سیروس فیروزیان
تا دیروز اسباب بازی های گران قیمت رهبر- موشک ها و پهباد های رنگارنگ، برای جیب ملت پر هزینه بود؛ امروز برای آبروی کشور هزینه شده است و فردا این هزینه، گران، بپای امنیت ایران نوشته خواهد داشت.
دیگر، هیچ دولتی، اگر چه به اندازه نقطه ای روی نقشه باشد، برای ایران تره خرد نخواهد کرد. پهلوان پنبه های ولایی رسوایی را از حد گذراندند.
تا دیروز ادعای رهبر -به اصطلاح- فرزانه آن بود که کشور را از جنگ دور داشت. شاید اینگونه برداشت می شد که خمینی کشور را به جنگ هشت ساله کشاند؛ اما، خامنه ای جنگی
سی ساله را به منطقه تحمیل کرد. هدف آن بود که تحمیل جنگ به منطقه، دیوار دفاعی دور ایران باشد؛ زهی خیال باطل. این بود که بیش از سه دهه، هزینه روی هزینه بر دوش ملت بار شد تا آقای نظام که از نظام هیچ سرش نمی شد باد به غبغب بیاندازد که توانسته هلال شیعی و ام القرای اسلامی را توانمند بپا کند.
رژیم، مدل امپراطوری عثمانی و قدیم تر از آن خلافت عباسی را در سر داشت. رژیم ذکاوت صفوی و بسی قدیم تر از آن سیاست ارشکانی نداشت. رژیم به ذات مداخلهگر بوده است و نه معامله گر و اهل سیاست و مصلحت. هدف، امپراطوری متجاوز شیعی بود. باری، دشمنی ایران اسلامی با اسرائیل بیشتر از همین خواب و خیال بر خواسته است. سقوط امپراطوری عثمانی در واقع پایان حکومت مسلمانان در
منطقه و در سرزمین مقدس بود. خمینی غصه می خورد برای آنکه امپراطوری عثمانی فرو پاشید و با همین غصه هلاک شد. او نتوانست راه قدس را از کربلا بکشد. خامنه ای، اما، بر آن شد تا با تدارک و تجهیز مزدوران مسلمان و فراهم ساختن توان نیابتی در چهار دور خاورمیانه، قدرت و اقتدار منطقه ای خود را توانمند نشان داده و غبطه قدرت و اقتدار اسلامی را به جان اعراب سنی منطقه بیاندازد.
دیگر این خواب، سراب آرزو شد و از این پس کابوسی برای رژیم.
باری، میراث خامنه ای، در تاريخ ایران، همانا، جامعه ای فرو پاشیده است؛ جامعه ای فرو افتاده در منجلاب فقر و فساد و فحشا و دروغ و دزدی و ریا و خرافه؛ و اکنون، گرفتار تله جنگی ناخواسته.
ساده نگیریم، نگوییم نخواهد شد، مباد آن روز که اینهمه ویرانی، اینهمه واپس رانی، این فروپاشی فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی، این فاصله ژرف شگرف طبقاتی و کلاف سر در گم شکاف میان مرکز و پیرامون، و در یک سخن، اینهمه بی سیاستی از حکومت تا اپوزوسیون، به تجزیه کشور و فروپاشی ملی بکشد.