احسان شریف ثانوی:
مقدمه
رویداد انتخابات و رویکردهای متفاوت نیروها و عاملیتهای درگیر در آن من را به این قطعیت رساند که باید در باب جامعه سخن گفت. تازیانههای بیرحمانه و بیپایهای که بر پیکرهی جامعه وارد میشود محدود به هیچ نیرو و جریان سیاسی نیست. مدافعان شرکت در انتخابات با یک رویکرد ارادهگرایانه ناشی از خطای شناختی مقصر اصلی بحرانها و مسائل عظیم فعلی و احتمالی آینده را جامعه و کنش جمعیاش برای عدم شرکت در انتخابات میبینند؛ در آن سو مدافعین تحریم، کنشِ بخشی از جامعه برای مشارکت در انتخابات را در تعارض با کشنهایی چون جنبش اجتماعی و حتی در خیانت نسبت به آن ارزیابی میکنند.
در مرکز تحلیلهای رادیکال هر دو سو با یک نگاه ارادهگرایانه، جامعه با کنشهایش همیشه در سلب یا ایجاد وضعیت بحرانی متهم ردیف اول است. در این فضا عدهای جامعه را کوتاهمدت و فاقد حافظهی تاریخی میبینند. عدهای جامعه را منفعل و همیشه سَرخورده میدانند. گروهی به جامعه بهخاطر ندادن هزینه حمله مینمایند و عدهای هم جامعه را صرفا وسیلهای برای نیل به هدفِ مطلوبِ خود میبینند.
من در این فضا با تحلیلی جامعهشناختی از کنشهای اجتماعی و تحلیلی تبارشناسانه از قدرت سیاسی به کمک چارچوب فکری ماکس وبر و میشل فوکو به دفاع تمام قد از جامعه در شرایط فعلی خواهم پرداخت. البته دفاعی مستدل و گاها انتقادی. بدیهی است که جامعه در این مکتوب یک کل بهم پیوسته و یکدست نیست.
کنش اجتماعی
در مرکزیت دستگاه فکری ماکس وبر جامعه شناس آلمانی مفهومی به نام کنش اجتماعی قرار دارد. کنش اجتماعی تفاوت بنیادینی با رفتار اجتماعی دارد. اولی با آگاهی و حاصل فرآیندهای ذهنی است، دومی صرفا از روی واکنش و غیر ارادی. وبر چهار مدل کنش اجتماعی را صورت بندی مینماید:
۱. کنش عقلانی منعطف به وسیله و هدف
۲. کنش عقلانی منعطف به ارزش
۳. کنش عاطفی
۴. کنش سنتی
او بسیار دقیق بسیاری از کنشهای اجتماعی را ترکیبی از این کنشها در کنار هم میبیند و ارزش مرکزی به کنش عقلانی منعطف به وسیله و هدف میدهد. او برای فهم این کنشها از روشی به نام تفهم سخن به میان می آورد و در روششناسی تفهم این تقسیم بندی اوست.
۱. تفهم همدلانه
۲. تفهم مشاهدهای
۳. تفهم تفسیری
۴. تفهم تبیینی
من با این مقدمه نظری نسبتا طولانی میخواهم کنشهای اجتماعی این سالها که از منظر من یک پیوستگی تام معنایی دارد را مورد تحلیل قرار دهم.
جامعه ما پس از طی کردن فراز و فرودهای تاریخی پیاپی که متن آن اندود از کنشهای ناظر به ارزش عاطفی و سنتی است با طی فرآیندهای لازم عقلانیسازی در ربع قرن گذشته شدیدا توان انجام کنشهای عقلانی منعطف به وسیله و هدف را پیدا نموده است. با رویکرد عقلانی، در بزنگاههای مختلف تلاش نموده است خواستهها و مطالبات خود برای داشتن زندگی ایندنیایی مطلوبتر را ارائه نماید.
من دو کنش اجتماعی متفاوت اکثریت جامعه را با هر چهار مکانیسم تفهم مجموعا مورد مداقه قرار میدهم. رای دادن در سال ۹۲ و عدم مشارکت در سال ۱۴۰۰ را میتوان به این شکل مشاهده نمود، جامعه وقتی امکانی برای انتخاب و تغییر داشته است، حضور عقلانی حداقلی هم کنشش بوده است و در موقعیتی که وسیله ای به نام انتخابات امکانی برای تغییر و نمایندگی جامعه را در خود نداشته است، مجددا با تصمیم عقلانی عدم مشارکت را انتخاب نموده است. این کنشهای اجتماعی در مشاهد و فرم متفاوت از منظر علیتی و کارکردی معناها و پیامهای یکسان داشتهاست. جامعه در این باب فهم و عمل بسیار مطلوبتری از روشنفکران و کنشگران دوطیف مهاجم به جامعه داشته است.
تبارشناسی قدرت
فوکودر پروبلماتیکی که از قدرت به ما ارائه میدهد دو نوعِ متفاوت قدرت را در این زمانه، تبارشناسی مینماید.
۱. قدرت حاکمیت
۲. قدرت مشرف بر زندگی
در قدرت نوعِ اول ما با مکانیسمهای ملموس و قابل مشاهدهای طرفیم که با ایجاد یک ساختار سراسربین عملا همه شئون و ساحتهای زندگی افراد را تحت کنترل قرار میدهند، اما در قدرت مشرف به زندگی که تولد زیست سیاست است، انسان در مقام بدن مورد نظر نیست. انسان در جایگاه گونه و نوع، تحت سلطه قدرت است. با این دستگاه تحلیلی به وضعیتی که قدرت در این سالها به جامعه تحمیل شده است باید توجه نمود.
دیگر جامعه صرفا در معرض اقتدارهای قانونی، سنتی و کاریزمایی نیست بلکه با یک وضعیت سرتاسری اعمال قدرت در زندگی فردی و جمعی مواجه است. حالا ناظر به این مساله میتوان خیابان و انتخابات را به عنوان کنشهای جمعی به ظاهر متفاوت مورد بررسی قرار داد. در هر دوی این نهادها قدرت در صریحترین و متمرکزترین حالت ممکن به جامعه اعمال شده است. ولی جامعه بر مبنای ظرفیت خودآگاهی جمعی تاریخی و امکانهای کنش عقلانی ممکنترین و مفیدترین مقاومتها را از خود نشان داده است. در خیابان خشونتگریز و مدنی عمل کرده است. در انتخابات هم با آگاهی جدی به هزینه فایده حضور یا عدمحضور توجه داشته است.
جمعبندی
دفاع تحلیلیِ من از جامعه، نیازمند ذکر چند نکته ضروری است:
۱. جامعه یک کلِ واحدِ همگون نیست. مراد من از جامعه و کنشهای اجتماعی عمدتا طبقه متوسطی است که در مقالهای جدا به شکل خیلی عمیق به آن خواهم پرداخت.
۲. دفاع از جامعه و کنشهای اجتماعی به منزله بیاشتباه بودن و خطا نداشتن آن نیست. دفاعی است در باب آگاهی تاریخی و ظرفیت عقلانی جدی که جامعه دارای آن است.
۳. جامعه و کنشهای جمعیش بر خلاف فضای روشنفکری و کنشگری ایرانی در این سالها، نه پسیو بوده است نه ارتجاعی. در میانه خواستهها و کنشهایش زندگیخواهیِ درخشانی برق میزند. در حالی که فضاهای روشنفکری و کنشگری به ظاهر متفاوت تحلیلها و عملکردهای شدیدا پسیو و ارتجاعی داشتهاند.
جامعه دچار نوسازی جدی شده است ولی قاطبه فضای روشنفکری و کنشگری ما بهخاطر ماهیت سنتی و ارتجاعیاش در برابر این نوسازی مقاومت آشکار و پنهان دارد. من از این جامعه در مقابل این فضای روشنفکری_کنشگری تمام قد دفاع میکنم.
*عنوان مکتوب از عنوان درس گفتارهای کلژ دوفرانس فوکو وام گرفته شده است.