مرضیه حاجی هاشمی
از خاخامی که عکس زنان را در عرصه عمومی ممنوع میکند تا آخوندی که از زنان در عرصه عمومی عکس میگیرد، فقط بین آنها بعد مسافت از یک شهر مقدس یهودی تا یک شهر مقدس اسلامی وجود دارد؛ وگرنه هر دو به اندازه پاسداشت میراث سنتی خود به هم نزدیکند و سلولهای خاکستری مغز آنها دریافت کاملاً مشابهی از زنان دارد که زمان، مکان و دین نمیشناسد و آن هم این است که «بدن زنان» سوژهای است که مردان تعیین میکنند، حتی عکس آن کجا باشد، روی یک بیلبوردی نباشد یا در گالری عکس گوشی همراه فردی باشد با هدفی مشترک که جلوگیری از افکار شهوت انگیز در مغز مردان است!
«امروزه یهودیان اولترا ارتودوکس، تصاویر زنان در عرصه عمومی را ممنوع میکنند، بیلبوردها و آگهیهایی که یهودیان اولترا ارتودوکس را نشانه میروند، معمولاً فقط مردان و پسران را به نمایش میگذارند و هرگز تصویر زن یا دختر را در آنها نمیبینید.»
این در حالیست که وقتی به تاریخ مراجعه میکنیم، هیچ کجا نه از پیشوایان دین یهود، حذف تصاویر زنان دیده میشود نه از پیشوایان دین اسلام، زمینه سازی برای برخورد حکومت با یک زن به دلیل بیحجابی؛ پس چه چیزی منجر میشود که افراطیون ادیان که خود را نزدیکترین به پیشوایان دینی میبینند، چنین در نسبت با زنان کنشگری کنند؟
ممنوعیت دیدن زنان یا دیدن موی زنان، محدودیت قوانین فرهنگی و سیاسی است که کارکرد خاصی برای مجریان این قوانین دارد و نوعی اقتدار مردانه دنیای سنتی را به رخ میکشد که به دنبال آن دیگر جنبههای این اقتدار سنتی را مشروع میسازد.
به طور مثال «ممنوعیت دیدن زنان هیچ کجا محکمتر از پرستشگاه یهود نیست. در کنیسه یهودیان، زنان به دقت از مردان تفکیک میشوند تا هیچ مردی هنگام دعا یا خواندن تورات به طور اتفاقی طرح اندام زنی را نبیند؛ اما وقتی باستان شناسان کنیسههای باستانی مربوط به “تلمود” و “میشنا” را در اسرائیل خاکبرداری کردند، هیچ نشانی از تفکیک جنسیتی نیافتند و برعکس موزاییکهای کف و نقاشیهای دیواری زیبایی کشف کردند که زنانی با لباسهایی نسبتاً کم به تصویر کشیده بودند».
چه اتفاقی رخ داده که برعکس زمان میشنا و تلمود که عکس زنان حتی در پرستشگاه نیز ممنوع نبوده است، دینداران به جایی میرسند که روزنامههایی با فضاحت، عکس «آنگلا مرکل» (روزنامه همی وی زر) و «هیلاری کلینتون»(روزنامه دای زایتونگ) را حتی در یک تصویر عمومی به بهانه مطابقت با «قوانین عفت» حذف کردند!؟
دادن اصالت دینی، مذهبی و اعتقادی به یک امر فرهنگی و ادراکی، تنها بهانهای است، برای توجیه قانونی آن و پنهان داشتن بردگی ادراکهای جنسی، حالا می خواهد قوانین عفت یک کشور یهودی باشد یا قوانین حجاب و عفاف کشوری اسلامی.
فرهنگی که در آن، بدن زنان سوژه قوانین میشود، بیانگر این است که در آن فرهنگ، بیش از هر چیز، ذهن مردان، برده زنان شده است و نمیتواند از این ادراک آزاد شود که زنان را در اجتماع، انسانی صرف نظر از جنسیت ببیند؛ برای همین است که از خاخام تا آخوند درگیر سوژه «عکس زنان» است و واقعیت این است که عکس زنان، این اوست که سوژهای است گرفتار «بدن زنان» و تا او به واقع از این بردگی آزاد نشود، زنان طعم آزادی واقعی را نخواهند چشید.