شرکتِ ۴۰ درصدی در رای گیری جمهوری اسلامی، پائین ترین نرخِ مشارکت در چند دهه اخیر( و حتا ۸ درصد کم تر از ۱۴۰۰) ، بخشی از مهندسی «انتخاباتِ» نظام را برای کشاندنِ اکثریتِ مردم به پای صندوق ها و راه انداختن موج به یاری اصلاح طلبان حکومتی، خنثا کرد اما هدفِ دیگرِ این مهندسی، تقسیمِ رای به اصطلاح «اصول گرایان» بینِ قالیباف و جلیلی، زمینه سازی برای بردنِ آقای پزشکیان به دورِ دوم، محقق شد.
امیدِ نظام اکنون به اصلاح طلبان حکومتی است که با ترساندنِ مردم از جلیلی و بازی «هلو و لولو» در دورِ دوم موج راه انداخته و «امکانِ اصلاحِ نظام» را در شعورِ اجتماعی مردم به جای تلاش برای گذار از جمهوری بنشانند.
اما مشارکتِ بالا برای نظام تنها کاربردِ تبلیغاتی داشته و تایید صلاحیتِ آقای پزشکیان بیش از آن که به قصدِ مشارکتِ بالا باشد بر اساس این تصورِ نظام است که می تواند مشکلات و ناکارائی ها و فساد را با رئیس جمهوری«پاک دست»، «کارگزار و مجری توانمند و کارا» حل کند هرچند اغلب بن بست های نظام حاصلِ ساختار آن هستند نه مدیریت.
خامنه ای به نظر من پزشکیان را به نامزدهای دیگر ترجیح می دهد گرچه با انتخاب هر یک از انان نیز مشکلی ندارد که اگر داشت از صافی شورای نگهبان رد نمی شدند.
خامنه ای کسی را رئیس جمهور می خواهد که در عرصه های برای او و نظام اسلامی مهم چون سیاست خارحی، امنیتی، فرهنگی ونظامی و.. همچون رئیس دفتری پاک دست و کارا در خدمت اجرای منویات او و برنامه های کلی نظام باشد ، در بافت شبکه های اصلی قدرت و ثروت پایگاه مهمی نداشته باشد . پزشکیان بر خلاف جلیلی و قالیباف، در نهادهای اصلی کنترل و مدیریت نظام پایگاهی جدی ندارد و اگر رئیس جمهور شود تنها به حمایت خامنه ای متکی است
در ۲۷ خرداد ۱۶ ژوئن در اکانت های خود در فضای مجازی متنی نوشوم که تا این جا درست از کار درآمده.
« آقای پزشکیان برنده رایگیری و نامزدِ مطلوبِ خامنهای و نهادهای قدرتِ نظام است؟
اهل پیشبینی و پیشگوئی نیستم. در هیچ یک از رایگیرهای جمهوری اسلامی نیز شرکت نکرده و نمیکنم ….. این بار پزشکیان نامزدِ مطلوب خامنهای و نهادهای قدرتِ نظام و برنده رایگیری است. . آدمی وفادار به خامنهای و ولایت فقیه، کسی که در عرصههای اصلی چون سیاستِ خارجی، امنیتی، دفاعی، نظامی و.. دخالتِ موثری نکرده و تابعِ رهبر و نظام است، چهرهی مقبولی برای دورانِ مذاکره با غرب است هرچند کار در انحصارِ عواملِ اصلی خامنهای و نهادهای قدرت باقی میماند، خود را نه ارائه دهندهی برنامه که مجری برنامههای مصوب میداند، وعده کارآمد کردن نظامِ ناکارآمد را میدهد، خطری برای خامنهای و نهادهای قدرت ندارد، به شکافهای درونی نظام دامن نزده و خواهد کوشید تا این شکافها را ترمیم کند، شعارهای اصلاحطلبان و بخشی از مردم و معترضان را مصادره میکند، اصلاحطلبان را به شرکت در رایگیری و پس از آن، با دادنِ سهمی متناسب، به حمایت از قوه مجریه و نظام میکشاند، شمار آرا و میزانِ مشارکت را بالا میبرد و اگر انتخابات به دورِ دوم کشید، که به احتمال برنامه همین است، اصلاحطلبان، در رقابت بین او و قالیباف یا جلیلی، میتوانند موج قوی راه بیاندازند، زحمتِ پیدا کردنِ رئیسِ مجلسِ مطیع هم با باقیماندنِ قالیباف در سمتِ کنونی خود از دوشِ خامنهای برداشته میشود»
اکنون پرسشِ اصلی در برابرِ مخالفانِ جمهوری اسلامی، که خواهان گذار از این نظام هستند این است که برای بسیجِ اکثریتِ مردم در بسترِ گذارِ دموکراتیک از جمهوری اسلامی چه گام هائی لازم است؟