فازِ آخرِ حکومتِ توتالیتر

علی شاهی

هاینریش هیملر بنیانگذار و فرماندۀ اس اس می‌گفت: «انسان جدیدی که می‌خواهد عضو اس اس شود، انسانی‌ست که در هیچ شرایطی، هیچ کاری را به خاطر خود آن کار انجام نمی‌دهد».

از آنجا که ماهیت یک حکومت تمامیت‌خواه با اهداف بسیار بلندپروازانه و جاه‌طلبانه‌اش پیوندی عمیق دارد – و اصلاً از ابتدا، برای رسیدن به این اهداف طراحی شده – هزینۀ نگاه‌داری‌اش بسیار زیاد است: «تمامِ» زندگیِ «تمامِ» مردمِ یک کشور پرجمعیت باید مطلقاً در خدمت کار برای رسیدن به این اهداف قرار گیرد (به‌همین دلیل هم به قولِ آرنت، تمامیت‌خواهی در کشورهای کم‌جمعیت شکل نمی‌گیرد).

با این اوصاف، حرف هیملر نه فقط برای اعضای اس اس، بلکه برای کل اعضای یک جامعه تحت سلطۀ یک حکومتِ تمامیت‌خواه باید صادق باشد: همه باید برای اعتلای حکومت و رسیدن آن به اهدافش کار کنند: «هنر برای هنر»، «مطالعه برای آگاهی»، «ورزش برای تندرستی یا قهرمانی»، «بیزینس برای تولید ثروت» و … باید جای خود را به «هنر، مطالعه، ورزش، بیزینس و … برای حکومت» بدهد.

در چنین جامعه‌ای، هر کس که کاری را برای خود آن کار انجام دهد (یعنی هدفش با هدف حکومت متفاوت باشد)، از میان خواهد رفت.به همین دلیل است که یک حکومت تمامیت‌خواه، به‌شکل مداوم و پی‌گیر، برای تک‌تک اعضای جامعه (نه فقط مخالفان) خط و نشان می‌کشد، و با صرف هزینه‌ای سرسام‌آور، تلاش می‌کند که به زندگی آنها شکل دهد: چه بخورند، چه بپوشند، کجا بروند و چه بکنند (به همین دلیل هم در چنین حکومت‌هایی، نفس فعالیت‌های مستقل، نوعی مقاومت محسوب می‌شود؛ حتی اگر در نگاه اول چنین به نظر نرسد).

آیا چنین حکومتی به اهدافش خواهد رسید؟ خیر (چون این اهداف بیش از حد بلندپروازانه‌اند). پس آیا شیوه و ساختار خود را تغییر خواهد داد؟ باز هم خیر (چون اصلاً ماهیت و ساختارش برای رسیدن به چنین اهدافی شکل گرفته). نتیجه؟ این روند آنقدر ادامه پیدا می‌کند تا یا حکومت با حملۀ یک کشور خارجی ساقط شود، یا خودش بماند و اقلیتی انگشت‌شمار از طرفدارانش که البته واضح است برای چه مانده‌اند.

اینجاست که یک حکومت تمامیت‌خواه، به یک حکومتِ «یاوه‌گر» و سادیست تبدیل خواهد شد. حکومتی که حتی خودش هم دیگر درست نمی‌داند چرا به دنبال «کنترل زندگی مردم» است و مهم‌تر از آن، دیگر توان و نیروی کافی برای انجام این کار را ندارد. این فاز آخرِ یک حکومت تمامیت‌خواه است: پرت‌وپلاهای رسانه‌ای که در آن بیش از هر وقت دیگر، بر «کنترل زندگی مردم» تأکید می‌کند، در کنار برخوردهای تصادفی و موردی احمقانه که بیشتر رنگ‌وبوی «سادیسم» دارند تا یک «کنترل منسجم برای ادامۀ حکومت».

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»