فهم سریال‌ساخته از فساد سیستماتیک

از آنجا که پژوهشگر اجتماعی نمی‌تواند لای کتاب‌ها پنهان شود و پشت مفاهیم شیک و ثقیل سنگر بگیرد، بلکه باید با لایه‌های مختلف جامعه درگیر شود – اعم از مشاهده و مشارکت یا ترکیب این دو – یکی از ساده‌ترین اشکال پژوهش با مشاهده‌ و توصیف اجتماعی، توجه به ذهنیت اقشار مختلف جامعه و نیز تأثیرپذیری آنان از بازنمایی‌ها است. برای مثال، پژوهشگر اجتماعی در ایران نمی‌تواند به بهانۀ سخیف بودن فیلم و سریال‌های تلویزیونی و شبکۀ نمایش خانگی (که البته دور از واقعیت هم نیست) از آنها فاصله بگیرد؛ چه آنان هم اقشار و گروه‌هایی از جامعه تأثیر می‌پذیرند و هم روی آنها تأثیر می‌گذارند.

اقشاری که هم در فرم و هم در محتوا، الگوهای ساده را دنبال می‌کنند؛ از نظر فرم، از سریال‌های پیچیده و معمایی خارجی رضایت ندارند و اگر هم دوبلۀ آن را در تلویزیون تماشا می‌کنند، متوجه صحنه‌های سانسورشده نمی‌شوند و با هر گونه و اندازه جرح و تعدیل – گاه ناشیانه – کنار می‌آیند. همچنان که از نظر محتوایی، تصوری از پیچیدگی موضوعات سیاسی-اجتماعی ندارند و ترجیح میدهند موضوعات به شکلی ساده تعریف شود و به پایانی خیر و خوش بینجامد: می‌خواهد فساد اخلاقی باشد، فساد اقتصادی باشد، ناکارامدی مدیریتی باشد، فقر اقتصادی و تورم روزافزون باشد، نفوذ خارجی باشد و…

نمونه‌ها‌ی آشکار:
سریال «گاندو» نه فقط بازتاب ذهنیت بسیاری از عوام طرفدار نظام در ایران از مسائلی چون امنیت ملی، نفوذ بیگانه، برجام و… است که متقابلاً ذهنیت آنان را شکل داده است.
همچنانکه سریال اخیر «هفت سر اژدها» دربارۀ فساد اقتصادی آقازاده‌ها اذهان را درگیر مسائلی چون برجام و نفوذ خارجی کرد، تا روایت دلخواه نظام را به خورد عوام بدهد. از یک طرف تحریم‌ها حاصل توطئۀ برخی افراد وطن‌فروش در داخل است و از طرف دیگر، تحریم‌ها هیچ تأثیری روی بازار و اقتصاد نداشته و همۀ مشکلات حاصل توطئۀ برخی افراد در داخل است که می‌خواهند با القای مصنوعی بحران اقتصادی-اجتماعی-سیاسی، کشور را به سوی پذیرش برجام و انفعال در مقابل بیگانه ببرند.

در تمامی این سریال‌ها البته مسائل مختلفی مطرح می‌شود و سرنخ‌های متعدد به هم می‌رسند، اما روایت پیچیده نمی‌شود. زیرا همچنانکه مخاطب عامی و هوادار نظام انتظار دارد، همۀ دشمنان به هم وصل هستند: اصلاحطلبان و اعتدالگرایان یقه‌دیپلماتیک به برخی آقازاده‌های یقه‌آخوندی اصولگرا وصل هستند؛ عوامل اخلال در بازار سکه و ارز با عوامل سقوط بورس مرتبط هستند؛ دیپلمات‌های طرفدار برجام همان دلالان طرفدار تشدید تحریم‌ها هستند؛ طرفداران روابط حسنه با غرب همان جاسوس‌های دولت‌های خارجی هستند؛ تروریست‌های اقتصادی و تروریست‌های هسته‌ای یکی هستند؛ عامل بحران‌های اقتصادی پشت پردۀ اعتراضات سیاسی در دانشگاه‌ها هم هست؛ و…
البته حضور و پیوند تمام این عوامل، به‌معنای این است که هیچ گروهی از مردم عاملیت ندارند و اعتراضات آنها دروغین است: کارگران، معلمان، بازنشستگان، زنان، کشاورزان، مال‌باختگان و…

و در نهایت هم فساد هر چقدر زیاد و پیچیده باشد، حاصل یک «شبکۀ نفوذ» خارجی است و به‌هیچ‌وجه فساد «سیستمی» یا «سیستماتیک» نیست. بخش کوچکی از نظام آلوده شده که غدۀ سرطانی خوش‌خیم و قابل جراحی است. شبکه‌ای از ارتباطات آقازاده‌های اصولگرا و آقایان اصلاحطلب با عوامل بیگانه در داخل و دولت‌های خارجی که خیلی زود با عنایت امام زمان و اقدام سربازان گمنام و بدنام شناسایی می‌شوند و از بین می‌روند. نظام از اتهام مبری است و مردم می‌توانند نفس راحت بکشند که هم جاسوس‌های بیگانه شناسایی می‌شوند و هم عوامل فلاکت اقتصادی. چند نفر اعدام می‌شوند و مشکلات حل می‌شود.

البته اینکه در عالم واقعیت مشکلات کشور همچنان باقی است، مشکل ماست نه سریال‌سازان و نظام مقدس؛ همچنانکه پیشتر دربارۀ فهم هواداران عامی نظام از مسائلی چون فساد نوشته بودم، که چقدر ساده‌اندیشانه است و چگونه متأثر از تصویری که در هر دوره، نظام خود آن را می‌سازد.
اما پژوهش جدی در این باره، مستلزم طرح پژوهشی مدونی است که به افکارسنجی اقشار هوادار نظام و مخاطب سریال‌های چنینی بپردازد. و چه بهتر که این پژوهش در دو مقطع، پیش و پس از تماشای سریال انجام شود تا نوعی آزمایش اجتماعی حول متغیر مستقل سریال تلویزیونی را هم رقم بزند. پرسش‌هایی نظیر آنچه حول مفهوم “فساد” در این پیمایش تنظیم کرده بودم.

رضا نساجی

اتحاد بازنشستگان