در هنگامهی جنگ غزه شاهد کشتار انسانها، انهدام زیرساختها، ویرانی بیمارستانها، ذبح انسانیت، نابودی اخلاقیات و محو قوانین بشری در سطح فردی و بینالمللی هستیم.
جایی برای شک و شبههای باقی نماند که هیچ علتی نمیتوانست تا این حد مهم باشد که این فاجعه به وقوع بپیوندد مگر آنکه وارد دورانی شدهایم که نقابهای تزویر و ریا در سایهی توسعهی تکنولوژیهای اطلاعاتی و ارتباطی و فراگیرشدن ارتباطات انسانی به کناری رفته و آنقدر قدرتمند شده ایم که حتی میتوانیم به مقایسه بپردازیم و کشتن هموطنان، ویرانی محیطزیست، نابودی صنایع و حتی به تاراج رفتن انسانیت، شرف و وجدان را تا حد آزار و اذیت کودکان میهن را شاهد باشیم و از سوی دیگر، شاهد دروغ، ریا، انکار، حذف و حبس باشیم.
بعد از غزه نوبت ایران یا لبنان یا سوریه یا عراق یا یمن نیست، بعد از غزه نوبت منابع خاورمیانه نیست، بعد از غزه نوبت هیچچیزی نیست مگر نوبت حریت و آزادگی، عقل و خرد، همبستگی و اتحاد ملل، صلح پایدار جهانی، اخلاقیات، ارزشهای انسانی و امید به فردای بهتر.
و اما بعدازاین نهتنها غزه، دیگر غزه نخواهد شد، بلکه قلب زخمخوردهی بشریت نیز التیام نخواهد یافت و در کشور نیز، پس از اعتراضات ۹۸ و ۱۴۰۱ محال است که ایران، ایران قبل شود.
بدیهی است که در یک جنگ نابرابر بین خیر و شر، پیروزی با خیر و حق و عدالت است، اما نباید فراموش کرد که جهان در لبهی تاریکی حرکت میکند و یک گام اشتباه باعث سقوط به درهای میشود که شاید چندین قرن نتوان از آن خارج شد و در کشور نیز همینگونه است که در بزنگاه تاریخی، عقلانیت و خرد جمعی در مقابل قدرت شوم و اهریمنی استبداد، خرافات و دیکتاتوری قرار داریم و چارهای جز ادامهی راه مبارزه خشونت پرهیز، نافرمانی مدنی، مطالبهی تغییر و اصلاح قانون اساسی، برگزاری انتخابات آزاد، همه پرسی و رفراندوم برای آزادی و آبادی وطن نداریم.