افطار خورد و دک و پز چپ داشت. خود طبقه حاکمه اش این نوع چپ را برای توجیه رابطه اقتصادی با عربستان و قطر و خامنه ای لازم دارد. اینها چپ هیئت حاکمه این کشورها هستند. اینها چپ جامعه نیستند. جامعه چون چپ نوینی ندارد که مردم آنها را متمایز کنند، مجبورند به اینها چپ بگویند. اینها در لندن و برلین و واشنگتن میتوانند چفیه گردن کنند، زیر لوای مظلومیت مردم فلسطین حماس را در ببرند. اما در خاورمیانه و در ایران نمیشود همچین غلطی خورد و بی تاوان ماند.
روی دوش انقلاب مهسا در ایران یک چپ جدید و نوین در حال رشد است. چپی که رادیکالترین مواضع سیاسی را در قبال اسلام سیاسی دارد. این چپ نماینده کارگر خاورمیانه ایی در مقابل بی سابقه ترین خشونت سیاسی و استبداد است.
چپ های توده ای فعلی، چه در ایران و چه در جهان روی همین مواضع بحران غزه در موج بعدی عروج انقلاب مردم ایران علیه حکومت اسلامی مجبور به چرخش های بسیار اساسی تری هستند. تبعات رفتار فعلی اینها در مقابل بحران غزه و حمایت آشکار و پنهانشان از حماس، حتی بی تفاوتی در مقابل حماس، حتی پنجاه پنجاه کردن حماس با نتانیاهو ، باعث خواهد شد شما در فردای نزدیکی، آنها در مقابل انقلاب مردم ایران بیابید.
اصرار ما روی ضدیت با حماس و مطالبه نابودی آن در بحران غزه به خاطر اهمیت موضعگیری علیه تروریسم اسلامی جهت ساختن یک چپ جدید و نوین است که مردم شانس داشته باشند به راست نچرخند. به خاطر تبری از این چپ، مجبور نباشند به راست بچرخند. در بحران غزه برای ما نابودی حماس در درجه اول اهمیت است. چون نابودی حماس پیش شرط تشکیل فلسطین سکولار است. فلسطین اسلامی یعنی یک برج مراقبت و تعرض و جنایت دیگر علیه سکولاریسم، علیه جنبش های مترقی و کارگری در منطقه در کنار حکومت اسلامی، اسد، داعش، طالبان، اردوغان و حزب الله لبنان! اگر الان فلسطین را حتی بصورت مشترک دست حماس و محمود عباس بدهند، یعنی فاتحه انقلاب ایران خوانده شده است. ما شوخی نداریم با کسی! ۴۵ سال طول کشیده تا دنیا فهمیده آهان حجاب فرهنگ خود تو نیست. با خشونت به تو تحمیل کردند. تو مثل بقیه اسلامیها در خاورمیانه وحشی نیستی. ضد تمدن نیستی. به تو اعتماد کرده و در سطح جهان از تو حمایت کرده است. ولی انقلاب تو هنوز نتوانسته قدرت سیاسی را بگیرد و سکولاریسم را مستقر کند. اما اگر کنار دست تو، روی دوش جرمی کوربین ها، ال جی بی تی آی کیوهای هپروتی، جنبش ضد جنگی که افسارش را دست اسلامیها داد و با لاس زدن دول غربی و ارتجاع منطقه، قدرت سیاسی در فلسطین دست تروریستها بیفتد، شکست مردم ایران را رقم زده اند. جمهوری شماره چند اسلامی که با زنان برقع پوش فلسطین علیه زنهای بی حجاب تو در تهران و شیراز رژه بروند و مردم دنیا را گیج کنند که بالاخره کدام یک از اینها خاورمیانه است؟
کسانی که، چپ های سنتی ایی که حتی تشخیص این مومنتوم را ندادند. یعنی طرف دمپایی پوشیده رفته پشت سر اسماعیل هنیه تظاهرات میکند، تسنیم گزارش تظاهرات لندنش را با شور و شوق پخش میکند، تشخیص این را نداده که الان وقتش هست خط بکشد، پرانتز باز کند، متمایز کند خودش را و نماینده مساوات طلبی، مدرنیسم، سکولاریسم و جنبش های ضد استبدادی و ضد کاپیتالیستی این منطقه بشود، کارش تمام است. ما با قربان صدقه رفتن و یک کم هوای این فدایی و یک کم هوای ان راه کارگری، یک کم کومله و یک کم کمونیست کارگری به جایی نمیرسیم. پرچمی باید هوا بشود که نترس باشد. شجرع باشد. متمایز باشد. از همه اینها متمایز باشد، طوری که مردم بگویند این حرف دیگری میزند. والا اعلامیه بدهی از ترس میلیونها نفر از مردم که از اسلام سیاسی متنفرند پنجاه پنجاه محکوم کنی، برای لای جرز دیوار خوبی.
راه حل فلسطین الان و اینجا در کوبیدن بی شرط و شروط اسلامیهاست. اول از همه و مهمتر از همه اسلامیها. حماس باید نابود شود. مطالبه نابودی حماس و خلع سلاحش و گرفتن تونل هایش و پاک کردن غزه به هیچ عنوان همسنگ پنجاه پنجای محکومیت راست افراطی اسرائیل نیست. نتانیاهو باید محکوم شود. ولی محکومیت کجا سرنگونی کجا! ما شعار نابودی حماس را در مقابل شعار نابودی اسرائیل در جنبش اسلام سیاسی گذاشتیم. ما خواهان تغییر سیاست در دولت اسراییل و به رسمیت شناختن طرح دو کشور هستیم. ما خواهان نابودی دولت و کشور اسرائیل نیستیم. اما ما خواهان نابودی حماس و کل جنبش تروریسم اسلامی هستیم. این تمایز باعث میشود در چشم مردم فاصله ها روشن شود.
بارها گفتیم چشم ما در این کانفلیکت در درجه اول به انقلاب مردم ایران است نه حتی در نگاه اول به ستم ملی فلسطین. میدانید چرا؟ چون اگر فرصت و شانس سکولاریسم و مساوات طلبی در ایران از دست برود، دهها هزار تظاهرات برای صلح کمک نمیکند مشکل مردم فلسطین حل بشود چون اسلام سیاسی الان جزو صورت مسئله ستم بر مردم فلسطین است. ما نگاهمان به سرنوشت انقلاب مردم ایران است. همانطور که جرمی کوربین نگاهش به انتخابات بعدی و جایگاه حزب کارگر در انگلیس است.
این طریق سیاسی هست که چپ سنتی به آن عادت ندارد. چون حاشیه جامعه است. چون پرت و پلاست. چون نقشی در جدال بر سر قدرت سیاسی ندارد.
بیست و اندی سال چپ هپروتی ایران در تمکین به قدرت تیوریکی و نظری و عملی چپ جدید به سر میبرد. این موقعیت الان به دلایل زیادی از دست رفته است. موازنه دگرگون شده، الان چپ سنتی حکمتیست را هم ضمیمه خودش کرده است. الان شما فرقی میان حکمتیست و راه کارگر و فدایی نمی بینید. فرقی بین هیچکدامشان نمی بینید. الان موقعیت چپ ایران مثل چپ آلمان است. نماینده حزب چپ آلمان به کشتن سردار کتلت اعتراض داشت. میگفت تعرض امپریالیستی است!
ما با این دسته و جبهه به جایی نمیرسیم. در باره هر بحرانی، هر مشکلی در جامعه اینها موضعگیری کردند ما باید برویم دنبال یک موضع متمایز خوب رادیکال بگردیم تفاوتهایمان روشن بشود. اگر دویست نفر طی یکسال در ایستگاههای مختلف سیاسی این تلاش را بکنند، یک جنبش فکری جدید چپ که ضد اسلامی است، به شدت زنانه است، به شدت آوانگارد و سازش ناپذیر است شکل میگیرد. الان فقط وراجیهای ضد سرمایه داری بیسوادانه، عقب مانده، حاشیه ایی و در حال سازش با اسلام سیاسی است. جالب است که بفهمید چپ سنتی ایران نمیتواند کار جرمی کوربین را بکند. از مردم میترسند. راجع به مسایل مملکت همچین موضعگیریهایی نمیکنند، اما در باره بحران های منطقه ای و بین المللی دم خروسشان بیرون میزند.
فیسبوک نویسنده