هر کدام به شکلی بینایی چشمانش را از دست داده، سهم یکی تنها 10 درصد از روشنای روز است و دیگری جز سیاهی سهمی برایش نمانده. یکی در اوج جوانی و دیگری در شروع میانسالی، به اجبار شکل دیگری از زندگی را پیش گرفته.
این آسیب حتی برای بسیاری منتهی به ترک تحصیل یا کنار گذاشتن کارهای شده که روزی علاقهمندانه انجام میدادند. هر قشری بین آنها حضور دارد، ازدانشجوهای ممتاز تا افرادی که ماهرانه در کارگاهی کار میکردند.
آسیبدیدگان چشم اعتراضات سال قبل، حالا با اندک روزنههای امید، چارهای جز پیگیری روند درمانهای پرهزینه خود را ندارند. برخیشان از همان سال قبل در مراجع قضائی، برای طرح شکایت از مسببین این موضوع، پرونده تشکل دادند. البته طبق گفته وکلای این افراد، بسیاری به دلیل نگرانی از برخوردهای قهری مراجع قضائی، مثل بازداشت یا تشکیل پرونده، برای دادخواهی خود تا الان اقدامی نکردند و یا با نگرانی این پروسه را شروع کردند.
در این گزارش تعدادی از وکلای آسیب دیدگان اعتراضات سال قبل، با ارائه مدارک و مستندات، در مورد جزئیات روند رسیدگی پرونده توضیحاتی دادند که در ادامه میخوانید.
حسین نادربیگی: نابینایی در اوج جوانی
خیلی از آسیب دیدگان میترسیدند اگر برای پیگیری اقدام کنند بازداشت میشوند
دادخواهی حق هر شهروند است
پرونده پوریا علیپور:جای تیری که همیشه بر صورتش خواهد ماند
رضا عزتی: ساچمههایی که در جمجمه جا مانده
مجید خادمی: مکتشف دارویی که دیگر بینایی ندارد
محمد صفیاری: بیپناهی با چشمی نابینا
میرحسامالدین ملكی: چهرهای مملو از جراحت
داستان ساچمه
حالا تاریکی سهم بیشتر آنها شده است، آنهای که شاید تعداد قابل توجه هم داشته باشند اما از ترس برخوردهای قهری، دست به شکایت در هیج مرجع قضائی نمیزنند. این در حالی ایست که طبق گفتههای وکلای این گزارش روند رسیدگی به شکایت آسیب دیدگان چشم در سیستم قضائی در حال پیگیری است و پرونده هر کدام به شکل مجزا بررسی خواهد بود.
بنابراین طبق گفتههای این وکلا بخشی از هدف آنها از بیان این اظهارات در مورد پرونده موکلینشان این بوده تا دیگر آسیب دیدگان هم برای طرح رسیدگی در سیستم قضائی دست به کار شوند و روند درمان خود را همسو با این موضوع پیش ببرند و بتوانند خسارات مالی وارد شده را که مبالغ کمی نیست دریافت کنند.
گروه سیاسی امتداد