مکاریت و جباریت و مجبوریت نظام

تقی رحمانی

همه چیز روبراه است، یا روبراه می شود! این جمله تفسیر رهبری نظام از اوضاع ایران است. در حالیکه از هر ۳ نفر در انتخابات مجلس، ۱ نفر رای داده است، آن هم مطابق آمار دولتی.
خامنه ای هم گفته بود که مخالفت با انتخابات مخالفت با اسلام و نظام و ایران است. پس می توان گفت که مطابق آمار دولتی از مجموع ۶۱ میلیون، ۳۵ میلیون از واجدان شرایط رای ندادند، پس با نظام مخالف هستند.

اما مهم تر از این، جنبش خود به خودی آرای باطله است. در انتخابات ۱۴۰۰ آرای باطله از رای نفر دوم انتخابات ریاست جمهوری بیشتر بود. در انتخابات مجلس این دوره در تهران صحبت از ۴۰ درصد آرای باطله است، در یزد مطابق آمار رسمی آرای باطله دوم شده است.

در این انتخابات در عمل خامنه ای اقلیت را در برابر اکثریت مردم قرار داد. اقلیتی رای داد و اکثریت رای نداد. میزان مشارکت در این انتخابات ۴۱ درصد اعلام شده که باز کمترین آمار مشارکت در تمام ۱۲ دوره بعد از انقلاب ۵۷ است.

خامنه ای در گذشته در نقد دموکراسی غربی گفته بود که مشارکت ۴۰ یا ۳۰ درصدی نشان می دهد که در این کشورها دموکراسی واقعی نیست. اما بعد اعلام نتیجه، دستگاه نظام از پیروزی سخن گفت و اعلام حماسه مردم در پای صندوق های رای کرد.

اما این همه ماجرا نیست، در این انتخابات اصلاح طلبانی اعلام شرکت کردند. این اصلاح طلبان حزب کارگزارانی سازندگی و حزب ندای ایرانیان و اعتماد ملی و عدالت و توسعه به رهبری حسن روحانی بودند که همراهی خاتمی را نداشتند. او برای اولین بار در انتخابات شرکت نکرد.

اما اصلاح طلبانی که شرکت کردند رای نیاورند از جمله  شکست تیم انتخاباتی حسن روحانی در این انتخابات هم مهم بود. باید دید در جبهه اصلاح طلبان حکومت آیا شکافی ایجاد می شود؟ اصلاح طلبان تا کنون در زیر عنوان جبهه اصلاحات ایران فعالیت می کردند.

نکته دیگر کشمکش در میان اصولگرایان یا حاکمان فعلی نظام است که برای قدرت در آینده با هم رقابت می کنند. در جریان اصولگرا که طیف بروکرات و ارزشی خود را می خوانند در این انتخابات با وساطت حداد عادل پدر زن مجتبی خامنه ای با هم لیست مشترک اما ناپایدار برای همکاری آینده دادند.

این تلاش معنی دار بود، یعنی بیت رهبری قصد دارد که دو جریان مزبور را با هم داشته باشد بروکرات اصول گرا به رهبری قالیباف و ارزشی ها به رهبری آقاتهرانی که از شاگردان مصباح یزدی است رابطه خوبی با هم ندارند. اما هر دو این جریان در سپاه نفوذ دارند و هم در بیت رهبری دارای قدرت هستند.

با این حساب اصولگرایان کلاسیک مانند موتلفه اسلامی و افرادی مانند لاریجانی و باهنر و ناطق نوری و از توجه بیت رهبری نظام خارج شده اند. (این جریان تلاش داشت که با طیفی از اصلاح طلبان میانه رو و تیم روحانی همکاری داشته باشد) اگر چه دارای ثروت هستند اما قدرت سیاسی کافی ندارند.

اما آنچه به نظر من مهم تر بود، برخورد جامعه مدنی ایران و جریانات سیاسی مخالف نظام در داخل کشور بود که یا اعلام کردند در انتخابات شرکت نمی کنند یا برخی آن را تحریم کردند که نرگس محمدی برنده جایزه صلح نوبل هم انتخابات را تحریم کرد.

بی اعتنائی مردم به انتخابات نشان می دهد که نظام سیاسی ایران در عرصه فرهنگی و اجتماعی از چشم اکثریت مردم افتاده است و تنها با سرکوب و اعدام و ترساندن که مجموعه ای از جباریت و مکاریت و مجبوریت است اعمال سلطه سیاسی می کند.

مکاریت و جباریت و مجبوریت نظام نکاتی قابل تامل است که باید به ان توجه کرد. تا علت ادامه نظام سیاسی ایران روشن شود.