اصغر امیرزادگان، معلم و فعال صنفی فرهنگیان استان فارس، روز گذشته از زندان فیروزآباد به مرخصی اعزام شد و ناگزیر دوباره به زندان برمیگردد، چرا که بسیاری درباره اتهاماتی که به او و دیگر کنشگران صنفی زده شد، حتی به طنز، چنان کمتر اطلاع دارند که فشار اجماع عمومی به مجود نیامد که او را از زندان برهاند.
«اصغر امیرزادگان»، عضو هیات مدیره انجمن صنفی معلمان فارس، روز دوشنبه ٣ اردیبهشتماه ١۴٠٣، برای گذراندن دوران محکومیت خود روانه زندان فیروزآباد شد. پس از رای دادگاه تجدید نظر فارس و تقلیل حکم محکومیت ایشان از ۵ سال حبس تعزیری به ٢ سال، حکم توقف در پرونده ایشان صادر شده بود. این فعال صنفی بیش از یک سوم از دوران محکومیت ٢ سال حبس خود را گذرانده و مدت محکومیت او به اتمام رسیده است.
امیرزادگان، با فعالیت برای «آموزش رایگان مطابق قانون اساسی» و «بهبود وضعیت معیشت فرهنگیان» به دلایل همیشگی چون «نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی از طریق ارسال فیلم و عکس به رسانههای خارج کشور» و البته «تبلیغ علیه نظام» دستگیر و زندانی شد؛ در حالی که اولا در هیچ کجای قانون انتشار عکس به دیگر نقاط دنیا جرم نیست و در ثانی، او نمیتوانست نشر اکاذیب کرده باشد چرا که اگر تجمعی در واکنش به نقض حقوق شکل نگرفته بود، او نمیتوانست از چیزی که وجود نداشته گزارش تهیه کند! درباره اتهام سوم، تبلیغ علیه نظام، که معمولا به فعالان صنفی زده میشود، عزیز قاسمزاده، معلم زندانی در روز آزادیاش مرور جالبی دارد.
عزیز قاسمزاده در حالی که باید آزاد میشد ولی هنوز در بند است، طی یادداشتی اعلام کرد که مقامات نیازی به دشمن ندارند، چرا که اعمالشان بزرگترین تبلیغ علیه خود آنهاست!
وی نوشت: «کارگزاران و دست اندرکاران نظام آنگونه که خود علیه خود قیام نمودهاند و انواع و اقسام تبلیغات را در حق خود روا دانستهاند، اساسا نیاز به تبلیغی … از سوی مخالفانشان ندارند!» وی با ذکر چند مثال تحلیلی که در صفحه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران منتشر شد، اعلام کرده که با وجود بحرانهای ناشی از ندانمکاری {مقامات، آنان} «با چند نفر کارشناس خبره در حوزههای مختلف گفتگو نمیکنند» تا از بحرانهای خودساخته بکاهند!
اما کنشگران صنفی معلمان چگونه بدانند که دغدغه صنفی خود را به دستور کار اجتماع تبدیل کردهاند؟
ممکن است راههای بسیاری برای سنجش این موضوع وجود داشته باشد ولی دو مقیاس زیر نشان میدهد که اجتماع تا چه اندازه از خواستههای معلمان اطلاع دارد و با آنان همراه است: آیا اتهامهایی که به معلمان نسبت داده میشود در خفا و دایره محدودی از فعالان صنفی میچرخد و یا شمار بیشتری از آن آگاهی دارند و اگر آگاهی دارند متوجه طنز تلخ آن میشوند؟ آیا کسانی که از این قضیه آگاهی دارند، موضع روشنی نیز دارند یا هنوز درباره موضعگیری خود تردید دارند؟
شمار کسانی که حاضرند در فاصله دو زندان از یک فعال صنفی که به غیر از استفاده از حقوق قانونی خود هیچ خطایی نکرده، میتواند مقیاس خوبی باشد برای سنجش این که چه شمار کسانی به تغییر وضعیت معلمان باور دارند.
@davtalaborg