تجربه تلخ چهار دهه گذشته نشان داد، آن چیزی که در جمهوری اسلامی به آن «انتخابات» گفته میشود، یک فرآیند حقوقی و سیاسی در معنای مرسوم آن نیست، بلکه چیزی در حد آیین اخذ بیعت از مردم برای تأیید و اعطای حدی ناچیز از مشروعیت به فرقه حاکم است. البته نیاز فرقه حاکم به این بیعت نسبت به قبل کمتر هم شده است. اما این نیاز کاملاً از بین نرفته و نخواهد رفت. بنابراین بعد از این همه آزمون و خطا، کسی که خود را «ایرانی» و «شهروند ایران» میداند، دیگر نباید در چنین آیین مضحک و ضدمیهنی شرکت کند.چند روزی تا آیین به اصطلاح «انتخابات»! برای تعیین رئیس هیأت وزرای تشکیلات موسوم به «جمهوری اسلامی»! باقی نمانده است. درست است که در ساختار جمهوری اسلامی، پستی تحت عنوان رییسجمهور نعربف شده است، اما از حیث مبانی حقوق اساسی، این پست «رییسجمهور» در معنای عام حقوقی آن محسوب نمیشود، بلکه در حد پست نخستوزیری در نظاوهای نیمهرباستی است، هرچند برای برگزیدن آن انتخابات عمومی هم برگزار میشود. رئیس اصلی جمهوری اسلامی ولیفقیه است.درست است که برای برگزیدن برخی از مقامات در تشکیلات جمهوری اسلامی انتخابات برگزار میشود، اما همانطور که گفته شد هم از لحاظ حقوقی و هم از لحاظ سیاسی، به این فرآیند نمیتوان نام «انتخابات» گذاشت. اینکه یک فرد شناسنامه خود را بردارد و بدون حساب و کتاب و بدون ثبتنام وارد هر حوزه رایریزی که دلش بخواهد شود و نامی را روی برگه بنویسد و در صندوق بیاندازد، انتخابات نیست! مهمترین روند یک انتخابات سالم و درست، ثبتنام رایدهندگان در هفتههای پیش از انتخابات و حزبیبودن شاکله انتخابشوندگان است. از حیث سیاسی هم از آنجا که پستهایی که متصدیان آن با رایگیری انتخاب میشوند تأثیر چندانی بر هرم قدرت و تصمیمسازی راهبردی ندارند و صرفاً ویترینی برای فرقه حاکم هستند، شرکت در چنین آیین مسخرهای، اوج زبونی و نشانه فقدان عزت نفس سیاسی است.
علیرغم تلاشهای دو جناح هنوز شاهد فضای پرجنبوجوش، همانند چند انتخابات در سه دهه هفتاد و هشتاد و نود نیستیم. هرچند هر دو جناح تشکیلات، با تمام قوا برای گرم کردن تنور انتخابات به میدان آمدهاند. در این دوره تعداد جلسات مناظره بین نامزدها هم افزایش یافته، اما این مناظرهها حتی برای طرفداران جمهوری اسلامی هم کلیشهای و ملالآور شده است. درست است که در انتخاباتهای جمهوری اسلامی، تنور انتخابات در چند روز مانده به روز رایگیری داغ میشود، اما معمولاً نشانههای گرمای انتخابات از یک هفته قبل پدیدار میشد که در انتخابات کنونی از این خبرها نیست.
بگذریم.
برگردیم به بحث آیین موسوم به انتخابات پیش رو.
ذکر یک نکته ضروری است. و آن اینکه، درصدهایی که در ادامه متن میآیند، در وهله نخست، تخمینهای شخص نگارنده با بهرهگیری از تجربه ارتباط با اقشار مختلف جامعه و در وهله بعدی با التفات به برخی پیمایشهای علمی و تجربه سالها کنش سیاسی و اجتماعی است.
در ایران معمولاً حدود ۲۰ تا ۲۰ درصد واجدان شرایط پای ثابت حوزههای رایگیری در روز به اصطلاح انتخابات هستند. حدود نیمی از این جمعیت، طرفدار جمهوری اسلامی بوده و به نزدیکترین نامزد به هسته سخت قدرت رأی میدهند و نیم دیگر لزوماً طرفداران فرقه حاکم نیستند، اما به دلایل گوناگون در انتخابات شرکت کرده و به نامزدهای جریان موسوم به اصلاحات و اعتدال و مستقل و دیگر نامردها رأی میدهند، البته نامزد نزدیک به هسته سخت قدرت هم توان جذب بخشی از آرای این بخش از جمعیت رأیدهندگان را هم دارد. ۷۰ تا ۸۰ درصد واجدین شرایط هم یا مخالف جمهوریاسلامیاند و یا نسبت به مسایل سیاسی بیتفاوت یا بیموضع هستند. هر دو جناح سیاسی فرقه حاکم استعداد جذب رأی از این جمعیت عظیم را داشته و هنوز هم دارند. حضور کم یا زیاد این جمعیت عظیم در پای صندوق رأی به فاکتورهای زیادی بستگی دارد. امثال خاتمی، احمدینژاد، روحانی و رئیسی با جذب درصدی از آرای این جمعیت، پیروز چند انتخابات شدند.
به نظر میرسد که هسته سخت قدرت از اواسط دهه نود به این سو، یک سازمان رأی منسجم در بدنه جامعه ایجاد کرده که توان جذب حداقل ۱۰ میلیون رأی را دارد و این رقم میتواند تا ۱۷ میلیون رأی افزایش یابد. وقتی برای فردی چون رئیسی توانستند ۱۶ میلیون رأی جذب کنند چرا برای جلیلی و قالیباف نتوانند؟
در آیین موسوم به انتخابات در هشتم تیر، با توجه به میزان سردی یا گرمی فضای انتخابات، چهار احتمال وجود دارد.
احتمال اول، تشکیل موج ضعیف: در چنین موجی میزان مشارکت زیر ۲۵ و در بهترین حالت ۳۰ درصد است. در چنین فضایی، سازمان رای هسته سخت قدرت بسیار منسجم عمل کرده و در نتیجه سعید جلیلی با حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون رأی برنده انتخابات در همان دور اول خواهد شد. اگر در روز شنبه نهم تیر، با هر آمار و ارقامی جلیلی را برنده انتخابات اعلام کردند شک نکنید میزان مشارکت زیر ۳۰ درصد بوده است. فراموش نکنیم که در جمهوری اسلامی، پیروز واقعی انتخابات را درست ذکر میکنند اما در آمار دستکاری صورت میگیرد. به باور من حتی پیروز انتخابات سال ۱۳۸۸ هم درست اعلام شد، اما آنقدر در دستکاری آمار اغراق صورت گرفت که ادعای تقلب از سوی برخی نامزدها مورد توجه جامعه قرار گرفت.
احتمال دوم، موج کوچک: در چنین موجی میزان مشارکت از ۳۰ درصد فراتر خواهد رفت و هر چه بالاتر برود، انسجام سازمان رأی جلیلی شکسته، و از آرای او کاسته شده و به آرای قالیباف اضافه خواهد شد. و ممکن است جلیلی و قالیباف به دور دوم راه یابند.
احتمال سوم، موج متوسط: در چنین موجی میزان مشارکت از ۴۵ درصد فراتر میرود و آرای جلیلی و قالیباف و پزشکیان به هم نزدیک شده و دو تن از این سه تن به دور دوم خواهند رفت.
احتمال چهارم، موج بزرگ: در چنین موجی میزان مشارکت از ۵۵ درصد فراتر رفته و پزشکیان به صدر جدول صعود خواهد کرد و اگر مشارکت به شصت درصد برسد، پزشکیان برنده دور نخست انتخابات خواهد شد. البته به شرطی که ستاد پزشکیان بتواند کنترل موج بزرگ را کاملاً به دست بگیرد. چرا که اگر بیطرفها در دو روز منتهی به انتخابات به صورت دستهجمعی به حضور در پای صندوق رأی راغب شوند، ستادهای قالیباف و جلیلی و حتی پورمحمدی هم استعداد صید بخشی از آرای آنها را دارند.
…از حیث امید کاذب و توهم برخی نامزدها و طرفداران.شان شباهت عجیبی بین فضای این انتخابات با انتخابات سال ۱۳۸۴ وجود دارد. در آن سال، هم طرفداران هاشمی رفسنجانی او را پیروز قطعی میدانستند هم معین و هم تاحدودی قالیباف! اما نتایج همه را شوکه کرد.
محمد محبی فیسبوک نویسنده