رابطه‌ی معنادار حاکمیت و کنش جامعه،‌ فریبا نظری

در طول چهار دهه‌ی پس از انقلاب سال ۵۷، سیاست‌ها و پدیده‌های زیادی بوده و هست که هر قدر به میزان ترویج و تأکید نظام رسمی حکم‌رانی  از آن‌ها افزوده می‌شود، در مقابل با پاسخ گروه‌های مختلفی از جامعه در قالب کنشی مخالف با خواست موردنظر حاکمیت روبرو شده‌ و می‌شویم. چرا؟ با هم ابعادی از این موضوع را مرور می‌کنیم.

از مهم‌ترین این موارد عبارتنداز:

۱- افزایش جمعیت
۲- کنش انتخاباتی جامعه
۳- حجاب اجباری
۴- اعتبار و جایگاه صدا و سیما و رسانه‌های داخلی
۵- ارزش داوری درخصوص سلبریتی‌ها و چهره‌های حوزه‌های مختلف هنری، علمی، ورزشی، دینی، سیاسی
۶- رویدادهای هنری، سیاسی، دینی، ورزشی، علمی
۷- سبک زندگی
۸- آیین‌ها و مناسک
۹- مناسبت‌های دینی و ملی
۱۰- گروه‌های مرجع، مفاخر و مشاهیر
۱۱- سیاست خارجی و هم‌کنشی با جهان

از مهم‌ترین عوامل این رابطه‌ی معنادار معکوس میان حاکمیت و جامعه می‌توان به این موارد اشاره کرد:

۱- نقد قشرها و گروه‌های مختلف جامعه درخصوص نوع حکومت و ساختار نظام سیاسی
۲- گفتمان ایدئولوژیک حاکمیت در ترویج این رویدادها و پدیده‌ها
۳- ادبیات دستوری و یک‌سویه و غیر دیالکتیکی حاکمیت
۴- کاهش سرمایه‌ی اجتماعی حاکمیت نزد جامعه
۵- نبود رابطه‌ی دولت_ملت
۶- سیاست دشمن پنداری و قطبی‌سازی جامعه ازسوی ساختارهای نظام حکمرانی
۷- محدودیت‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطوح خرد و میانه و کلان
۸- بحران‌ها و نابسامانی‌های فزاینده و مستمر اقتصادی
۹- تبعیض و نابرابری‌های جنسیتی، دینی، مذهبی، قومی و جغرافیایی
۱۰- نبود شفافیت و پاسخ‌گویی مسئولان و مدیران حاکمیت در سطوح مختلف
۱۱- وجود فساد سیستماتیک اقتصادی، فرهنگی، سیاسی در سطوح مناسبات قدرت
۱۲- نبود شفافیت، استقلال،  امنیت و حفظ شأن و اقتدار ملی در سیاست خارجی
۱۳- استفاده‌ی ابزاری و توده‌وار از جامعه
۱۴- مقابله و سرکوب اعتراضات مدنی و صنفی مسالمت‌آمیز گروه‌های مختلف جامعه مانند دانشجویان، معلمان، کارگران، معلولان، کشاورزان، بازنشستگان، ایثارگران و بازماندگان جنگ هشت ساله، خانواده‌های دادخواه زندانیان و جان‌باختگان اعتراضات
۱۵- کاهش مداوم رفاه و امنیت اجتماعی و اقتصادی
۱۶- تخریب و ویرانی اقلیم و محیط زیست این سرزمین
۱۷- انتصاب مدیران و متولیان ناشایست و تکراری در چرخه‌ای محدود و بسته
۱۸- افزایش فراوانی اختلاس و غارت سرمایه‌های عمومی به صورتی آشکار و بدون مجازات و رسیدگی
۱۹- قوه‌ی قضاییه‌ی غیر مستقل و غیر دادرس
۲۰- نیروی پلیس غیر حمایت‌گر و کژ کارکرد
۲۱- افزایش روزافزون مشکلات و آسیب‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و زیست محیطی و انکار و بی‌اعتنایی حاکمیت

بنظر می‌رسد همه‌ی این عوامل که گفته شد در سه کلمه گنجانده می‌شود، سه کلمه‌ی ویران‌گر
فقر
فساد
خشونت*

* فقر، فساد، خشونت؛ سه عامل تیره بختی جامعه‌ی ایران

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»