حدود صد و اندي سال است كه فرهيختگان و سياستمداران و علاقمندان تجدد و مدرنيته با مفاهيمي چون :
١- جمهوريخواهي
٢- دموكراسي
٣ -پروتكل يا قراداد اجتماعي
٤- سياست ورزي
٥- آزادي و عدالت
٦- قانون و مشروطیت و….
تلاش کرده اند تا مسیر جامعه را بسوی تغییری مدرن هدایت کنند . هزینه ها داده اند ، افتاده اند و برخاسته اند اما این قافله هنوز در راه است و به مقصد نرسيده !؟
صاحبنظران از دریچه های مختلف ، به این ناکامی ها پرداخته اند.
عده ای بر این باورند که گذشته ما چنان تعیین کننده است که آینده ما را ساخته است که نگاهی بدبینانه و جبری است و دیگرانی هم تاکید می کنند که آمال ها و هدف های آینده است که امروز ما را رقم می زند . ولی اندیشمندان دیگری هم در میانه این و آن، به نگاه علمی به گذشته و آینده و چگونگی معنا دادن به گذشته و آینده ، راه سومی را پیشنهاد میکنند.
امروزه بر اثر تحقيقات و مشاهدات علمي ، پاي عامل جديد ديگري هم به اين پيچيدگي ها و ناکامی ها اضافه شده است : روان شناسي اجتماعي و روان نا آرام سياسي ما که از تراما هاو آسیب های روانی ما به پارگی و عدم تعادل رسیده است . بخشی از این تراماهای فردی و اجتماعی ما هم درازمدت و کهنه و کمپلکس هستند که هیچگاه تخلیه نشده و بهبود نیافته اند!؟
فرضیه ای ساده ولي قابل تامل را مطرح مي كنم تا انگيزه اي براي انكشاف موضوع فراهم شود ،
نقش تراما هاي فردي و تراماهاي اجتماعي در بحران هاي اجتماعي و سياسي امروزما
تراما ( trauma) چيست ؟
تراما ، اتفاق يا شرايط غيرمعمول و غير پيش بيني است كه براي شخص و يا اجتماع ياكشوري پيش مي آ يد كه زندگي معمولي وعادي را مختل مي كند كه نتيجه اش آسيب هاي عميق رواني يا جسمي و يا عاطفي و اجتماعي است كه در اصطلاح علمی به آن post traumatic stress disorder (یا اختلال پس از ضربه) می گویند. انچه که مهم است این است كه اتفاق ها خود بخود ایجاد اختلال نمی کنند بلکه برداشت و معنی دادن ما به این اتفاق هاست که موجب distress و اختلال روانی – عاطفي و جسمانی ما می شوند. این واکنش ها اگربموقع هدایت و درمان بشوند ، زندگی روال عادی را به پیش می برد ولی اگر درمان نشوند ،اثر ديرپا يي روي احساس و حتي تفكر ورفتار اجتماعي ما با خودمان وديگران دارند و زمینه را برای اختلال ها و بیماری های روانی فراهم می کنند. تراما گاهي هم اجتماعي است مثل تبعیض ساختاری، مثل دوقطبی کردن جامعه مثل خشونت های سیاسیو شکنجه در زندان، مثل جنگ وكشتار جمعي و …….
تراماهاي فردي و اجتماعي بحث اين نوشته است كه چگونه اين تراماها ممكن استً كه انسان و اجتماعً را غير متعادل و آسيب پذير بكند و سياست و ديپلوماسي را هم تحت تاثير قرار بدهد.
در روان شناسي امروز از انواع تراما ها بحث می شود . گروهی از 3 نوع و محققین جدیدتر از 5 نوع تراما سخن به میان آورده اند ولی سازمان بهداشت ملی آمریکا و اداره تشخيص و پيشگيري بيماري ها به تازگي (٢٠٢٣) از ٧ نوع تراما صحبت به ميان آورده اند كه هريك مي تواند باعث اختلال PTSD بشود.كه در فارسي به آن ضربه های روحی پس از حادثه هم گفته اند. تراماهاي هفتگانه يا (7 big) را اشاره گذرا مي كنيم وبعد به راههاي درمان يا تطابق با هركدام مي پردازيم.
١- گروه اول شامل یک اتفاق دردناك و غير قابل پيش بيني در زندگي فردی كه منجر به PTSD مي شوندکه به آن Acute trauma هم گفته اند.. مثل نمونه هاي زير:
.تجاوز جنسي در خانه ، مدرسه و يا زندان كه به آن sexual assault مي گويند از مهمترین نمونه از نوع اول است اما نمونه های دیگری هم ذکر شده اند.
.بيماريهاي ناگهاني كه باعث تهديد زندگي است مثل بيماري سرطان .
.ازدست دادن ناگهاني يكي از نزديكان بر اثر تصادف ، اسلحه ، زلزله و يا سقوط هواپيما.
.شاهد بودن به يك تراما مثل تجاوز يا كشتار در خيابان و زندان .
.اتفاقات غير معمول فردي مثل تولد كودكً نا خواسته يا تلاش براي خود كشي و يا رهايي از غرق شدن در دريا.
٢- گروه دوم را Complex traumas نام نهاده اندكه بيشتر تراما هابي هستند كه از دوران كودكي بجا مانده اند ودرمان هم نشده اند.و همچنان اين آسيب ها فعال هستند و در خواب و بيداري و در انعكاس احساسات و ترس هاي غير معمول روزانه نشان داده مي شوند و ازديد روانپزشكي ، عامل مستعد كننده بيماري هاي رواني به حساب مي آيند كه گاهي به شكل مشكلات در مدرسه و درسلوك با دوستان و همسالان ، خود را نشان مي دهند. مثال هاي ديگري را هم مي شود اشاره كرد : مثل : تجاوز مدام در درون خانواده و يا نزديكان.
يا مثل كودكً آزاري مداوم و chronic مثل پديده bullying در مدرسه و يا محل كار و آزار و اذيت و تحقير مداوم از طرف همكلاسي يا همكاران.
٣- گاهي تمام موارد بالا ممكن است در مورد كودكً يا شخص ديگري اعمال شود كه به آن
Acute, chronic, complex traumas combined
مي گويندكه هم تفكر و هم احساس و هم رفتار شخص را آسيب پذير و مختل مي سازند . نوع بسيار پيچيده اي از تراماهايی كه كهنه شده و چند ريشه است ولذا درمان پيچيده اي هم دارند و علايم ونشانه هاي بسياري را هم بروز مي دهند مثل. :
زود انگيختگي
اضطراب
مشكل در تمركز حواس و فكر ( حواس پرتي)
ياد آوري مداوم خاطرات تلخ گذشته
كابوس و بد خوابي
گوشه گيري غير عادي همراه با ترس از ديگري
احساس گناه و خود را مقصر دانستن
افسردگي و مغموم بودن
شكايت از درد هاي مداوم و نا مشخص
پارگي و شكاف در شخصيت ، عدم شناخت واقعيت
گرفتار شدن در خاطرات مزاحم كه رها شدن از آنهاً چندان هم ساده نيست .
٤- تراماهای غیرمستقیم یا ثانویه:
Secondary/ vicarious traumas
که در این نوع تراما، این اتفاق ناگواررا مشخصا خود شخص تجربه نمی کند، بلکه شخص شاهد و ناظر مصیبتی تکاندهنده در مورد دیگری می شودکه منجر به اختلال می شود مثل : تماشاي حلق آويز شدن جوانان در ملاء عام در خيابان از جرثقيل . مثل شاهد بودن دختر بچه ۷ساله در مورد کشته شدن مادرش توسط پدر در خانه با شلیک چند گلوله!
و یا شنیدن تیر خلاص به سر همبند زندانی در زندان اوين ويا شاهد بودن جمعيت از كشتار مردم كرمان در انفجار هاي پياپي در مراسم دولتي اخير در كرمان.
٥- انتقال تراماها و آسیب های روانی از نسل پیشین به نسل پسین از طریق نقل روایت ها و یا انتقال آنها از طریق سینه به سینه. ( generational traumas
مثل خشونت های نژادي طولانی در امریکا و یا روایت های هولوکاست به نسل های جدید یهودی و یا انتقال تجربیات و کشتار های وسیع قزلباشان صفوی برای شیعه کردن مردم ایران یا خاطرات خونین کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ در جوانان دهه ۳۰ و ۴۰ و یا کشتار ٦٧ در زندان اوین و تراماهای بجا مانده از خشونت های حکومت در قتل های زنجیره ای و یا خشونت های سالهای ۹/۶ و ۹۸ و کشتار سر نشینان هواپیمای اکرایینی یا مثل اسید پاشی های اصفهان و مشهد و یا مسمومیت های شیمیایی در مدارس ایران و در این اواخر هم مهسا کشان و..
که تا کنون هیچ نهاد حکومتی و یا رهبران مذهبی ، هیچکدام مسئولیت این فجایع را بدوش نگرفته اند که خود باعث بی اعتمادی و خشم فرو خفته می شود.
٦- تراماهای اجتماعی يا social traumas
این باور عمومی در ایران پیش آمده است که : برپایی حکومت اسلامی در ایران خود ترامای بزرگ اجتماعی و تاریخی است که 45 سال است چون بختگی بر روح وروان و تاریخ و هویت ایرانیان آوار شده و روان جمعی ما را نامتعادل کرده است که به اشکال مختلف تجاوز خود را نشان داده اند.
مثل تروریسم ،مثل ترامای پناهندگی و مهاجرت و فرار مغز ها مثل خشونت های سیاسی و ایدیولوژيكي و مذهبی برعلیه دگر اندیشان ، تجاوز واعمال شکنجه سفید وسرخ و اعتراف زیر شکنجه برای شخصیت زدایی زندانی ، مثل خشونت های خیابانی بر علیه معترضین و منتقدان با اسید پاشی و ساچمه زنی بر چشم دختران و پسران جوان و از همه مهمتر تبعیض های زبانی، عقیدتی، جنسیتی ، قومی بر علیه غیر خودی ها که منجر به حذف روانی و اجتماعی و شغلي(exclusion) میشوند.
این تراماهای اجتماعی منجر به social anxiety disorder یا اختلال اضطراب اجتماعی ونا امنی اجتماعی می گردند. که تعادل روانی و حتی اخلاقی انسان را بهم می ریزد و به تحلیل رفتگی و خستگی روانی و افسردگی واعتیاد و طلاق یا پرخاشگری کور اجتماعی فرا می رويند که جامعه شناسان از آن به فروپاشی اخلاقی یاد می کنند.
این علایم و نشانه ها بسیار شایع می شوند:
بدبینی بدیگران،
ترس فراگیر که کسی در حال تعقیب شماست و شما مرتب در حال قضاوت هستید.
بی اعتمادی فراگير به همه چیز و همه کس
اضطراب از جمع ،
بی تفاوتی ،
کرایش به فرار
خودمداری ، خودخواهی و خودشیفتگی که مقاومت وتحمل شخص در برابر تغییر بسیارآسیب پذیر و شکننده و باعث خود انگیختگی و پرخاشگری آنی و فوری می شوند.
٧- تراما های منطقه ای و جهانی ( regional trauma ).
جنگ ۸ ساله ایرا ن و عراق ملیون ها کشته و زخمی و آسیب دیده بجا گذاشت هنوز این آسیب ها و تراماها بر جسم و روان باز ماندگان سنگینی می کند . جنگهای شیعیان با سنی ها که به شکل القاعده و داعش و حماس و حزب اله سالهاست که منطقه وسيعي را به آشوب و ناامنی کشانده و جنگهای سوریه و اکراین و این تازگی ها جنگ خانمانسوز اسراییل و فلسطین و حماس ، نه تنها نسل حاضر را در دوسوی مرزها آسیب پذیر و تراماتیزه کرده حتی صدای شورای امنیت سازمان ملل و سازمان های حقوق بشر و انجمن روانپزشکان و روان شناسان آمریکایی و ایرانی را هم بلند کرده که اثرات این جنگ ، نسل بعدی مردمان غزه و این منطقه را هم دچار تراما خواهد کرد . براي مثال طبق گزارش سازمان ناظر حقوق بشر اروپا ( دی ماه ۱۴۰۲) در مورد مصيبتها ي غزه ، ٢٤٠٠٠ كودكً درغزه يك يا هردو والدين خود را در كشتار غزه توسط اسرائيل ، از دست داده اند!؟
این خشونت های منطقه ای خواب و بیداری و احساسات و عواطف وافکار و رفتار اجتماعی ملیونها سکنه این مناطق را مختل کرده و متاسفانه هیچ روزنه امیدی هم در افق دیده نمی شود چرا که هر طرف خواهان نابودی کامل طرف دیگر است!!!!
در حقيقت هم براي مردم اسرائيل و هم براي مردم فلسطين يك تراماي عظیم اجتماعي بوجود آورده است .
البته هم فلسطيني ها و هم يهودي ها تراماهاي احتماعي تل زعتر و هولو كاست را سالهاست كه باخود حمل مي كنند كه هيچگاه تخليه نشده اند و طي اين سالها به ناخود آگاه اجتماعي ( social unconscious) پيچيده ونفرت عميق از ديگري تبديل شده اند و بايد تخليه شوند يا ازطريق كنترل شده ( تجربه نلسون ماندلا درآفريقاي جنوبي ) و اعتراف به جنایت در دادگاه و فرایند اجتماعی (reconciliation و يا شيوه هاي كنترل نشده مثل جنايت هاي جاري بين اسرائيل و غزه .
البته تراماهاي فردي هم ظرفيت وً پوتانشيال آن را دارند كه بشكل خشونت هاي افسار گسيخته خود را نشان دهند و گاهي هم به تراماهای اجتماعی مثل نسل كشي ختم بشوند! چرا كه از يك پويائي رواني پیچیده ( determinism) انباشته شده تاریخی نيرو مي گيرند .
آثار تراماهای اجتماعی و تاریخی از بین نمی روند ومنتظر فرصت می شوند تا برون ریزی شوند!؟
==============================================
بخش دوم:
راه چاره چیست ؟ چه باید کرد؟ راه هاي خلاص شدن ازتراماهاي فردي و اجتماعي كدامند؟
روش هاي درماني براي هر نوع تراما متناسب به شدت، زمان و سن افراد و ساخت فرهنگي هر جامعه ونوع سیستم حکومتی، مي تواند متفاوت باشند.
سه نوع درمان يا برنامه های بازپروري ، پيشنهاد شده و در عمل هم مفيد بوده اند:
١- انواع روان درماني های فردي
٢- داروًدرماني و مداخلات پزشكي و کلینیکی
٣-تركيب روان درماني و دارو درماني و مدد كاري اجتماعي با همكاري نزديك روانپزشك ، رواندرمانگر و مدد كار اجتماعي.
# قبل از تصميم براي درمان ، بسيار مهم است كه كه در يكي دو روز اول حادثه و مصيبت ، يك جلسه براي آ شنایی اولیه با چگونگی و قوع فاجعه (psychological debriefing) با شخص مصيبت ديده ترتيب داده شود تا يك ارزشيابي كلي در مورد نوع ضربه رواني و شدت آن و بررسي نوع واكنش ها و باز خورد عاطفي ، احساسي ، و افكار شخص حادثه ديده انجام شود كه نوعي مداخله حمايتي از بيمار در رابطه با ترامای مورد مطالعه است . تمام جزييات و زمان و چگونگي وقوع تراما در پرونده ثبت شده تا تيم درماني بر استفاده از اين پرسشنامه اولیه در تشخیص نوع تراما و کمک های لازم به نوع درمان كمكً كنند .
روان درماني هاي پيشرفته و مداوم فردي و گاهي گروهی ( group therapy) در عمل نشان داده اند كه توانايي اين را دارند كه با برنامه هاي آموزشي تدريجي به تخليه اين انفجار هاي كور فردي و اجتماعي كمكً كرده و راه رها شدن از تخليه هاي كور را نشان دهد که سعی خواهد شد به هر یک بطور کوتاه ومفید پرداخته شود.
شیوه های درمان فردی:
هدف از درمان فردی یا روان درمانی فردی روبرو شدن و تطابق بافاجعه یا مصيبت است نه فرار كردن و عقب نشيني كردن .
هدف اصلي مشاوره رواني ودرمان ايجاد تغییر در فرد است تا مددجو یابیمار خود بتواند از وضع موجود احساسی و فکری خود به فضای دیگری تغییر کند .البته تغییر عمدتا یک فرایند آرام وتدريجي است. شناخت از این که او قبل از تراما در چه وضعی بوده است و بعد از تراما چگونه عوض شده است وتغییر از انچه هست به کسی که می خواهد باشد و احساسی که می خواهد داشته باشد .
who you were -1
who you are – 2
who you want to be- 3
روش درمانی فردی که از سایر تکنیک ها در درمان تراما مفید تر بوده است، روش ترکیبی شناخت درمانی و رفتار درمانی است که به آن Cognitive- Behavioral Therapy یا رفتاردرمانی شناختی می گویند و در این تکنیک روان درمانگر کمک می کند تا بیمار هم از نظر برداشت ها و افکار خود تغییر کند و هم این تغییر ها را در رفتار روزانه خود و دیگران و اجتماع هم نشان دهد . بستگی به نوع تراما ممکن است که این جلسات درمانی از 6 هفته تا دوسه ماه ادامه پیدا کند.. در پایان این پروسه شخص توانایی جدیدی کسب می کند تا واقعه ( تراما) را طور دیگر ببیند و طور دیگر احساس کند و در نهایت طور دیگر واکنش یا رفتار نشان دهد . لذا هدف این درمان فردی تغییر در الگوی کارکرد مغز و قلب و تمام سیستم اعصاب و بدن که منجر به تغییر رفتار می شود و شخص را از زندان احساسات و عقاید منفی و ترس و بدگمانی به دنیای واقعی می کشاند و از درد و حرمان و بیخوابی و تنفر رها می سازد .
لازم است که به این نقطه کلیدی هم توجه شود که تراماهاي فردي و اجتماعي ضرورتا به post traumatic stress disorder يا اختلال هاي ناشي از تراما ختم نمي شوند بلكه امكان رها شدن و به growth يا به بهبودی رسيدن وجود دارد كه بيشتر ، كار روان شناسان باليني و روان شناسان اجتماعي است كه يك بحث تخصصي و كاربردي پيچيده اي است كه براي توضيح و انكشاف آن به زمان مناسب و بحث هاي علمي چند جانبه احتياج است.
یکی از روش های موثر دیگر در درمان PTSD ، روش
exposure therapy
است که تکنیک های مختلفی هم دارد . مثل باز آفرینی ترا ما با استفاده از تخیل( imaginal recreation ) و تکرار و باز آفرینی حادثه یا (flooding& revisiting ) که روان درمانگر کمک می کند تا بیمار حادثه را آرام آرام دوباره و چند باره ببیند و احساسات و هیجانات و ترس های خود را در زمان حادثه بیان کند این روش تراپی در درمان فوبی ها ( ترس های مرضی) و panic attack
و اضطراب های اجتماعی ( Social Anxiety) هم موثر بوده اند. نکته اساسی این است که روان درمانگر طی چند جلسه شرایط امن و آرامی را بوجود می آورد که بیمار آماده شود تا اتفاق مصیبت بار را دوباره و جند باره باز آفرینی کند و هر بار از بار استرس و ترس و دلهره از باز آفرینی حادثه کاسته می شود تا مصیبت قابل پذیرش شود و راه های سازگاری و تطابق به مصیبت فراهم شود و شخص به زندگی عادی ( که از دست رفته بود ) باز گردد.
systematic desensitization therapy
روش درمانی دیگری است که آرام سازی یا حساسیت زدایی تدریجی تکیه دارد که در درمان انواع فوبی ها ، اضطراب ها و تراما ها موثر بوده است وسالهاست که در رفتار درمانی مورد استفاده بوده و گزارش ها هم مثبت بوده اند در این تکنیک درمانی ، در پله اول روان درمانگر به بیمار یاد می دهد تا relaxation راتمرین کند. یعنی ماهیجه ها را شل کند . و در مرحله بعد بیمار لیست ترس ها و شدت واکنش های خود به مصیبت را درجه بندی می کند.و در مرحله بعد روان درمانگر شدیدترین واکنش اضطرابی را برای بیمار باز آفرینی می کند . از طریق صدا و تصویر و یا باز خوانی . وقتی که بیمار توان تحمل باز خوانی را ندارد، جلسه متوقف می شود و برنامه relaxation دوباره اجرا می شود و بار دیگر و بار دیگر این پروسه تکرار می شود و هر بار از شدت واکنش بیمار کاسته می شود تا به شکلی تدریجی تحمل و روبروشدن بیمار به حادثه بیشتر و بیشتر می شود تا زمانی که بیمار می تواند در مورد حادثه بنویسد و نوشته های خود را با جزییات بیشتر روی کاغذ بیاورد و یا برای درمانگر بیان کند self expression
راه های برون رفت از تراماهای اجتماعی و تاریخی:
تراماهای اجتماعی بسیار پیچیده تر و ریشه دار تر و گاهی کهنه تر از تراماهای فردی است که شیوه های درمانی پیچیده تر را هم طلب می کند .
برای مثال عواقب سیاست نژاد پرستی و تراماهای بجا مانده از آن دوران سالها و قرن هاست که در آمریکا هنوز بطور قطعی حل و فصل نشده گرچه تغییرات بزرگی دراین 100 سال گذشته در جهت قوانین برابری نژاديُ پیش آمده است و یا تراماهای جنگ جهانی دوم و کشتار یهودیان (هولوکاست) بشکل دیگری امروزه در کشتار مردم غزه خود رانشان میدهد و حتی به دیوان دادگستری لاهه هم کشیده شده است
. در کشور ما ، انواع تراما ها و کشتار غیر خودی ها از زمان مشروطیت تا کنون به اشکال مختلف روان جمعی ملیون ها ایرانی را خونین و آسیب زده کرده است . انقلاب ایران ازنخستین روز هایش تاکنون بر بستر تراما زایی و حذف و تبعیض و کشتار وتقسیم جامعه به خودی و ناخودی …. پیش رفته و بی اعتمادی و فرو پاشی اخلاقی و خشم و نفرت و گاهی افسردگی و نا امیدی جمعی را گسترده کرده است .
به نظر می رسد که جامعه بطور کل و فرهنگ های مختلف درون جامعه بطور خاص از بیعدالتی و تبعیض زبانی و جنسیتی و مذهبی و هویتی در رنج مداوم اند .
گذار از این تراماها چنان ساده و بدون صرف وقت و هزینه ممکن نمی نماید . انشقاق و عدم اعتماد به دیگری گاهی به خشونت های وسیع کلامی و اهریمن پنداری دیگری کشیده می شود و هویت جمعي ایرانی ما را هم به پارگی می کشاند .
اين تراما هاي فردي و اجتماعي آگر پالايش بشوند ، زندگي جمعي ما روال عادي را طي خواهد كرد و اگر پالايش نشوند امكان بروز اختلال هاي رواني و اجتماعي مثل خودشيفتگي ( نارسيسيسم) و يا گرايش هاي افراطي و فاشيستي در احزاب و شيوه حكمراني را سبب مي شوندکه هم زندگی شخصی و خانوادگی را به ناهنجاری می کشاند و هم اگر شخص با این زمینه ها مصدر کار اجتماعی بشود ، تصمیمات اجرایی او ممکن است زندگی خیلی ها و حتی یک کشور وگاهی منطقه را به بحران وًجنايت بکشاند .
چه شيوه هابي براي گذار از اين تراماهاي اجتماعي و رسيدن به پالايش اجتماعي دوران گذار مفيد خواهند بود؟
۱- دیالوگ- گفتگو بین گروههای اجتماعی و احزاب بجای حمله به یکدیگر و اتهام زدن . اول گوش کردن و بعد صحبت کردن روی مشترکات تا شرایط برای ایجاد ( کنگره ملی جهت نجات ایران ) فراهم شود.
۲- تغييرو اراده تغییر و استقبال از تغییر، در وضعيت موجود يا پارادايم شيفت
این پارادایم شیفت هم در درون و هم دربیرون ممکن است رخ نماید مثل گذار از نگاه دوقطبی ( خیر وشر) به جهان و دیگران.
۳. ايستادگي نه فرار ، يعني روبرو شدن با مصيبت جهت شناخت و تغيير از درون،
چرا كه فرار يا بي تفاوتي ، اين تراماها یا فاجعه ها را عادي سازي مي كند ، درصورتي كه اين تراما هاي اجتماعي اصلا عادي نيستند.
۴. آموزش مدرسه ای از سنین خردسالی و آموزش های اجتماعی از طریق وسایل ارتباط جمعی به شکلی حساب شده و مدرن.
۵. ايجاد يك مكان با شرايط امن اجتماعي در هر استان در زمان مشخص كه افراد يا گروهها و خانواده هاي داد خواه و آسيب ديده بتوانند به باز خوانيً و بيان مصيبت هاي خود بپردازند بدون قضاوت و بدون نا امنی ودلهره و ترس از تعقیب و زندان.
۶. ايجاد دادگاههاي حقيقت ياب براي تك تك آسيب هاي اجتماعي ذكر شده و با حضور شكنجه گران و مسئولين اين جنايت ها به شكلي شبيه به آن كه در آفريقاي جنوبي اتفاق افتاد. البته بعضی از این راهکارها ، در جریان گذار، عملی خواهند بود.
لذا براي پيشگيري از تراماهاي اجتماعي ديگر در آينده :
ضرورت دارد كه روان شناسي فردي رهبران سياسي ونقش خود شيفتگي مرضي اين رهبران در عصر حاضر بيشتر از هر زماني مورد توجه مصلحان اجتماعي قراربگيرد بهمین دلیل کار گزاران سیستم حکوتی هرکدام برای مدت معین و مسئولیت مشخص انتخاب می شوند و نه برای همیشه بدون پاسخگویی.
امروزه سخن از تحليل رواني و ارزشيابي رواني مسئولین احزاب سیاسی و کاندیداهای رياست جمهوري به شدت مطرح شده است . لذا شاخه جديدي از روان شناسي تحت نام جديد روان شناسي سياسي ، آرام ، آرام جاي خودش را در سياست و ديپلوماسي و پلاتفرم هاي سلطنت طلبي و جمهوريخواهي و پان اسلاميزم نشان مي دهند كه دوستان متخصص در روانپزشكي و روان شناسي و مددكاران اجتماعي مي توانند نوري بر پشت پرده هاي تاريك اين مفاهيم بيفكنند تا از تكرار اين تراماها و آسيب ها پيشگيري شده و جامعه را به همزيستي و صلح رهنمون شوند.
اشكبوسً طالبي- روان شناس -مریلند ( زنجیران )دی ماه ۱۴۰۲