مسعود سالاری
جامعه ایران از یکسو با انسداد سیاسی روزافزون از ناحیه جریانی که بهشدت در حال تکمیل پروژه یکدستسازی یا به قول یکی از سیاستمداران تا چندی پیش خودی: «خالص سازی»، با رویکرد غربستیزی، افراطی به پیش میتازد و در زمین بازی قدرت حتی اندک نیروهای مسامحهگر در این روند را بر نمیتابد.
جامعه ایران از یکسو با انسداد سیاسی روزافزون از ناحیه جریانی که بهشدت در حال تکمیل پروژه یکدستسازی یا به قول یکی از سیاستمداران تا چندی پیش خودی: «خالص سازی»، با رویکرد غربستیزی، افراطی به پیش میتازد و در زمین بازی قدرت حتی اندک نیروهای مسامحهگر در این روند را بر نمیتابد. از سوی دیگر، ناراضیان زیاد خشمگینی را در خود دارد که در مقابل هر پروسه و روند تدریجی و گام به گامی زمانبر ناصبورند و درعینحال، فاقد نیروی منسجم و راه برونرفتی ممکن برای اعمال تغییراتی در کوتاهمدت اگر مقدور باشد! و در سوی سوم، در معرض فرصتطلبی دشمنان و طمعورزان تاریخی نسبت به خود و رقیبانی که در عرصه رقابت از روی اصول و قواعد متعارف بازی نمیکنند و در کشمکشهای دوران پساهژمونیک برای موقعیتیابی درشکلگیری موازنه جدید، درصددند برای رسیدن به هدف پا روی گرده ایران آتمیزهشده بگذارند و یا ایران را وجهالمصالحه قرار دهند.
در این شرایط چهار سویه از بیرمق و رونقی نیرو یا جریان مقبولی که بتواند در مرکز این چهارسو قرار بگیرد و یا گفتمانی که همگرایی ایجاد کند و نقطه تعادل مرکزی برای یک انسجام اجتماعی برقرار کند و کارآمدی دینامیزم اجتماعی و بهکارگیری آن را در بزنگاهی ممکن گرداند، رنج میبرد. درحالیکه بهشدت نیازمند متعادلکنندهی اینچنینی است.
انتخابات مجلس دوازدهم یک وضعیت روشنی را نمایان کرده است و آنهم، چندپارگی جریان یکدستساز و ایجاد شکاف در یکپارچگی آنها در قدرت هست و از طرفی بهترین فرصت برای گروههای اندک متوهم و متعصب فن هراس آنها پیش آورده، که در ته دل دغدغه کشور را دارند و اکنون از روی عملکرد و به جان هم افتادن آنها هم به نیت و هم ناکارآمدی آنها پی برده و میبرند.
هربار شکستن انحصار قدرت، فقط با حضور و تمایل اکثریتی با پیش قراولی نخبگان و پیشروان اجتماعی سیاسی ایستاگریز، پویا و فعال و تبیین از پیش جهت آمادگی برای مقاطع انتخابات و نقشآفرینی در موعد انتخابات بوده و عدم استمرار آن هم به دلیل سرخوردگی از نرسیدن اهداف غیرواقعبینانهای که از دو سو، رقیب و کنشگران زودخواه، دامن زده میشد و ضعف در تبیین و تحلیل علل ناکامیها، هیجان ابتدایی را به وادادگی ناشی از زودخواهی را به انتها میسپارد.
اقدامات و تصمیمات همگرایانه، با اصل قرار دادن رفع تهدیدات خارجی و ترمیم ضعفهای موجود و استفاده از فرصتهایی که همواره در این دنیای در حال تضاد و تنش چه از منظر داخلی و چه خارجی، بهوجود میآید، نتیجهاش کاهش شکاف دولت-ملت، انسجام اجتماعی و افزایش اقتدار ملی مبتنی بر حمایت اجتماعی و آمادگی برای قرار گرفتن در مسیر درست در شرایط پرتلاطم خواهد بود.
٭ تحلیلگر مسائل سیاسی