جنبش بازنشستگان: اهمیت‌ها و یک نقد

چندی است که شاهدیم هر یکشنبه نام دو گروه از بازنشستگان معترض (بازنشستگان تأمین اجتماعی و بازنشستگان فولاد) یا هر دوشنبه و سه‌شنبه دو گروه دیگر از بازنشستگان (بازنشستگان مخابرات و بازنشستگان نفت) بر صفحه‌ی رسانه‌ها نقش می‌بندد و آن‌ها هر مرتبه با شعارهایی خلاقانه دست به تجمع و راهپیمایی می‌زنند. اما این جنبش آنچنان که باید جز در قامت مخابره‌ی اخبار اعتراض‌های هفتگی آن مورد واکاوی قرار نگرفته و نمی‌گیرد.

همچنان که در آخرین اقدام حکومت در مورد مسأله‌ی بازنشستگان مشاهده کردیم،‌ می‌توانیم به ضرس قاطع بگوییم که «بازنشستگی» یک از عرصه‌های مهم تاخت و تاز منطق سرمایه و تلاش حکومت‌ها برای دست‌اندازی به منابع عمومی جامعه است: بالا بردن سن و سابقه بازنشستگی به خاطر حفظ ورودی صندوق‌ها. در واقع فرد باید سال‌های بیشتری از زندگی‌اش را درگیر استثمار شدن باشد. این موضوعی است جهانی و یکی از مهمترین موضوعات محل منازعه‌ی مردم با دولت در فرانسه بر سر همین «قانون سن بازنشستگی» است.

ماجرا اما فقط به این‌جا ختم نمی‌شود و ما شاهدیم که با کیفیت نازل سطح زندگی بازنشستگان به اعتبار مستمری‌های کمی که می‌گیرند آنان را وا داشته تا مبادرت به سازمان دادن اعتراض‌های صنفی بکنند. مسأله فقط مستمری‌های پایین و معوقات ناشی از پرداخت آن‌ها نیست، بلکه عدم امکان نظارت کانون‌های بازنشستگان بر صندوق‌هایی که بناست مستمری‌های‌شان را بپردازد مسأله‌ی صنفی دیگری است.

به یاد می‌آوریم که در هنگامه‌ی سکوت ناشی از کرونا، این بازنشستگان بودند که بار دیگر با شعار «فقط کف خیابون/ به‌دست ‌میاد حق‌مون» به تسخیر خیابان‌ها شتافتند و جملگی ما را دعوت به بازسازماندهی کردند. به واقع اگر به مدت زمانی که این جنبش در ایران شکل گرفته (تقریبا از اواخر ۱۳۹۵) تا به امروز بنگریم، می‌توانیم ظرفیت‌های مهمی را در آن تشخیص دهیم:

✔️ بحث دست گذاشتن روی سن بازنشستگی به عنوان یکی از موضوعات استثماری متوجه‌ی نسل‌های کارکُن؛
✔️ بحث هم‌سان‌سازی مستمری‌ها؛
✔️ بحث پیوند با جنبش‌های صنفی معلمان و کارگران؛
✔️ بحث بخشی از جریان «تسخیر خیابان» به عنوان راهی برای ایستادن مقابل حاکمیت؛

برای طرح و جا انداخته شدن «حقوق حقه» بودن هر یک از این موارد، سازماندهی‌های قابل توجه توأم با هزینه‌های زیادی شده است. چه کسی گمان می‌بُرد که بازنشستگان، این زنان و مردان پیر و با برچسب «خسته»، «در حال احتضار» بدل به نیروهای «امیدبخش» به جوانان و نیروهای کارکُنِ فعال در عرصه‌های صنفی دیگر باشند؟

بازپس‌گیری «اداره‌ی صندوق‌های بازنشستگی» و جلوگیری از «دست‌اندازی دولت به جیب مردم»، یکی از مهمترین لحظه‌های تحقق «آلترناتیو» علیه وضع موجود است که نطفه‌ی آن در جریان «جنبش بازنشستگان» طرح شده است. این موضوعی است که بیش از همه شامل «صندوق تأمین اجتماعی» است. شورایی شدن اداره‌ی این صندوق مهمترین ضربه‌ای است که می‌تواند به نظم سرمایه‌سالار کنونی وارد بیاید.

اما نقدی نیز متوجه‌ی این جنبش است:

این نقد عبارت است از گرفتاری در چرخه‌ی «روزمره‌گی» و «کُندی سیاسی شدن جنبش». اما منظور از این نقدها چیست؟
به راحتی می‌توان متصور بود که این جنبش با همین آهنگ و روند برای سال‌های سال جریان داشته باشد اما حاکمیت هم مطلقا مبادرت به عقب‌نشینی نکند  و حضور هفتگی و خیابانی جنبش همچون تزئین‌کننده‌ی «دموکراسی صوری» در یک نظام سیاسی جلوه کند (به این معنا که «ببینید چقدر وضعیت دموکراتیک است که بازنشستگان هر وقت بخواهند می‌آیند اعتراض می‌کنند!)

همچنین عدم نشانه گرفتن موانع سیاسیِ تحقق مطالبات صنفی از سوی جنبش، می‌تواند امکانات خلاقانه‌ی پیوند خوردن با جنبش‌های صنفی-سیاسی دیگر را از آن بگیرد و هر چه بیشتر بدل به یک نیروی «در خود فرو رَوَنده» بکندش.

اینجا لازم است تا برای ادامه‌ی حرکت مستمر بازنشستگان، برنامه‌های استراتژیکی طراحی شود. برنامه‌هایی چون:

ایجاد ارتباطات مستمر با جنبش‌های صنفی-سیاسی دیگر، به ویژه «جنبش کارگری»، «جنبش معلمان» و «جنبش دانشجویی» به منظور طراحی حرکت‌های مشترک به منظور پشتیبانی از مطالبات آنی و آتی یکدیگر به میانجی «زمین مادی صنفی».

طرح مطالبات سیاسی آلترناتیو، نظیر «ضرورت اداره‌ی صندوق‌ها توسط خود بازنشستگان» به میانجی «کانون‌های بازنشستگی» که اما نیروهای منتخب در آن نه «فرمایشی» همچون «شوراهای اسلامی کار»، بلکه نهادهایی مستقل و برآمده از دل همین جریانات اعتراضی خیابانی باشد.

کانال تلگرام @sarkhatism

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»