بارش افکار طی هفت فرمول شخصی و سازمانی برای کمک به فعالان تحت فشار؛ به ویژه زمانی که بیشتر مردم از حجم فشار بر فعالان صنفی متعجب و یا خسته شدهاند
به ازای هم معلم زندانی و هر معلم تحت فشار، همکارانی در شهر، کشور و در کل دنیا هستند که با اطلاع از قضیه یک فعال تحت فشار میتوانند شبکه حمایتی پدید بیاورند ولی اطلاع به شیوه درستی به آنان نمیرسد، در گروه هدف خاصی تعریف نشدهاند یا اطلاعات آنان را هنوز برنینگیخته است؛ چرا که گزارشهای کلی خبری در رسانههای مجازی کافی نیست، تعداد کافی از اعضای جامعه و همکاران درباره فعالان تحت فشار اطلاع کافی ندارند که شخصیت یا شیوه فردی وی را لمس کنند و یا گزارش به سازمانهای جهانی لزوما یک فرد یا نهاد را به طور ویژه به سرنوشت یک فعال زندانی یا در معرض فشار، علاقمند نمیکند.
اما فعالان پیگیر وضعیت یک همکار تحت فشار یا زندانی چه میکنند؟
فعالان به طور ویژه درباره همکاران خود اطلاعرسانی میکنند و از زاویهای به یک موضوع میپردازند که به رفتارهای حمایتگرانه دامن بزند. آنان موقع جلب حمایت یا کمپین اطلاعرسانی، گفتگو درباره حل تمامی مسائل یا مشکلات عدیده را موقتا تعطیل میکنند. فعالان میدانند که واکنش شنونده اگر جملهای مبنی بر خراب بودن کلی اوضاع باشد، یا اگر پس از شنیدن قضایا درباره این مورد، به مقایسه آن با مورد دیگری بپردازد، احتمالا به معنی بیعملی وی خواهد بود.
فعالان از افرادی که کاملا مرتبط با موضوع فعالیت یک معلم دربند یا تحت فشار تا افرادی که کاملا ممکن است بیربط به نظر برسند برای کمکردن فشار یا بهتر کردن شرایط یک همکار تحت سرکوب درخواست حمایت میکنند.
فعالان میدانند که وقتی یک همکار با تن و بدن خود تحت فشار است، فعالیت مجازی دامنه تاثیرگذاری محدودی دارد پس تمام فعالیتهای اطلاعرسانی خود را به فضای مجازی محدود نمیکنند.
فعالان پیش از هر بار خبررسانی و یا درخواست حمایت، همواره برای کنترل بعد منفی و فلجکننده اخبار منفی با یکدیگر یا به تنهایی همفکری میکنند که یک حمایتگر بالقوه ناگهان با حجم فشاری که بر یک فعال صنفی وارد شده است، دچار بیعملی نشوند. فرمول این است: دست کم دو برابر حجم منفی بودن خبر باید امید، اندیشه، آزادی، خلاقیت و یا ظرفیت در پیام شما نهفته باشد تا خبررسانی شما به یک رفتار حمایتگرانه از سوی مخاطب بینجامد.
فعالان حول یک شخصیت صنفیِ تحت فشار به گونهای اطلاعرسانی و فرهنگسازی میکنند که شیوههای کنشگرانه و دیدگاههای وی تکرارپذیر باشد.
فعالان با درک ظرفیت روحی و روانی یک فعال، بایستهها، نکات ویژه اخلاقی و یا شیوه شخصی یک فعال تحت فشار، شخصیت وی را برای دیگران ملموس میکنند و درک میکنند که یک فعال مدنی و صنفی با امید به روی دادن یک تغییر، ظرفیت ویژهای در خود ایجاد کرده و از مشابه این ظرفیت باید بتوان در خلق آثاری اصیل در یاری رساندن به وی بهره گرفت.
فعالان در دنیای خود اسیر نمیشوند؛ به دنیای افراد مختلف سفر میکنند و با تصور این که کسانی به دنبال خبر درباره سرنوشت یک همکار به اطلاعات دسترس دارند، زمان را هدر نمیدهند؛ آنان به روایتهای موازی و تکمیل کننده از تصویر فعالیت یک فعال صنفی تحت فشار دامن میزنند که منوی کاملی از روایتهای ملموس پدید بیاورند و از گزارش رسمی تا کتاب کودک، از ویدیوهای رسمی تا انیمیشن، گروههای مختلف را با اطلاعات ویژه درگیر میکنند. چنین تلاشی با گامهای کوچکی از درخواست یاری از افراد مختلف برای تقسیم کار شروع میشود؛ پس این فهرست هفتگانه را دوباره میتوان از بالا مرور کرد.
مهم این است که تلاش برای کمک به آنان باید با قانون کمترین تلاش صورت بگیرد؛ یعنی پیدا کردن میزان حداقل فشار، با بیشترین انگیختن آگاهی برای جلوگیری از حساسیتزایی غیرضروری، به ویژه درباره پروندههایی که فعالان در آن دست بالاتر را دارند.
داوطلب