بیژن اشتری
عده ای فکر میکردند و فکر میکنند که نفس رفتن مردم به پای صندوق های رای و انداختن برگه رای در صندوق، حتی اگر آن انتخابات قلابی و مهندسی شده هم باشد، عمل مثبتی است. حتی آدمی مثل اوسیپ ماندلشتام ، شاعر بزرگ روسیه و مخالف سرسخت حکومت ،استالین چنین نظری داشت.
ماندلشتام که به دلیل نوشتن شعر بسیار تندی علیه استالین به چهار سال تبعید در شهری دورافتاده محکوم شده بود در سال آخر تبعیدش یک سال قبل از کشته شدنش در یک انتخابات عمومی برای گزینش نمایندگان شورایعالی اتحاد شوروی شرکت کرد. این اولین انتخابات پس از تصویب قانون اساسی جدید شوروی در سال ۱۹۳۶ بود.
همسر ماندلشتام مخالف شرکت در این انتخابات بود چون همه نامزدها را حزب تعیین کرده بود و عملا هیچ حق انتخابی برای مردم وجود نداشت اما ماندلشتام اعتقاد داشت که نفس رفتن مردم به پای صندوق های رای و انداختن رای در صندوق یک تمرین» برای دموکراسی است و اگر این عمل تکرار شود به تدریج انتخابات واقعی تر و سالم تر خواهد شد. اما دولت شوروی تا پنجاه سال بعد تقریبا هر سال یک انتخابات عمومی برگزار کرد و این انتخابات ها هم یک از یک قلابی تر بودند.
خلاصه اینکه در عمل ثابت شد جناب ماندلشتام اشتباه فکر میکرده بر خلاف نظر مارکس که میگوید کثرت در کمیت عاقبت به جهش کیفی منجر میشود ، کثرت در برگزاری انتخابات قلابی هرگز به هیچ انتخابات واقعی و دموکراتیکی منجر نشد و نهایتا نظام شوروی با انقلاب مسالمت آمیز مردمی ساقط شد و نه از طریق صندوق آرا.
به گمانم موقعی که ساختارهای استبدادی در کشوری قوی و ریشه دار باشد و گرایشهای دموکراتیک در بین مردم ضعیف و جامعه مدنی غایب یا نحیف انتخاباتهای قلابی اگر هزاران بار هم تکرار شوند نه تنها به هیچ نتیجه مثبتی ختم نخواهد شد بلکه پایههای غیردموکراتیک رژیم استبدادی را مستحکم تر خواهد کرد.