نقش لمپن ها و اراذل و اوباش در ناکارآمدی ساختارهای دموکراتیک

به بهانه‌ی سخنان یکی از اراذل و اوباش سایبری و اعتراف به شکار دختران و سکوت مدعی‌العموم

پس‌از گفته‌های سردار حسین همدانی مبنی بر تجهیز و سازماندهی لشگری از اراذل و اوباش برای مقابله و سرکوب اعتراضات خیابانی مردم پس از انتخابات ۱۳۸۸ و جنبش سبز ( گفتگو با تابناک/ مهر ۱۳۹۴)، توجه جامعه به افرادی از این دست افزایش یافت.

آیا می‌توان افرادی که سردار همدانی با عنوان اراذل و اوباش از آنان نام برده را معادل گروه لمپن‌ها بدانیم؟

علی‌اکبر اکبری در کتاب خود لمپنیسم، چنین می‌گوید:
«لمپن‌ها عناصری از افراد اجتماعی هستند که رویهم رفته در تولید اجتماعی شرکت ندارند، در نتیجه در تولید اجتماعی استثمار نمی‌شوند، و از طریق طفلیگری زندگی می‌کنند. مانند گدایان و دزدان. ضمناً یادآور میشویم که کلماتی مثل ولگرد، لات، جاهل، اوباش، مفت خور، ضمن آنکه گوشه‌ای از خصوصیات اجتماعی لمپن را میرساند، معادل مناسبی نمی‌تواند باشد» ( ۱۳۴۲، ص: ۵).

معتقدم این تعریف برآمده از رواج مارکسیسم در ادبیات اروپا و به دنبال آن در ایران هم‌زمان با منازعات سیاسی و رخدادهای تاریخی سده‌ی اخیر، شکل گرفته است.

در جامعه‌ی متکثر ایرانی و در گفتمانی بجز ادبیات مارکسیستی، نگارنده این تعریف از لمپن را ارائه می‌دهد: لمپن به افرادی نسبت دادہ می‌شود که برای ناچیزترین سود شخصی حاضر هستند بیشترین زیان را به دیگری وارد کنند. از این منظر، گاهی می‌توان لمپن‌ها را با اراذل و اوباش؛ یکی دانست. و در حقیقت لمپن‌ها بیشترین ظرفیت را برای تبدیل به اراذل و اوباش دارند.

از دهه‌ی هفتاد بدین سو به‌ویژه پس از اعتراضات کوی دانشگاه تهران سال ۱۳۷۸، برخی از این افراد با ایفای نقش‌های جدید در پایگاه‌های متناسب با آن بدون طی شایستگی؛ از ایفای کارکرد میدانی به پشت میزنشینی و ارائه‌ی تئوری و تحلیل روی آورده‌اند. این افراد لزوماً سوء سابقه‌ی ویژه‌ی اراذل و اوباش ندارند اما با ادبیات لمپنی در میادین مختلف، مبتنی‌بر اراده‌ی صاحبان قدرت؛ عمل نموده و مزد خود را دریافت می‌کنند.

بارزترین ویژگی‌ این افراد که گاه در قامت لمپن‌ و گاهی در شمایل اراذل و اوباش ایفای نقش می‌کنند، عبارتست از:

۱- کسب سود شخصی در ازای ضربه به دیگران
۲- ادبیات تند و غیرمحترمانه و گاهی فحاشی
۳- تقید به فرهنگ غیریت انگاری
۴- تعصب و جهالت در برابر واقعیت
۵- فرمان‌پذیری و در خدمت نظام قدرت بودن
۶- دارای نمادهای مشترک گروهی
۷- خودبرتربینی و تحقیر غیر خودی‌ها

مهم‌ترین دسته‌بندی این افراد عبارتست از:

۱- نیروهای میدانی
گروهی از افراد قوی هیکل که براساس #غیریت_انگاری معترضان مختلف را تار و مار کرده و جمع می‌کنند. این دسته هنر خاصی در بروز خشونت و به آشوب کشاندن اعتراضات آرام و مدنی دارند. برهم زدن تجمعات علمی و هنری تا اعتراضات صنفی و سیاسی و اجتماعی از مهارت‌های ایشان است.

۲- نیروهای امنیتی
آن گروه از افراد که در یورش و ربایش ناگهانی هرگونه معترض و منتقد به‌عنوان غیرخودی، توانمند بوده و در جاسوس‌سازی و اعتراف اجباری گرفتن از آنان مهارت دارند.

۳- نیروهای اقتصادی
گروهی از دله دزدهای نوکیسه که به خوان گسترده‌ی سرمایه‌های ملی رسیده و با وقاحت تمام، اموال عمومی را به نفع خود؛ تاراج کرده و با افتخار از زرنگی خود و سخاوت دوستانشان سخن می‌گویند.

۴- نیروهای فرهنگی
این گروه در قامت اهل هنر و علم و ادبیات و ورزش و نیز برخی مدیران این حوزه‌های فرهنگی، به دیگران فحاشی و دهن‌کجی می‌کنند. در عین بی‌سوادی خود را علامه‌ی دهر می‌دانند، اهل کتاب‌سازی هستند، و درباره‌ی همه‌ی امور فرهنگی و مفاخر آن نظر می‌دهند. وقاحت، گستاخی، نادانی از ویژگی‌های بارز این گروه است. به سخنرانی و دوربین هم علاقه‌ی زیادی دارند.

۵- نیروهای سیاسی
افراد این گروه در کسوت مدیر، فعال و استاد و تئوریسین سیاسی در حال انجام وظیفه هستند و برخی جایگاه های مدیریتی را گازانبری و فاتحانه، قبضه می‌کنند. معمولا ادبیات اراذل و اوباشی و لمپنیسم را به گفتمان سیاسی جامعه افزوده و خود را صاحب نبوغ و قدرت تحلیل می‌دانند و با همین ادبیات در میدان دیپلماسی نیز، هماورد می‌طلبند.

۶- نیروهای سایبری
ملغمه‌ای از افراد هر پنج گروه بالا، تشکیل گروه دیگری را می‌دهد بنام سایبری که خیال می‌کنند کارکرد مهمی در ضربه به غیرخودی‌ها دارند ولی در حقیقت همگی سرکار هستند. این گروه تاریخ مصرف‌ ویژه دارند و زمانی هم کار به تنگنا برسد، هیچ سازمان و نهاد مسئولی آن‌ها را گردن نمی‌گیرد.

فریبا نظری
۱ اسفند ۱۴۰۲

#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane