چرا بخش مهمی از افکار عمومی ایرانیان طرفدار فلسطینی‌ها نیست؟ رضا علیجانی

گفتگوی رضا علیجانی با صدای آمریکا
https://t.me/rezaalijani41

شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» که از جنبش سبز تا کنون استمرار داشته مخالفت آشکار با سیاست خارجی رهبر ولایی و اقلیت حاکم است که میخواهند به ضرب و زور پیش ببرند. این عصیانگری ریشه‌های روانشناختی قوی‌ای دارد.

هم چنین در ایران نسلهای نویی متولد شده‌اند که دنیای جهانی شده و مسائل نسل خودشان را دارند که ممکن است با نسلهای پیشین متفاوت باشد. این نسلها میخواهند روایت خودشان را از هر مسئله‌ای داشته باشند.

بازخوانی نامه قدیمی بن‌لادن آنقدر وسیع و شگفت‌انگیز بود که سی.ان.ان در باره‌اش گزارشی را منتشر کرد و گاردین بعد از سالها مجبور شد ترجمه این نامه را از روی صفحه‌اش حذف کند!

شاید این کم سابقه است که در یک مسئله، فضای ایران با فضای روشنفکری جهان و یا فضای منطقه(ی مسلمان‌نشین)، که عمدتا حامی فلسطین است، متفاوت باشد.

انبوهی از اپوزیسیون ایرانی هم توحش حماس و هم جنایت سیستماتیک اسرائیل را محکوم کردند. آنها همچنین بر ضرورت «صلح»، با گردن نهادن دولت اسرائیل به قطعنامه‌های سازمان ملل در باره فرمول دو کشور، که به طور مکرر توسط اسرائیل نقض شده، تاکید کردند.

بخشی از روشنفکران ایرانی مثل جلال آل‌احمد و خانم دانشور (که به اسرائیل هم سفری داشتند) و یا داریوش آشوری با یک تلقی سوسیالیستی و یا سوسیال-دموکراتیک از دولت اسرائیل، از آن دولت حمایت میکردند. اما بعد با افقهای گسترده‌تری مواجه شدند و تغییر موضع دادند.

دولت پادشاهی ایران در دهه بیست شمسی ابتدا نه اسرائیل را به رسمیت شناخت ونه با طرح دو دولتی موافقت کرد اما به تدریج بدون اینکه اسرائیل را به صورت مستقیم به رسمیت بشناسد، عملا تغییر موضع داد.

اسرائیل در بین همه کشورهای جهان یاغی‌ترین کشور نسبت به قطعنامه‌های حقوق‌ بشری سازمان ملل است. حتی چند سال پیش سفیر اسرائیل یک قطعنامه را در جلسه عمومی این سازمان مقابل دیدگان همگان پاره کرد.

ما در فضای سیاسی خودمان مسئله فلسطین-اسرائیل را ایرانیزه کرده‌ایم. برای بخشی از جوانان ما چفیه و ریش حماسی‌ها یادآور چفیه و ریش خامنه‌ای و اعوان و انصار اوست!

اینک بحثهایی در باره سیر تاریخی شکل‌گیری اسرائیل در جریان است، و این‌که «دولت فلسطین» در آن هنگام وجود داشته یا نداشته است. به هر حال «سرزمین فلسطینی» وجود داشته و از همان ابتدا که در یک فعل و انفعالِ سیاسی بین المللی ِ قابل بحث، کشور اسرائیل تشکیل شد فلسطینیها حداقل این احساس را داشتند که در حالی که آنها در اکثریت بودند خاک و سرزمین کمتری به آنها داده شده و به اقلیت یهودی خاک بیشتری داده‌اند و آنها سرزمین فلسطینیها را اشغال کرده‌اند. هر دو طرف نیز کل این سرزمین را میخواسته‌اند. اسرائیل هم در طول زمان مرتب به همان سهم قناعت نکرده و مرتب فزون‌خواهی کرده و همین امر احساس مظلومیت فلسطینی‌ها را تشدید کرده است.

در هر حال؛ حتی بنا به یک رئال پلتیکِ ولو تراژیک، اسرائیل یک دولت رسمی در این منطقه است(و نوه‌‌ها نباید هزینه گناهان پدربزرگ و مادربزرگهای‌شان را بپردازند). طرفین اینک باید به یک توافق متقابل و صلح پایدار برسند. افکار عمومی جهانی و سازمان ملل هم فرمول دو کشور را به رسمیت شناخته است.

راست افراطی اسرائیل که با نگاه آخرالزمانی مذهبی‌اش، شباهتهایی با ج.ا نیز دارد، زیر بار فرمول دو کشوری نمیرود و همین امر راه صلح را سخت و ناهموار کرده است.

شروین حاجی‌پور که از جوانان همین نسل است چه خوب نوشت تا موقعی که انسانهایی هستند که تفکیک نمیکنند که برای کودکان قربانی جنگ کدام یک از دو طرف اشک بریزند، من به ادامه انسانیت امیدوارم!