انتخابات، «تله» یا «گریزگاه؟»

سوال روز افکارعمومی ایران فرجام انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم است. برای پاسخ به این پرسش، رجوع به تجارب  انتخابات رقابتی و شبه‌رقابتی پیشین در حیات نظام جمهوری اسلامی، گره‌گشاست:

اعلام پیروزی نامزد منتخب حاکمیت در دور اول انتخابات:

سال ۸۸ مشخص بود که محمود احمدی‌نژاد، نامزد منتخب حاکمیت برای سکانداری دوباره قوه مجریه است اما تایید صلاحیت میرحسین موسوی که با هدف گرم کردن تنور انتخابات و افزایش آمار مشارکت انجام شد، با خروجی غافلگیر کننده‌ای همراه شد. حضور فعال و موثر میرحسین در رقابت انتخاباتی، بویژه مناظره‌ها موجب شد تا واجدان شرایط رای بسیاری بخصوص در حوزه آرای «خاکستری»، او را برای پیشبرد هدف «تغییر» در حکومت، شایسته ارزیابی کنند.
حضور پرشمار رای دهندگان حامی نامزد سبز، معادلات از پیش برنامه‌ریزی شده حاکمیت را با چالش  جدی مواجه کرد اما قدرت‌مدران تصمیم به عقب‌نشینی نداشتند و بدون توجه به محتوای صندوق‌های رای، احمدی‌نژاد را در همان دور اول، پیروز رقابت اعلام کردند. این ادعا با انکار حامیان میرحسین مواجه شد و تظاهرات اعتراضی گسترده و طولانی‌مدتی را به راه انداخت که سرکوب آن، چالشی جدی برای نظام ایجاد کرد.
به این ترتیب، هرچند، ردای ریاست جمهوری، سرانجام، بر شانه نامزد محبوب خود انداخته شد اما به علت حضور گسترده حامیان موسوی در میدان انتخابات که درصد مشارکت را به رقم شگفت‌انگیز ۸۵ درصد واجدین شرایط رای‌، ارتقا دادند و نیز حضور فعال آنان در اعتراضات پس از انتخابات، حاکمیت، هزینه داخلی و خارجی سنگینی را پرداخت که پیامدهای منفی آن تا سال‌ها گریبانگیر آنان شد.

اعلام پیروزی نامزد منتخب حاکمیت در دور دوم انتخابات

سال ۸۴ هم محمود احمدی‌نژاد، به عنوان گزینه حاکمیت پای به میدان رقابت گذاشت و براساس اعلام وزارت کشور، همراه  اکبر هاشمی رفسنجانی به دور دوم انتخابات فرستاده شد. همزمان، سه نامزد دیگر، شامل هاشمی رفسنجانی،کروبی و معین، مدعی تقلب در انتخابات به نفع احمدی‌نژاد شدند که البته اعتراض‌ آنان به جایی نرسید.
دور دوم انتخابات هم با اعلام پیروزی گزینه محبوب حاکمیت پایان یافت و البته بازهم صدای اعتراض به تقلب از سوی هاشمی رفسنجانی بلند شد.
روزنامه «»کیهان» پس از انتخابات اعتراف کرد:«صرفاً به عنوان یک آدرس می‌شود این‌گونه فرض کرد که تشکل‌هایی چون بسیج دانشجویی، بسیج طلاب، بسیج استادان و حوزه‌های شهری و روستایی مقاومت بسیج جزو اصلی‌ترین ارکان مجموعه رای ساز در سوم تیر ۸۴ بودند.».

نشاندن احمدی‌نژاد بر مسند قدرت در این انتخابات، برخلاف انتخابات سال ۸۸ هزینه چندانی برای حاکمیت نداشت زیرا آمار مشارکت، در پی قهر انتخاباتی دارندگان آرای خاکستری در دور اول معادل ۶۲/۸۴ درصد بود که با کنار کشیدن طیفی از پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان، این رقم در دور دوم به ۵۹/۷۶ درصد کاهش یافت.

پذیرش پیروزی نامزدهای نامطلوب حاکمیت

سال ۷۶ علی‌اکبر ناطق نوری، به‌عنوان نامزد مورد حمایت حاکمیت، رقابت‌ها را آغاز کرد و کمتر کسی برای محمد خاتمی، شانس پیروزی قائل بود زیرا نقش او را صرفا، هیزمی برای گرم کردن تنور انتخابات می‌دانستند اما دوم خرداد همان سال، خیزش اجتماعی تحول‌خواهان که در آمار مشارکت ۷۹/۹۲ درصدی تجلی یافت، حکم به پیروزی غافلگیرکننده نامزد اصلاح‌طلبان با ۲۰ میلیون رای در مقابل ۷ میلیون رای ناطق‌نوری داد و حاکمیت هم تحت تاثیر فاصله زیاد آرای دو رقیب، مصلحت را در پذیرش و تایید نامزد نامطلوب خود (خاتمی) دید.

سال ۹۲ قاطبه ناظران، در همسویی نادر با حاکمیت، حسن روحانی را دارای کمترین شانس پیروزی می‌دانستند و نظرسنجی‌های ابتدایی معتبر هم بر این برداشت، مهر تایید می‌زد.
قهر انتخاباتی مردم در واکنش به ردصلاحیت‌های گسترده جناحی، بویژه شوک حذف هاشمی رفسنجانی از فهرست نهایی نامزدهای مورد تایید شورای نگهبان از سویی و ناشناخته بودن نسبی روحانی، عواملی بودند که حاکمیت را امیدوار کرده بود یکی از نامزدهای اصولگرای مطلوب خود را با کمترین هزینه، روانه پاستور کند .
این خوش‌بینی اما دیری نپایید زیرا تبلیغات و مناظرات تاثیرگذار روحانی، یخ قهر انتخاباتی بخشی از آرای خاکستری را شکست و نهایتا، مشارکت غیرمنتظره ۷۲/۷ درصدی، روحانی را با کسب اکثریت لب مرزی۵۰٫۷۱ درصد آرا ، روی صندلی ریاست چهار ساله قوه مجریه نشاند و حاکمیت هم عزمی برای مقابله با اراده اکثریت مردم نشان نداد.

از این منظر، مشارکت اکثریت مردم در انتخابات ۸ تیر، نه به مثابه «استراتژی» حاوی تک‌هدف پیروزی انتخاباتی بلکه به منزله «تاکتیک» موثر دو هدفی، شامل کامیابی انتخاباتی از سویی یا قدرت‌نمایی مخالفان وضع موجود و افزایش هزینه تحمیل نامزد مطلبوب حاکمیت به اکثریت ناراضی، از سوی دیگر، گزینه‌ای قابل تامل است.این روزها، بحث «تله» یا «گریزگاه» بودن مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم آغاز شده  و هر دو دیدگاه  نیز حامیانی جدی دارد.

این جدل بی‌پایان حتی تا پساانتحابات نیز ادامه خواهد داشت و سنجه‌ای برای راستی‌آزمایی هیچ یک از دو دیدگاه وجود ندارد اما خروجی غیرقابل انکار تجارب پیشین انتخابات ریاست جمهوری، موید این واقعیت است که انتخابات با درصد مشارکت پایین، مطلوب حاکمیت است زیرا با کمترین هزینه، گزینه محبوب خود را پیروز انتخابات اعلام می‌کند و هر قدر، درصد مشارکت بالا باشد، حاکمیت با چالشی جدی مواجه می‌شود و نهایتا، جز پذیرش رای اکثریت مخالف یا پرداخت هزینه و تاوان سنگین داخلی و خارجی برای به کرسی نشاندن نامزد مطلوبش، چاره‌ای نمی‌یابد.

برهمین اساس است که به تعبیر اعتراف‌گونه امیرحسین ثابتی، اصولگرای تندرو،«اصولگرایان لذت می‌برند که مشارکت پایین بیاید؛ ارضا می‌شوند که مشارکت کم باشد».

منبع: تلگرام خاطرات و روز نوشته ها (عیسی سحرخیز)

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»