سکولاریسم و جامعه‌ی ما

من در این مقاله سعی خواهم کرد نسبت سکولاریسم را با جامعه‌ی ما در دو سطح کیفی و کمی بررسی نمایم. برای انجام این تلاش ابتدا ایضاحی کلی و مفهومی از سکولاریسم خواهم داشت سپس با تقسیم‌بندی‌هایی، تلاش تحلیلی-آماری خود را در باب جامعه‌ی کنونی ایران انجام خواهم داد.

سکولار برگرفته از واژه‌‌ی لاتین  seculum است، به معنای این‌دنیایی در مقابل آخرت‌باوری. سکولار صفتی است که می‌توان آن‌را به انسان، جامعه، دولت و… نسبت داد. سکولاریسم هم چارچوب مفهومی است که با توجه به حوزه‌ی کاربردش تعاریف متعددی دارد. در حوزه‌ی سیاست به معنای جدایی نهاد دین از سیاست است، در حوزه‌ی جامعه به معنای عقلانی‌کردن و دانش‌محور بودن فرآیندهای اجتماعی در مقابل دین‌باوربودن آن‌ها است و در حوزه‌ی اخلاق و فلسفه هم به شکلی مادی‌گرایی و عقل‌محوری را در مقابل باورهای دینی و تعبد قرار می‌دهد. من ابتدا ارجاعاتی به روند تاریخی این مفهوم خواهم داشت.

 ریشه‌های ابتدایی سکولاریسم را می‌توان در یونان باستان جستجو نمود. آن‌جا که پای اخلاقیات، فلسفه‌ی سیاسی و … از آسمان به زمین گذاشته می‌شود. نوموس(قانون) در گذشته از سنت و دین سرچشمه می‌گرفت. در یونان باستان و دوره‌ی روشن‌گری اول نوموس آسمانی شکست خورده فرض می‌شود و نوموس به عنوان قراردادی جمعی یا جنبه‌ی لوگوستیک فوسیس(طبیعت) مبنا قرار می‌گیرد. دقیقا همان کارکردی که لوگوس(عقل) برای انسان دارد، نوموس(قانون طبیعی)برای شهر دارد. در ادامه و در قرون وسطی است که مساله‌ی اصلی تاریخی سکولاریسم یعنی جدایی نهاد کلیسا و حکومت اتفاق می‌افتد. من با استفاده از چارچوب نظری دکتر زانیار ابراهیمی در این باب تاکید جدی روی این دوره‌ی زمانی خواهم داشت. با استفاده از مفهوم هم‌زمانی امور ناهم‌زمان من ادعا دارم که وضعیت معاصر ما در باب سکولاریسم بیشتر از هر دوره‌ای شبیه به دوران قرون وسطی اروپاست. مسیری که فلسفه‌ی اسلامی با ابن سینا طی کرد دقیقا مخالف و در مقابل مسیری است که فلسفه‌ی مسیحی با آگوستین و توماس آکویناس طی نمود. برای روشن‌تر شدن این بحث به سه چارچوب مفهومی موعود باوری مسیحیان که در شکل‌گیری سکولاریسم نقش جدی دارند اشاره می‌نمایم:

۱)              منطق تشدید

باور جدی به همین لحظه‌ای بودن آخرالزمان و عاجل بودنش در نهایت منجر به معرفت‌شناسی دنیا باور می‌گردد. این‌جا محل تولد ابتدایی‌ترین شکل سکولاریسم است.

۲)              منطق تعلیق

در منطق تعلیق، که آگوستین قدیس شارح اصلی آن است، مبدا و مقصد تاریخ (هبوط انسان و آمدن عیسی) متعالی است. ما در میانه‌ی تاریخیم. سهم سزار برای سزار و سهم خدا برای خداست. این دومین صورت از سکولاریسم را مشخص می‌کند.

۳)              منطق تعویق

در این منطق، آخرالزمان مدام به تعویق انداخته می‌شود و‌الهیات ‌سیاسی ممکن می‌شود. حکومت‌های این دنیایی باعث به تعویق افتادن آخرالزمان می‌گردند. این منطق شباهت جدی به منطق موعود باوری شیعی و خروجی الهیات سیاسی ملهم گرفته از آن می‌شود.

از منظر روند تاریخی هم می‌توان ارتباط کلیسا و حکومت را به شکل زیر دسته بندی نمود:

– جدایی دین از سیاست و بی اعتنایی کامل به سیاست

– توجه بینابینی و میانه به حاکمیت کلیسا و امپراطور

– حاکمیت مطلق کلیسا

معنای سکولاریسم مدرن از دل مخالفت و مبارزه‌ی جدی با حاکمیت مطلق کلیسا شکل می‌گیرد و حضور تاریخی آن به دوره‌ی روشن‌گری باز می‌گردد. بسیاری از مفاهیم ناب و اصلی روشن‌گری چون فردیت، قرارداد اجتماعی و… نسبتی وثیق با سکولاریسم دارند.

بیان این سیر مفهومی-تاریخی برای امکان مقایسه و تشخیص یک‌نواختی‌هاست. با توجه به این نکته که یک‌نواختی‌ها با این همانی تفاوت دارند. مساله‌ی اصلی فعلی جامعه‌ی ما سکولاریسم به معنای موسع آن است. چه در مساله‌ی آمیختگی نهاد دین با نهاد سیاست، چه در سطح تقابل ارزش‌های اخلاقی سکولار و دینی و چه در سطح جهان‌بینی سکولار و جهان‌بینی دینی. سیر تاریخی طی شده جامعه‌ی ما را در حصن مدام حکومت، ارزش‌ها، باورها و جهان‌بینی دینی نشان می‌دهد. ما تازه از منظر عصری در ابتدای راه عقلانیت محوری و باورمندی به ارزش‌های سکولار قرار داریم.

سکولاریسم سیاسی،سکولاریسم ارزشی

در تعریفی ساده و مشخص سکولاریسم سیاسی جدای نهاد دین از نهاد سیاست است. مفهومی که در جامعه‌ی فرانسه به عنوان نماد تاریخی آن با عبارت لایئیسته به خوبی آشکار می‌شود. بدیهی است که جدایی نهاد دین از نهاد سیاست ارتباطی به خداناباوری یا دین ستیزی ندارد، صرفا حکم‌رانی برمبنای ارزش‌های انسانی و حقوق بشری است و بی‌اعتنایی و ارجحیت ندادن به باورها و مطلوب‌های یک دین مشخص.

 خوب است برای مشخص شدن وضعیت تاریخی و فرآیندی سکولاریسم به نتیجه چند موج پیمایش نگرش‌ها و ارزش‌های ایرانیان ارجاعاتی داشته‌باشیم. در موج اول (۱۳۷۹) ۵۵/۱ مخالف جدایی نهاد دین از سیاست و۳۶/۴ درصد موافق (نمودار یک) .در موج دوم (۱۳۸۲) ۵۵/۳ مخالف و ۳۲/۷ موافق (نمودار دو) .در موج سوم (۱۳۹۴) ۳۶/۳ مخالف و ۳۰/۷ موافق (نمودار سه) و در آخرین پیمایش سال ۱۴۰۲ صرفا ۲۲/۵مخالف جدایی نهاد دین از سیاست و ۷۲/۹موافق این جدایی بوده‌اند. عددها و سیر طی شده در باب سکولاریسم سیاسی گویا و بی نیاز از توضیح است.

حالا باید به سکولاریسم ارزشی و فلسفی بپردازیم. ماتریالیسم و طبیعت‌گرایی اساس آن است. دین‌ناباوری و بی‌اعتنابودن به زندگی اخروی از دیگر سویه‌های این نوع سکولاریسم است. باز به جامعه‌ی ایران و سیری که در این باب طی کرده‌است با بررسی دو سوال مشترک اعتقاد به آخرت و نمازخواندن نگاهی می‌اندازیم.

اعتقاد به آخرت

موج اول (۷۹) مخالف ۱/۷ ،۹۵/۶موافق (نمودار پنج)

موج دوم (۸۲) ۲/۲ مخالف،۹۴/۸ موافق (نمودار شش)

موج سوم (۹۴) ۳/۷مخالف،۷۶/۹ موافق (نمودار هفت)

موج چهارم (۴۰۲) ۱۵/۴مخالف، ۷۷/۴موافق (نمودار هشت)

نماز خواندن

هیچ وقت، به ندرت، گاهی اوقات، اکثر اوقات، همیشه

موج اول:۱/۹، ۴/۴، ۱۲/۲، ۲۲/۶، ۵۹ (نمودار نه)

موج دوم: -، ۱۲/۸، ۱۷/۶، ۶۹/۵، – (نمودار ده)

موج سوم:۳/۱، ۵/۳، ۱۳، ۲۰، ۵۸/۵ (نمودار یازده)

موج چهارم:۲۲/۲، ۹/۷، ۱۳/۳، ۹/۳، ۴۵/۵ (نمودار دوازده)

بررسی این اعداد هم نشان‌دهنده‌ی سرعت گرفتن روند سکولاریسم ارزشی است. طی هشت سال هفتصد درصد به افرادی که هیچ وقت نماز نمی‌خوانند اضافه شده‌است و حدود پانصد درصد به افرادی که به آخرت باورمند نیستند. البته که هنوز علی‌رغم فاکتورهایی چون محافظه‌کاری پاسخ دهندگان کثر دین‌باور و عامل به گزاره‌های دینی اکثریتی جدی و غیرقابل کتمان است. در فرصتی جدا باید به شکل‌ها و فرمت‌های جدید دین‌داری چون دین شخصی و دین مناسکی اشاره کرد. آنچه که مهم است هم‌گرایی اکثریت جدی دین‌باور و دین‌ناباور پیرامون سکولاریسم سیاسی است.

سکولاریسم روادار، سکولاریسم ستیزه‌جو

در جامعه‌ی ما به ویژه با استناد به جنبش‌های اجتماعی اخیر گاها تاکید جدی بر روی ستیز‌ه‌گری و نارواداری بخش خواهان تغییر جامعه می‌شود. گزاره‌هایی مثل جنبش عمامه پراکنی از نمودهای این بخش جامعه است.

 من در عین پذیرفتن وجود حقیقتی در جامعه که بخاطر فشار، خشونت، تبعیض و عوامل بسیار دیگر خشونت‌گرا و دیگری ستیز است می‌خواهم مجددا با استناد به دو سوال بخش دین و جامعه پیمایش نگرش‌ها و ارزش‌ها کمیتا در مورد کیفیت رواداری و دیگری پذیری جامعه صحبت نمایم. صرف استناد به وقایعی که عموما در شرایط بحرانی و جنبشی عینیت پیدا کرده است گواه جامعه شناختی دقیقی در این باب نیست. من باور دارم در صورت استقرار حاکمیت راستین قانون بسیاری از ظرفیت‌های توسعه یافتگی فرهنگی رفتاری جامعه‌ی ما چون رواداری و مدارا و دیگری‌پذیری عینیت و شمول خیلی جدی پیدا خواهدکرد. من قاطبه‌ی جامعه‌ی فعلی را دارای ظرفیت‌های فکری/رفتاری انسان مدرن می‌دانم. بی اشاره به گواه‌های فراوان چون رفتار متمدنانه و عاری از خشونت جامعه‌ی ما در قبال با بحران کرونا و کمبودها برخلاف کثیری از کشورهای توسعه‌یافته به آمار و عددها استناد می‌کنم. در مورد سوال منوط نکردن استخدام‌ها به عقاید مذهبی پاسخ‌ها در موج‌های مختلف به این شرح است.

کاملا مخالف، مخالف، نه موافق نه مخالف، موافق، کاملا موافق

موج اول: سوال پرسیده نشده‌است

موج دوم: -، ۳۹/۳، ۱۲/۲، ۴۸/۴، – (نمودار سیزده)

موج سوم: ۷/۲، ۲۲/۲، ۲۸، ۳۱/۲، ۱۱/۴ (نمودار چهارده)

موج چهارم: ۵/۱، ۲۳/۴، ۹/۵، ۴۵/۱، ۱۶/۸(نمودار پانزده)

می‌بینیم در یک سیر صعودی باز مجددا کثیری از جامعه علی‌رغم سیاست‌گذاری‌های انحصاری دیگری پذیرند. در مورد حجاب هم که مساله‌ی روز و تخاصم‌آمیزی است اشاره به دو سوال در موج چهارم این ظرفیت جدی رواداری را نشان خواهدداد.

در مورد لزوم حجاب ۴۱ درصد موافق و کاملا موافق و ۴۵/۲نیز مخالف این موضوعند. (نمودار شانزده). در مورد مواجهه با بی‌حجابی خانم‌ها ۴۶درصد مخالف ولی کاری ندارند. ۳۸ اشکالی ندارد. ۱۲/۵ تذکر می‌دهم. ۱/۹برخورد می‌کنم.۱/۶به مراجع ذیرصلاح ارجاع می‌دهم. (نمودار هفده). در مورد مواجهه با جشن‌های مختلط ۴۸/۸ اشکالی ندارد. ۳۹/۲مخالفم ولی کاری نمی‌کنم. ۸/۳ تذکر می‌دهم.۲/۱شخصا برخورد می‌کنم. ۱/۶ به مراجع ذیر صلاح ارجاع می‌دهم.(نمودار هجده).

می‌بینیم که علی‌رغم تفاوت جدی باوری جدی عمومیت جامعه با رواداری و دیگری‌پذیری در باب مسائل اصلی با یک‌دیگر مواجه می‌شوند.

جمع بندی

سکولاریسم در همه اشکالش حقیقت غیر قابل انکار جامعه ماست. در سطح سیاسی با اکثریتی جدی و در سطح فلسفی با سرعتی بسیار زیاد در حال پیش روی است. مواجهه‌ی ما با این پدیده نباید در دام خطرات جدی تخاصم و تقابل اجتماعی بیفتد. این تکثر ارزشی و باوری حقیقت هر جامعه‌ای است. یکسان کردن و آرایش جامعه بر مبنای یک باور یا ایدئولوژی یکسان امری محال و ناممکن است. دین و به ویژه اشکال جدید دین‌داری کارکردهای جدی اجتماعی دارند، زدودن دین از همه‌ی سطوح جامعه در پیشرفته‌ترین جوامع بشری هم اتفاق نیفتاده‌است. صرفا جدایی نهاد دین از نهاد سیاست یاری بخش جدی دین برای ایفای کارکردهای مثبتش بوده‌است.

دین در مواجهه با آستانه‌های عصری و اتفاقات بنیادین چون انقلاب‌های سیاسی و اجتماعی گاها در عرصه‌ی عمومی کمرنگ و به عقب رانده شده است. مصداق انقلاب‌های انگلستان و روسیه در این باب مثال‌های تاریخی جدی است، ولی بخاطر ریشه‌های جدی هستی‌شناختی، معرف‌شناختی و کارکردهای جدی اجتماعیش مجددا حیات خود را از سرگرفته‌است. به گمان من تلاش ناموفق و ناکام نواندیشان دینی در پروژه‌های متفاوتشان یک دلیل مشترک و یکسان دارد. این پروژه‌ها هیچ کدام در پیوست انضمامی با ساختار حقوقی سیاسی و ساختار حقیقی اجتماعی نتوانسته‌اند اصلاح، توسعه و کارآمدی جدی را رقم بزنند. نواندیشی دینی ایرانی در ارتباطی ارگانیک و تعاملی با جامعه و تغییراتش قرار ندارد. بن‌بست‌ها و گره‌های جدی آنتولوژیک و معرفت‌شناسانه آن‌ها را در دور باطل درون کانتکسی قرار داده‌است. باید حقیقت سکولاریسم پیش‌رونده را دیدو آنرا به صرف خط زدن تمام و کمال دین از تمامی شئون هم فرونکاهید.

ایران فردا

ایر

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»