تذکر حجاب در متروی تهران را وزیر کشور امر به معروف و نهی از منکر خواند که توسط گروه های مردمی انجام می شود. همزمان محمد باقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی هم آن را خودجوش و مردمی نامید.
احمد وحیدی این به اصطلاح گروه های مردمی را در حدی که ادبیات و الفاظ شان خوب و صرفا تذکر لسانی باشد مجاز دانست. سخنان وزیر کشور در باب مجاز دانستن برخی ها که او آن ها را گروه های مردمی می خواند محل مناقشه و پرسش جدی است.
چگونه است در مملکتی که اگر ۴ نفر برای مجلس ختمی گرد هم آیند با هزار اما و اگر و شرط و شروط اجازه برگزاری مراسم داده می شود اما این گروه های مردمی و خودجوش به همین راحتی و به آسانی به خود اجازه می دهند در خصوص پوشش مردم تذکر دهند؟
آنچه که از گروه های مردمی با توجه به تجارب چند دهه گذشته به ذهن متبادر می شود به گروه های فشار باز می گردد که آزاد بودند هر آنچه را نمی پسندند و بر خلاف آنچه شرع می خواندند؛ انجام دهند و به هیچ کجا هم پاسخگو نبودند.
اگر بنا است اینگونه اقدامات را با عنوان مجهول و مبهم گروه های مردمی تعریف کنیم پس چرا وجود حداقلی از نهادهای مدنی و صنفی که نقش و کارکردشان همانا نظارت و دیده بانی است و ارکان قدرت را مجبور به پاسخگویی می نمایند تحمل نمی شوند؟
البته این گونه معیارهای دوگانه و تجارب گذشته به ما آموخته که دیگر گوش شنوایی برای اینگونه سخنان نیست و حکومت راه خود را می رود و هزینه این انتقادها و انذارها را هم باید بپردازیم.