وقاحت بی حد و مرز چهار در صدی‌ها

ناصر دانشفر

از قدیم گفته‌اند که دزد پررو یقهٔ صاحبخانه را می‌گیرد. این دقیقاً حکایت غاصبان کرسی‌های خانه ملت است که با بهره‌مندی از تیغ تیز نظارت استصوابی به جای افراد لایق و شایسته، رخت نمایندگی بر تن کرده و بهارستان را به اشغال خود درآورده‌اند.

این روزها همین حضرات به تمام معنا وقیح، به جای سر در لاک خود فرو بردن و دم بر نیاوردن و یا حداقل به انجام رساندن کاری که به ناصواب آن را به عهده گرفته‌اند، به تفتیش عقاید وزرا مشغولند و با بی‌شرمی از آنان انتظار توبه دارند.

وکیل‌الدوله‌های نظام ولایی خود اذعان دارند که باید به عدم صلاحیت کسانی رأی دهند که از توانایی، تخصص و تعهد آنان بر کسی پوشیده نمی‌باشد، چرا که خط قرمز سلطان فتنه و خیزش‌های مردمی است و لذا فردی چون مالک شریعتی نیاسر که در مجلس یازدهم با ۷۶۸۱۳۹ رأی و در مجلس دوازدهم به دلیل عملکرد مقبول مردمان حوزهٔ انتخابیهٔ خود یعنی پایتخت ام‌القرای اسلام، با ۳۳۱۵۱۰ رأی از جمعیت حدود ده میلیونی واجد شرایط، پای به خانهٔ ملت گذاشته است، در مورد دکتر ظفرقندی چنین فرموده‌اند: سوابق جهاد و جبهه گزینه پیشنهادی وزارت بهداشت برای همه ما روشن است اما ملاک حال فعلی افراد است. مقام معظم رهبری شاخص‌هایی را برای توجه ما در جلسات رأی اعتماد مشخص فرمودند که سه شاخص مهم نگرش ملی و غیرجناحی، اعتقاد از بن دندان به نظام جمهور اسلامی و امید به آینده بود که این شاخص‌ها در سوابق و برنامه‌های ظفرقندی جایگاهی ندارد.

آری در این دیار نه جانبازی ملاک است و نه تخصص و تعهد، میزان همه چیز اراده و خواست حضرت‌آقا می‌باشد. در ایران زمین شرط اول و آخر احراز یک پست و سمت، ابراز ارادت و اعلام چاکری مقام عظمای ولایت است. اگر هزاران اهل فن به شایستگی یک تن شهادت دهند و او التزام عملی خود به ولایت آقا را فریاد نکند، باید که برای رضایت حق تعالی از او گذشت.

نمایندهٔ خادم حضرتشان ادامه داده‌اند که « ما سیاسی‌ترین و جناحی‌ترین مواضع را از سوی ظفرقندی و حزبی که هدایت می‌کرد در ماجراهایی مانند کوی دانشگاه و فتنه ۸۸ شنیدیم و حتی سال گذشته وی بیانیه داد و از سران فتنه تمجید کرد در حالی که سران فتنه خط قرمز رهبر معظم انقلاب است. از سوی دیگر ظفرقندی اغتشاشات سال ۱۴۰۱ را جنبش پاک دانست.»

جرم از این بالاتر؟ چرا باید چنین جنایت پیشه‌ای به وزارت برسد؟ امان و درد که همواره در این دیار بلازده نوکران درگاه سلاطین برای رسیدن به جایگاهی که ذره‌ای لایق و سزاوار آن نیستند، مردان مرد را به فرموده قربانی می‌نمایند.

جالب است که این چاکر آستان مرزهای بی‌حیایی، گستاخی و بی‌شرمی را جابجا می‌کند و می‌گوید:
« ظفرقندی در حالی امروز می‌خواهد از مجلس شورای اسلامی رأی اعتماد بگیرد که همین چند ماه قبل سخنرانی کرد و گفت مجلس باید مشروعیت داشته باشد در حالی که انتخابات مجلس دوازدهم مهندسی شده و انتخابات در جمهوری اسلامی مفهوم خود را از دست داده است.»

عجب، می‌بینید، این رهزن خواست و ارادهٔ مردمان نه فقط خود را گناهکار نمی‌داند که از فرزند رشید این سرزمین طلبکار است. دزدی به کاشانهٔ ما زده، دار و ندارمان را برده و حالا که یکی از افراد این کلبهٔ محقر تقاضای حق خود را می‌نماید، در چشمان او نگاه می‌کند و می‌گوید که خجالت نمی‌کشی از سارق، اسباب و اثاثیهٔ منزل خود را طلب می‌کنی؟
به کجا رسیده‌ایم؟ اکنون در این مملکت علم، آگاهی و باور به دزدی ناکسان شما را از احقاق حق خود محروم می‌نماید که هیچ، بابت جسارت مطالبه باید که شرمنده نیز باشید.

یکی نیست که به این عبد و عبید والی بگوید که مرد ناحسابی با این متر دکتر پزشکیان هم صلاحیت ورود به پاستور را ندارد و لذا چرا هم‌الان اقدام به عدم کفایت وی نمی‌نمایید؟ ببخشید در این مورد اشکال از من است، نوکر، نوکر است، با توجه به تمایل ارباب باید در مورد بادمجان سخن بگوید.