«جک گلدستون»
مهراد واعظینژاد
اگر اجازه بدهید، همین جا گریزی بزنم به ایران، برایاینکه بحث رهبری در جنبش اخیر بسیار داغ است. در روزها و هفتههای پس از کشتهشدن مهسا امینی، خیلیها میگفتند اینکه اعتراضات رهبر واحد ندارد امتیاز است، چون اعتراض خودجوش را سختتر میشود سرکوب کرد. اما اینطور که شما میگویید جنبش انقلابی اگر رهبر ــ با ویژگیهایی که برشمردید ــ نداشته باشد، به جایی نمیرسد.
همینطور است. بگذار از یکی از پژوهشهایی که تازگی انجام شده برایت نقل کنم. برای کسانی که امید به تغییر دارند خوشایند نیست، اما شاید روشنگر باشد. حدود ده سال پیش اریکا چنووت و ماریا استفان کتابی منتشر کردند دربارهی اعتراض خشونتپرهیز. در این کتاب جنبشهای اعتراضی پنجاه سال اخیر را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که برای تغییر یک رژیم، اعتراض خشونتپرهیز مؤثرتر از اعتراض همراه با خشونت است.
اخیراً بعد از یک دهه دوباره دادههای موجود را بررسی کردهاند و دیدهاند که آن حرف همچنان صادق است: یعنی اعتراض سراسری خشونتپرهیز از اعتراض همراه با خشونت یا مبارزهی مسلحانه مؤثرتر است. اما میزان موفقیت هر دو مدل اعتراض بهطرز چشمگیری در ده سال اخیر پایین آمده. میزان موفقیت جنبشهای همراه با خشونت حدوداً یکچهارم شده و میزان موفقیت اعتراضهای خشونتپرهیز کمتر از نصف.
▫️درنتیجه، به نظر میرسد این نظریه که اعتراضهای خشونتپرهیز عموماً به ثمر مینشینند دیگر درست نیست. چنووت و استفان میگویند این میتواند به دو دلیل باشد:
_ یکی اینکه حکومتها یاد گرفتهاند با اعتراض مردمی چطور مقابله کنند. اینکه هوای نظامیان و نخبگان سیاسی را داشته باشند. حواسشان هست که کارهایی نکنند که تأثیر عکس بگذارد. مثلاً به نیروهای سرکوب میگویند بیهدف بهسمت جمعیت شلیک نکنید. به جایش اشکآور و گلولهی لاستیکی میزنند. بعد شبانه به خانهی معترضان اصلی یا سرشناس میروند و میگیرندشان. بنابراین، یک علت این است: یعنی عملکرد حکومتها.
_ اما علت دیگر، آنطور که چنووت و استفان میگویند، این است که جنبشهای اعتراضی در سالهای اخیر، که به کمک اینترنت راه میافتند و رهبر و پیادهنظام سازمانیافته ندارند، آسانتر سرکوب میشوند.
▫️در واقع، این نوع اعتراضهای بیرهبر خودجوش برای شروع و راهانداختن یک جنبش انقلابی خوب است، اما برای مقاومت در برابر سرکوبْ زیاد مؤثر نیست. رهبر انقلابی را هم ممکن است دستگیر کنند یا بکشند. اما کسی مثل نلسون ماندلا با اینکه دههها در زندان بود همچنان برای مخالفان آپارتاید وزنهی مؤثری بود. حتی رهبرانی که کشته میشوند هم مؤثرند، چون شهادتشان اغلب مایهی الهام مردم و شعلهورشدن آتش اعتراض است. خلاصه اینکه وجود رهبر ضروری است. اگر حکومت کمابیش سفتوسخت باشد، اعتراضات خودجوش و بیرهبر در درازمدت زیاد به جایی نمیرسند.
پ.ن:
پارسال جک گلدستون (استاد سیاستگذاری عمومی) که از او به عنوان “مورخ انقلابها” نیز نام برده میشود، گفتوگوی مفصلی با “آسو” درباره ایران انجام داد (با عنوان «ایران در آستانه انقلاب؟»). من به بسیاری از دوستان نوشتم که «اگر آب دستتان هست، بگذارید زمین و این مصاحبه را بخوانید!» مصاحبهشونده متعصب نیست، از “واقعیت”هایی میگوید که همان موقع هم بسیاری را خوش نیامد.
این روزها که رفتار بخشی از اپوزیسیون متوهم را در لتوپار کردن هر کسی غیر از خودشان و مقدساتشان را (از جمله در تخطئه نرگس محمدی) میبینم، یاد این فراز از مصاحبه میافتم! نظام باید قدردان چنین اپوزیسیون ابلهی باشد!