مجتبی نجفی
حرکت توده ای بسیار خطرناک است، در فضای انقلابی محصولش می شود کر کردن گوش هاو بستن چشم ها. توده بر اساس تقلید است؛ بر خلاف “پابلیک” که محورش، پژوهش و کاویدن مسایل از طریق بحث های عمومی است. ” جان دیویی” متکفر پراگماتیست آمریکایی نسبت به شکل گیری پابلیک ها امیدوار بود برای همین بدبینی “والتر لیپمن” را نقد می کرد. “لیپمن” تحقق “پابلیک” “دیویی” را به خاطر سیطره رسانه ها و فقدان قدرت اندیشیدن شهروند با بدبینی زیاد می نگریست.
بین “پابلیک” و “توده” مرزهای سختی است. اگر اولی وحدت در عین تکثر را نمایندگی میکند،دوّمی، یک تقلید گلّه وار را توصیه می کند. حرکت توده ای، خطرات فراوانی خلق می کند. میتواند به انقلابی منجر شود که نوکیسگان را بر مصدر امور نشاند و فرزانگان را منزوی کند. این اتفاق در انقلاب پنجاه و هفت رخ داد چرا که همه می گفتند فقط اتحاد و “شاه باید برود”اما درباره ایران پس از شاه و مدل حکمرانی ایده ای نداشتند.
دشمن “پابلیک”خود دیکتاتوری است.
دیکتاتوری زهر ماری است که باید دورش ریخت. اصلا در اینکه این دیکتاتوری خوب است یا آن دیکتاتوری بد است چرتکه نیاندازید، هر گونه فرم دیکتاتوری ایرانی زوال بخش ذهنیت انتقادی و مانعی بزرگ بر شکل گیری ” جمعیت پژوهشگران”،همان شهروندان آگاهی است که درباره مسایل عمومی به دنبال راه حل هستند. پس مدل دیکتاتوری را دور بریزید، همچنانکه دستمال کاغذی را به سطل آشغال می اندازید. گرفتار شدن در دور باطل نوستالژی برای دیکتاتوری گذشته و یا تن دادن به چوب و شلاق پدر ایران ساز، مثل حرکت در چرخه “سیزیف” وار کامو است. از چاه به چاله و چاله به چاه فرقی ندارد،مهم این است با ستایش دیکتاتوری شما در مسیر نیستید.
“آزادی” مفهومی چند بعدی است، در همه شوون انسان باید جاری و ساری شود و جامعه ای با توسعه متوازن را انسان هایی با اراده تحقق آزادی، با ذهنیت های انتقادی، با نگاه پژوهشگرانه به مسایل عمومی می سازند و “پابلیک” را همین انسان ها می سازند نه گله ها و نه چوپان ها.
بزرگترین درس انقلاب پنجاه و هفت شاید این باشد که اگر می خواهیم اسیر توده گرایی نشویم باید برای شکل گیری پابلیک ها تلاش کنیم. هر جنبش اعتراضی، بدون اجتماع این جمع های کوچک و متنوع، همبسته و متکثر به شکل گیری” توده”منجر خواهد شد. شاید اولین گام برای مقابله با توده گرایی،همان اجتماع انسان های متکثر با ذهنیت انتقادی است که به جای ماه،زمین را برای یافتن راه حل مشکلاتشان جستجو میکنند و به زباله انداختن هر گرایشی است که به جای شهروندمداری، فردسالاری، خاندان سالاری یا صنف سالاری را ترویج می کند.