وقت آزادی:
ایده گفت گوی «مصطفی تاجزاده- رضا پهلوی» از سوی مهدی نصیری، منتقد حکومت و فعال سیاسی مطرح شده است. موافقان و مخالفان از تفاوت ماهوی دو دیدگاه تاجزاده-پهلوی حرف می زنند و می گویند نزدیکی این دو جریان فکری «نشدنی» است.
گفت و گو یک راه است و باید این راه با «چگونه گفت و گو کردن» شروع شود تا در مسیر یک گفت و گوی سازنده به تفاهم های حداقل برسند. گفت وگوی مخالفان حکومت و نشستن دور یک میز به شکل سیاه و سفید نیست که « نشدنی» باشد. مخالفان چاره ای جز گفت وگو ندارند.
هر زمان صحبت از گفت وگو و یا تشکیل مجمع مخالفان می شود، جدا از مشکلات و اختلافات فکری و موانع اتحاد و ائتلاف در بین آنها، نیروهای حکومتی نیز به آتش اختلافات می دمند و تلاش می کنند مانع نزدیکی مخالفان شوند.
گفت وگوی تاجزاده ها و پهلوی ها و طیف های مختلف فکری یک ضرورت اجتناب ناپذیر است و تردیدی نیست که مخالفان نظام جمهوری اسلامی بدون نیروهای مخالف در داخل ایران نمی توانند به خواسته و هدف شان برسند.
در راهی که مخالفان پیش رو دارند همه طیف ها باید باشند و در این میان نباید از جنبش کارگری نیز غافل شد. روز « اول می»، روز جهانی کارگر برای مخالفان حکومت نیز این پیام را دارد که باید به این قشر نیز توجه ویژه ای داشته باشند.
گفت وگوی ایرانیان دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد. آینده دمکراتیک و سکولار ایران بدون گفت وگو ناممکن است.
در اتحاد دو موضوع مهم است
۱– همکاری در عمل مشخص.
۲–جاذبه اتحاد از جنس قدرت است. اتحاد در یک پروسه حاصل میشود، به نصیحت و دعوت و خواهش نیست. کسی یا جریانی میتواند اتحاد درست کند که بتواند قدرت نشان دهد و اصل اول را به کار بگیرد. برای مقاومت مدنی و مبارزه بیخشونت، لااقل پنج منبع قدرت باید نزد جریانی انباشته شود تا بتواند پروسه اتحاد را راهبری کند.
این پنج منبع قدرت به عبارتند از:
۱– رسانه(گروهی و اجتماعی)
۲– جامعه بینالمللی
۳– پول
۴– تماس با ریزشی های نخبگان حکومتی
۵– مردم و عمل در میدان(کمپینهای اعتراضی و کمپینهای فلجسازی).
کسان بسیاری از این نصیحتها کردهاند، اما توجه ندارند که مسائل مبارزه از امور حقیقی است و با نصیحت حل نمیشود.