روز گذشته در گفتگویی نسبتا طولانی با شبکه اینترنتی کانال یک، به مواردی اشاره کردم که پیش از این کمتر درباره آنها سخن گفتهام. لینک این گفتگو را میتوانید در انتهای این پیام ببینید.
در ابتدا آقای شهرام همایون در خصوص انتقادات، توهینها و حملات مختلفی که در سالهای اخیر به من شده پرسیدند. این حملات در سالهای اخیر به مراتب بیشتر شده. حملهکنندگان نیز البته به نظر میرسد در لحن و ادبیات خود هیچ خط قرمزی ندارند. با تمام این تفاسیر من به طور عام پاسخی به حملات نمیدهم. بر این باورم که مردم میتوانند از حق آزادی بیان خود استفاده کنند.
داستان جایزه نوبل نیز موضوع جدیدی نبود. اما همان طور که پیشتر در کتاب تا آزادی نیز با جزئیات به آن پرداختهام، بخش اعظم جایزه را در ایران برای اهداف حقوق بشری هزینه کردم. خرید ساختمان دفتر کانون مدافعان حقوق بشر یکی از موارد بود. حکومت اما تمام داراییهای من از جمله جایزه نوبل و دفتر کانون را مصادره کرد.
در رابطه با حملههای انجام شده در فضای مجازی به نرگس محمدی پس از دریافت جایزه نوبل گفتم بدبینی عمومی و نیتخوانی، نتیجهی یک حکومت پلیسی و استبدادی است. نباید مردم را آماج حملات قرار داد. کسی که فضای مسموم را به وجود میآورد، حکومت است.
عمیقا بر این باور هستم که اتحاد با همفکران و موافقان، مصداق گفتگو در آینه است. از این رو اتحاد راستها با یکدیگر، یا اتحاد چپها با همدیگر معنایی ندارد. اگر قرار بر مبارزه با جمهوری اسلامی باشد، مخالفان با دیدگاههای فکری متفاوت باید در کنار همدیگر قرار گیرند.
من کماکان با وجود انتقادات، فکر میکنم شورای همبستگی و توافق بر منشور مهسا، اتفاق خجستهای بود. این که چه کسی باعث از هم پاشیدن آن شد، نباید اولویت ما باشد. اگر مقصری وجود داشته باشد، نه شخص، بلکه افراط و اصرار بی چون و چرا بر ایدئولوژیهای خاص، از جمهوری خواهی گرفته تا سلطنتطلبی، و کم تحملی ماست.
تا امروز ۴۵ سال با همدیگر جنگیدهایم و جمهوری اسلامی حکومت کرده، آیا میخواهیم ۴۵ سال دیگر هم با هم سر جنگ داشته باشیم؟ دیگر بس است.
مشروح گفتگو را در این لینک ببینید.
https://www.youtube.com/live/PmKktP8iYbk?si=wcpEshh_Op2wKy7X
@ShirinEbadiofficial