ملت، انتخاب کنیم که انتخاب نکنیم، سیروس فیروزیان

این -به اصطلاح- انتخابات، فراتر از رفراندوم انتصابات حاکمیت، معیاری است برای شناخت خائنین به آرمان ملت. آنها که امضایشان را پای بیانیه پر از سفسطه گذاشتند تا انتصابات حکومتی را توجیه کنند، دست در خون عزیزان این مردم زدند. آنها جارچی خواست ولایت نکبت شدند. من سخت می بینم که کسی در این جمع، فریب خورده باشد. چگونه می توان  چهل و چهار سال در سیاست رژیم نقش داشت و واقعیت ها را در ملت و حکومت ندید. امروز، این جمع، اتحاد خودفریفتگان و فریبکاران، در جنایت حکومت شریک است. ملت آن‌ها را نخواهد بخشید. آنها نام خود را در لیست سیاه رویان تاریخ ایران جا دادند. در همه این سال ها، این فرصت طلبان ترسوی 

مجیز گو، بندگان نام و مقام و مال و منال ماندند. از کیسه ملت خوردند و بردند اما دریغ از لختی فداکاری و پایداری برای احقاق حق این ملت. مگر آنها لحظه ای از زندگی پر رنج کولبران کرد و بلوچ ما را چشیدند‌؟ کجا نیاز سرکوب شده دختران و پسران ما را حس کردند؟ کجا درد دل کارگران زحمتکش ما را گوش گرفتند؟ آری، بارها در پست ها و -به اصطلاح- مسؤلیت های بالا جابجا و دست بدست شدند؛ اما، هرگز نه توانستند و نه خواستند به درد این ملت و مملکت برسند. جز چند حرف باد هوا، هیچ کار به حال این ملت گرفتار نکردند. جوانان ما، انگیزه های به گل نشسته، اندیشه های به کنج خفقان خزیده، مغزهای فراری ما، همه، فدا شدند تا جمعی دنیا پرست آدم فروش از لذایذ دنیا بهرمند باشند و دیگران دردمند. این دسته وابسته خوب می داند این کج راهه که می رود نه به سود ملت است و نه کمک کار حکومت. اینان می خواهند تا آن روز که رژیم سر کار است، مُهرشان در مسجد ضرار بماند؛ مُهر ننگی که بر پیشانیشان نقش بردگی رژیم زده است. ای کاش اینها آبروی باقی در پیشگاه ملت و تاریخ را به ذلت منفعت جویی این دنیای فانی نفروشند! 

ما مردم، به کدام یک اینها دل ببندیم؛ به کدام بها و بهانه؟ پرسش ساده از خودمان، در میان وابستگان، دلبستگان و واماندگان این رژیم آیا سیاس تر، مرموز تر و دورو تر از رفسنجانی می شناسیم؟ آیا مبارز تر از موسوی، گوش به فرمان تر و ترسو تر از خاتمی، رک گو تر از کروبی، بی باک تر و گستاخ تر از احمدی نژاد، امنیتی تر از روحانی و سرانجام بی سواد تر و جانی تر از رئیسی کسی را در مجموعه نوّاب رژیم می شناسیم؟ چه کسی مانده جز سید علی و گزمه های او؟ کدام آدم حسابی، با چه توانمندی ویژه، مانده که دل خوش کنیم به انتخاب او تا شاید کاری بکند کارستان، تا مگر نقطه عطفی بشود، فرجی بشود به حال ملت و مملکت؟ در سیرک های انتصاباتی پیشین، کدام مدل، کدام منش و روش را نیازمودیم که امروز باید تجربه کنیم؟

یادمان نرفته است که اصلاح طلبان، با آن گستردگی نیروها و هوادارن، هرگز نتوانستند، یا بهتر است بگویم نخواستند در مسیر درست بیافتند و از رأی ملت صیانت کنند. دیدیم که آنها برای رفرم و رفراندوم بستر سازی نکردند.

آنها هنوز از خطاهای راهبردی و کاربردی خودشان درس نگرفتند. آنها همچنان در خیال خام فعالیت در چارچوب ق. ا. ج. ا. هستند؛ قانونی که یک دور مصرّح و جزم گرایی آشکار است. می گویند اگر نظارت استصوابی نباشد راه هموار میشود؛ حالا چطور و با چه تضمین، نمی دانند. مگر راهبرد مردم سالاری دینی مثل خود ج. ا. چیزی بیشتر از یک تناقض و سردرگمی در سیاست نبود؟! مگر سیاست ‘آرامش فعال’ تنها فرصت سوزی و مسکن درمانی نبود؟

باری، اصلاح طلبانی که استمرار طلبی پيشه کردند همچنان در پی تحریک جامعه هستند بدون آنکه بخواهند جامعه به سوی تغییر بنیادین حرکت کند. نمونه بارز آن را در جنبش هشتاد و هشت دیدیم؛ تا جامعه تحریک شد، استمرار طلبان تلاش کردند تا فتیله خشم مردم را پایین بکشند. آن شد که ملت را در خیابان رها کردند و رفتند به خوش نشینی در دماوند. اینها که ملت را به خیمه شب بازی انتصابات دعوت می کنند، اینها که ملت را خام دانسته تحریک می کنند، هیچ برنامه و اراده ای در راستای حمایت از حرکت ملت ندارند. چرا، چون از یکسو گرفتار وابستگی هستند و از سوی دیگر می ترسند انقلاب ملت از روی آنها بگذرد.

 رژیم، آنها را تا حد منافقان درون نظام، تحقیر و تخریب کرد. اما، آنها همچنان در خواب غفلت مانده و رؤیای باز گشت به وزارت و وکالت می بینند؛ البته به هزینه ملت و کیان مملکت!

‏استمرار طلبان؛ گَنگ های دیروز و گُنگ های امروز هستند! ولایت نکبت، آنها را بارها تا سطح حقیرترین بازنده بازی انتصاباتی به ذلت کشاند. شگفتا که از بازی در زمین ولایی دست نمی کشند. دیدیم که در سیرک پیشین با همه وجود بی وجودشان به خفت تن دادند اما نتوانستند مردم را فریفته به آستان سایی دیکتاتور بی مغز درآورند.

 بگذار تا شیطان زده ها در توهم خود بمانند؛ ملت با ریسمان آنها به چاه ذلت نخواهد رفت. ملت در خیابان انقلاب پیش می رود. همه باید استوار همراه شویم تا پیروزی آسان شود و ملت به آرمان تاریخی خود برسد.

زنده و سرزنده باد انقلاب ژینا، مهسای بلند آوازه ما 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»