سال دو هزار و بیست سه , تصویری که از خاور میانه به جهان مخابره میشد , تصویر زیبا , رنگارنگ و امید بخش انقلاب ایران بود . جنبش زن , زندگی , ازادی . خاور میانه یک بار دیگر چشم انداز روشنایی را از افق ایران نظارت می کرد . این قیام بر فراز همه جنبش هایی ازادی بخشی بود که , پیشتر از هر گوشه خاور میانه به میدان آمده بودند . از میدان تحریر مصر در بهار عربی ,تا قیام روژاوا , و کوبانی در کردستان و پارک گیزی ترکیه و قیام لبنان , و قیام جوانان عراق . این رویا های ازادی که در تلاشهای سهمگین خود ناکام شده بودند , حالا چشم امید به انقلاب ایران دوخته بودند. چه خواهد شد ؟ ایا سرنوشت غم انگیز آنها بار دیگر تکرار خواهد شد ؟ ایا انقلاب آگاهانه این نسل تازه , این محذوفین خاور میانه علیه نظامات سیاسی فاسد , بنیاد گرا , متحجر و ملیتاریست , و برای جهانی ازاد , صلح آمیز , سکولار و عادلانه . سرانجام خواهد یافت . یا مثل بهار عربی در زیر تهاجم آتش جنگ و بحران و بنیاد گرایی تلف خواهد شد.
اکنون چه می بینیم . با نگاه به آسمان خاور میانه و ایران , این کانون امید آزادی خاور میانه کدام تصویر پر رنگ تر است ؟ تصویر زیبای انقلاب زن , زندگی آزادی یا , تصویر زشت جنگ و بنیاد گرایی . چراغ امید در داخل پرت پرت می کند , و طوفان غبار آلود جنگ از همه طرف وزیدن گرفته است. خطر تکرار سرنوشت بهار عربی در کمین ماست . بهار عربی در جنگ سوریه از پا در آمد , بدست اتحاد نامقدس جمهوری اسلامی , سوریه , روسیه و حزب الله لبنان. و همین ها اکنون کمر به خاموشی شعله نازک انقلاب ایران بسته اند.
هدف مقدم جمهوری اسلامی از برافروختن جنگ حماس و اسراییل کوبیدن انقلاب داخلی و احیا و جان دادن به جنبش اسلامی منطقه است . رژیم برای قربانی کردن انقلاب ایران قربانیان غزه را بر دوش گرفته است . صحرای محشری که بدست اسراییل و با تحریک حماس برپا شده است بهترین وسیله را در اختیار اسلام گذاشته است که آثار انقلاب زن زندگی آزادی را از صورت جامعه و منطقه بکلی پاک کند. امروز پروپاگاندا جمهوری اسلامی غزه را قرینه صحرای کربلا کرده , اجساد کودکان فلسطین را مانند طفلان مسلم , علی اصغر و علی اکبر سر نیزه کرده تا جوانان انقلابی ایران را اعدام کند. رژیم اسلامی زیر تبلیغات شهادت طلبانه و قدرت نمایی نظامی و به رخ کشیدن قدرت مسلمانان منطقه و مارش عزا داری برای غزه ماشین اعدام خودرا روغن کاری کرده و به راه انداخته است .
مرتجعین برای سرکوب انقلابها و جنبشهای آزادی خواهانه استراتژی های روشنی دارند , جنگ طلبی , بحران آفرینی تحریک احساسات مذهبی یا شوینیستی مردم . جمهوری اسلامی با همین استراتژی تا کنون بقای خود را تامین کرده است . جنگ با عراق برای سرکوب داخلی , تحکیم حکومت و تحریک جنبش اسلامی بود . برای نظام کشته و نابود شدن هزاران ایرانی اصلا مطرح نبود , اگر چه تبلیغات همه در خدمت دفاع از مردم و استقلال کشور بود. مردم ایران سالها با همین پندار دفاع از استقلال ایران به دنبال حکومت کشیده شدند.
جریانهای هم کیش و وابسته به حکومت اسلامی در منطقه نیز از همین استراتژی , سرمشق گرفته اند . همه جا در عراق , در لبنان , در یمن با بزرگ کردن خطر خارجی , دخالت آمریکا و تهدید اسراییل بار اسلامی خود را به منزل می برند. حماس نیز همین استراتژی را دنبال می کند. حمله هفت اکتبر که با پیش بینی تهاجم بی مهار ویرانگر اسراییل انجام شد برای تحکیم پایه های خود در امت عربی و فلسطینی بود. برای برهم زدن نقشه پیمان ابراهیم بود که ممکن ترین طرح صلح منطقه بود و هست . اما این نیروها با صلح , بیگانه اند. این استراتژی شهادت است . الگو برداری و تکرار تاریخی کربلا است که شیعه را برای صدها سال تغذیه و تحکیم کرد. حماس اگر برای کودکان فلسطین دل می سوزاند و نگران ویرانی غزه و آوارگی مردم بود براحتی می توانست گروگانها را ازاد کند و در موضع اخلاقی و مثبت جهانی قرار گیرد.
مردم ایران درست بخاطر شناخت از ماهیت این استراتژی , و آگاهی تاریخی که از کارکرد اسلام گرایان و شگردهای تبلیغاتی آنها و مظلوم نمایی ریا کارانه آنها دارند , دیگر فریب نمی خورند . عقب نشینی انقلاب مهسا مطلقا بخاطر تشتت فکری و تردید مردم نسبت به ماهیت نظام نبود . این عقب نشینی ناشی از سرکوب سیستماتیک حاکم , انسجام دستگاه سرکوب حاکمیت , و نبود یک رهبری و کانون سیاسی قابل اعتماد بود. وضعیت جدید منطقه و جنگ پراکنده ای که دایما در حال گسترش است شرایط را برای جنبش مردم سخت تر کرده است . آیا تاریخ تلخ جنبش ازادی منطقه ما دارد تکرار می شود , و صدای جنگ و تروریسم و بنیاد گرایی بار دیگر دست بالا می گیرد. ؟
فیسبوک نویسنده