برای غلبه بر پراکندگی ضروری است “بر خود مطالبات و اهداف تمرکز کنیم”. تمرکز روی افراد و یا سازمانها و سیاست اعم از حکومتی یا غیر حکومتی عامل پراکندگی است. چون همه بازنشستگان روی مطالبات اعم از معیشت، درمان و آموزش رایگان (برای فرزندان) و تسهیلات برای مسکن مناسب و رفاه، متحد و یکپارچهاند و قانون هم این امور را تایید میکند.
اما در گرایش به امور سیاسی هر کس خارج از جنبش بازنشستگان عقیده خود را دارد. متاسفانه شاهدیم که کانونها در سیاست وارد شده و یک جناح را در ریاست جمهوری حمایت کردند.
کانونهای بازنشستگی در طی چند دهه و همچنین هدف و جهت کارکردشان؛ و آزاد نبودن مشارکت بازنشستگان در سرنوشت اجتماعی- اقتصادی و فرهنگیشان ( اصل سوم قانون اساسی بند ۸ و اصل ۴۳ قانون اساسی) و مکان مجمع عمومی که تمام بازنشستگان قادر به شرکت در آن نیستند و تنها عدهای که عموما با امتیاز وابسته شدهاند و از قبل رای شان بهنفع مدیریت مادام العمر آماده و مجیز گو هستند، حضور می یابند.
کانون ها وظایف دموکراتیک ارائه آزاد عملکرد و بیلان مالی و نقد و بررسی و علت شکستهای خود را از جمله عقب ماندن مستمر حقوق از تورم؛ کاهش قدرت خرید و گسترش فقر در بازنشستگان و جایگزینی درمان رایگان توسط سازمان که حق بازنشستگان و اصل ۲۹ قانون اساسی است را با بیمه های تکمیلی متعلق به اَبّر سرمایه داران خودی جایگزین کردند. همچنین سوءاستفاده رانت خواران و غارتگران و سوءاستفاده از سرمایههای سازمان را نادیده میگیرند، لذا کانونها خارج از حوزه مطالبات بازنشستگان بوده و بهنفع اربابان قدرتند. اگر فردی از بازرس یا مدیر بخواهد وظیفه وجدانی خود را انجام دهد منزوی و اخراج میشود. این عملکرد غالب کانونهاست.
اگر همه بازنشستگان بتوانند مشارکت کنند و کانون ها اهداف خود را اعلام و ساز و کار قانونی را اعلام کنند و در صورت موفق نبودن مستعفی شوند ( نه آنکه به منافع شخصی بچسبند) و دوره مدیریت حداکثر دو دوره شده تا همه مشارکت کنند. هنگامیکه تشکیلات کانون دموکراتیک و آزاد شود آنگاه مثبت خواهند شد. این به وجدان و آگاهي جمعي بازنشستگان و همبستگی و اتحاد آنها در کسب مطالباتشان نیاز دارد.
غلامی، بازنشسته تامین اجتماعی
اتحاد بازنشستگان