تا به کی در حسرت و کینه میخواهید بسوزید! نرگس محمدی زنی است قهرمان و یکی از مبارزان مردمی.
[پس از نامه نرگس محمدی به نخست وزیر سوئد در خصوص نقش ابراهیم رئیسی و حمید نوری در اعدامهای دهه ۶۰]
نرگس محمد، زنی است زندانی و اسیر در چنگال خامنهای و شرکاء تبهکار و جنایتکارش. با تهمتها و لجبازیها نمیتوانید جایگاه او در نزد مردم خدشهدار کنید. این را در گوشتان فرو کنید!
از حسادت، یکی مینویسد، ” چرا براندازان با نرگس محمدی مشکل دارند”، بیچاره نمیفهمد که همه میدانند، براندازان با نرگس محمدی مشکل ندارند، این سلطنت طلبان و پهلویپرستانند که با خامنهای و شرکای ستمگرش در تخریب این فرزند شایسته ملت، همداستان شدهاند.
هممیهنان آزاده،
بیاندیشید که چرا اینان یا با جنگ حماس-اسراییل سر مردم را گرم میکنند یا با تخریب مبارزان راه آزادی؟ بدنبال چه هستند، اگر قصدشان بقای نظام تبهکار حاکم بر کشور نیست؟
از یادمان نباید برود که چگونه بوق و کرنا برداشته بودند وجار میزند که؛
– محمد نوریزاد از خودشان است، مگر میشود کسی اینچنین خامنهای را به لجن بکشد و آزاد باشد! محمد نوریزاد کجاست، در زندان. آیا حالا میگویند که اشتباه کردهاند؟
– در مورد مهندس طبرزدی چهها نگفتند، او را عامل و چماق رژیم میخوانند! حالا که چهل اندی سال حکم زندان گرفته، آیا از او پوزش میطلبند؟
– روحالله زم را چگونه به لجن میکشیدند، چقدر زخم زبان خورد. حتی وقتی که دزدیده شد و به ایران بردنش، شایعه کردند که از خودشان است و دروغ است. حتا وقتی که اعدامش هم کردند باز این جماعت بظاهر در ستیز و در هدف همسو، دست از دروغ پراکنی برنداشتند.
حالا هم نوبت نرگس محمدی است!
گرامیان، بانو محمدی، نه نابغه عصر است و نه معصوم از خطا. اما این بانو شجاع، شریف، مبارز و عاشق مردم، با استقامت و صلابت بینظیر نه فقط خار چشم خامنهای و شرکاء شده است، بلکه توانسته است چشم جهانیان را با سوی درد و رنج مردم ایران جلب کند.
بیباکی نرگس محمدی و سخنوری او، بر مزار ستار بهشتی۱، همچون تیری بر قلب ستمکاران و شکنجهگران خامنهای نشست که تا زنده هستند دردش از یادشان نخواهند رفت
لشگر لمپنها، فاشسیتها، سلطهجویان و عرزشیهای رژیم، نمیتوانند جایگاهی که نرگس محمدی در بین مردم و جهانیان بدست آورده است با این حماقتبازیها تهمت زنیها، از بين ببرند.
هممیهنان آزاده،
فرزندان شایسته و شجاع ملت بزرگ ایران در چنگال رژیم ضدانسانی و ضدملی جمهوری اسلامی اسیرند و این جماعت به ظاهر در ستیز و همسو در هدف، در تلاشند تا رنجها و تلاشهای انان را به پوچی کشانند.
ننگ و شرم بر این جماعت بظاهر در ستیز، ولی همسو، باد!