مجتبی نجفی
“دشمنِ دشمن من دوست من است”! این گزاره خطرناک است.
به این دلیل که فرمول ساده ای برای حل مسائل از پیش تعیین کرده است. در حالی که مسائل در بسیاری از مواقع چند بُعدی و پیچیده اند. پذیرفتن این گزاره، سوژه را به “دشمنِ دشمن من” وابسته می کند. در نتیجه نگاه انتقادی سوژه به “دشمن دشمن من” از بین می رود.
سوژهای که این گزاره را می پذیرد در بازی دشمن خود افتاده است. چرا که دشمن اگر یک واقعیت را صحیح اما با نیت بد بگوید، سوژه در مسیر اشتباه گرفتار می شود و از این منظر تا پایان خط اشتباه می کند.
از اینرو این گزاره” دشمن دشمن من، دوست من است” نه تنها خطرناک است بلکه می تواند باعث گمراهی و اشتباهات مهلک بشود و از سویی استقلال سوژه را تحت خطر قرار دهد.
چرا که اینجا سوژه با دو آسیب جدی روبروست:
از سویی تحت تاثیر کنش های دشمن است و از سوی دیگر تحت تاثیر کنش های “دشمن دشمن” خود است.
به عبارتی سوژه با این گزاره خود را در موقعیت خطرناکی قرار داده و آزادی خود را مخدوش کرده است. گزاره “دشمنِ دشمن من دوست من است” نیاز به بررسی و پژوهش دارد و الگوی ثابتی برای همه وضعیت ها نیست.
پس این گزاره می تواند صحیح باشد: ” دشمن دشمن من می تواند دوست من باشد، حتی می تواند دشمن من باشد، و حتی می تواند در تضاد با ارزشهای من باشد.”
همه اینها نیازمند پژوهشگریست.
اما ذهنهای تنبل که حال حل مسایل پیچیده را ندارند، به این فرمول غلط چنگ می زنند و در دام خطاهای دشمن و دشمن دشمنانشان، گرفتار می شوند.
تلگرام نویسنده