چه می‌خواهیم؟

سال‌ها پیش، در دوران جنگ، اعتصاب نصفه‌نیمه‌ای در ایران‌خودرو رخ داد. شرکت پولدار سال ۵۷، دیگر ورشکسته بود و فشاری را هم که بهش می‌آمد، به بدنه‌ی کارگری منتقل می‌کرد و کارگران را دسته‌دسته بیرون می‌ریخت. اما اعتصاب ممنوع بود و فقط کارگران خیلی باجربزه صدایشان را بلند می‌کردند. در یکی از معدود تحرکات اعتراض، عده‌ای از کارگران ایران‌خودرو از کارگاه بیرون آمدند و در محوطه جمع شدند. کار جسورانه‌ای بود؛ چون می‌دانستند با آنها حتما برخورد خواهد شد.

یکی از وزرای عاقل دولت موسوی ابتکاری زد. زمانی بود که هر چندروز یک‌بار تعدادی شهید از جبهه‌های جنوب می‌آوردند. او پیشنهاد داد سر کاروان شهدا را که معمولا از مهرآباد به میدان آزادی می‌آمد و تا میدان امام‌حسین می‌رفت تا جمعیت آن را تشییع کنند، در جاده‌ی کرج به سمت کارخانه‌ی ایران‌خودرو کج کنند و ببرند چرخی در کارخانه بزنند تا کارگران احترام و تشییعی به‌جا آورند. کاروان به ایران‌خودرو رفت؛ اشک و آه و سینه‌زنی. کارگران اعتصابی بعد از بدرقه‌ی شهدا به داخل سالن برگشتند..

بزرگترین تحرک اعتصاب کارگران تا آن‌موقع اینگونه درهم‌شکست. اگر نه کاری درست، اما زیرکانه بود: فریب‌دادن کارگر ساده‌دل از شکستن گردنش عاقلانه‌تراست. اصولا اعتصاب ممنوع بود. در قانون‌اساسی که هیچ، در قانون کار هم از آن با عنوان توطئه‌اندیش «متوقف‌کردن عمدی کار به قصد کاهش تولید» نام برده شده بود. وزیر کار دوران، احمد توکلی، معتقد بود اصلا لفظ کارگر در اسلام نیست و اجیر درست است و هیچ حقی جز دستمزد ندارد و در قرآن هم حرفی از بیمه نیست (راستی الان کجاست این فوق‌ستاره سیاسی که همان‌وقت مرحوم موسوی‌اردبیلی به او گفت «مگر در قرآن آمده که تو وزیر باشی؟»). اصلا نوشتن یک کلمه در مورد حق و حقوق روی کاغذ آ4 وگرفتنش بالای‌سر قابل تصور هم نبود. توطئه علیه کل اسلام بود. چپق آدم را چاق می‌کردند!

حالا این روزها شمار قابل‌توجهی پرستار و طبق‌معمول کارگرانی شرکتی که سرمایه‌داران رانتی متصل به حکومت استثمارشان کرده‌اند، در حال اعتصابند. با سرهای بلند، بدون ترس و خوف از عاقبت کارشان! فضای کشور عوض شده‌است. ظاهرش این است که حکومت به همه‌چیز قفل زده، هر دهانی را دهنه زده، چهره آدم‌ها را در خیابان شناسایی می‌کند، پرونده‌ی تحرکات همه روی کامپیوتر است، با ریزپرنده مردم را از بالا می‌پاید، تعدادعمله‌جات و خبرچین‌های امنیتی‌اش بیشتر شده و… «تکون بخوری، می‌گیرنت». اما واقعیت آن است که همین امروز حکومت نمی‌تواند نه به اسم شهید و نه با سازوبرگ سیاهپوشان و نفربرهای سیاه‌رنگ بیشمار و نه تهدید در اعلامیه‌ی نیروهای امنیتی، با دستمزدبگیرانِ معترض به شیوه‌ی اداره‌ی کشور، مقابله کند. کنار می‌ایستد تا خسته شوند و یا توافق کوچکی صورت گیرد.

کارگران زندانی قدیمی که حکومت در دوران اوج سلطه‌اش توانست برایشان پرونده‌ی امنیتی درست کند و به زندان ببردشان به کنار، حالا دیگر امکان برخورد با فوج کارگران و تجمع خیل پرستاران و سیل معلمان را ندارند. نمی‌گوییم پس‌نشسته‌اند، نمی‌گوییم قدرت فعالیت‌های صنفی زیاد شده، فقط می‌شود گفت امکان سرکوب خاموش از بین رفته است. معلم اخراجی طلبکار است، نه متهم امنیتی و سرپوش دستگاه فوق‌امنیتی آموزش‌و‌پرورش برداشته شده‌است: دیگر ملک طلق امنیتی‌ها نیست و نمی‌توانند در تاریکی هر که را خواستند بگیرند. دلایل زیادی می‌توان آورد که چرا حکومت به اعتصاب درون‌کارگاهی واکنش تند نشان نمی‌دهد و دستمزدبگیران صدای بلندتری دارند. ته همه‌ی آنها می‌شود: به هم خوردن موازنه‌ی قدرت اجتماع-حکومت به نفع جامعه. حکومت این را در عمل حس کرد و قرص آرام‌بخش خورد تا عضلاتش را کنترل کند. آمدن پزشکیان و توافقات پیش‌رو، بخشی از نتایج این تغییر موازنه است.

اعتصاب نظرگیر پرستاران را بهانه کردیم تا توصیه کنیم طبق معمول: هشیار باشیم و افق دید را گسترش دهیم تا این بازی را خوب پیش ببریم. فعلا چند گل خورده را جبران کرده‌ایم، ولی باید به بازی ادامه داد. پزشکیان بعد از این واسطه‌ی جامعه با حکومت است. خودش بخواهد یا نه، فشار را می‌باید از طریق او روی حکومت زیاد کنیم. مطالبات به‌حق جامعه‌ی ما زیاد است. آن‌ها را جلو بیاوریم و همه با هم پشتش بایستیم. اسم اعضای کابینه‌ی او به قدر حجم مطالباتی که باید پزشکیان و حکومت را زیرشان غرق کرد، مهم نیست. ما رفاه می‌خواهیم، آسودگی می‌خواهیم، جبران تورم حکومت‌ساخته را در حقوق‌هایمان می‌خواهیم، امنیت می‌خواهیم، حریم خصوصی امن می‌خواهیم، حریم عمومی امن می‌خواهیم، اینترنت آزاد می‌خواهیم، رفتار عرفی می‌‌خواهیم، پلیس قابل‌اعتماد می‌خواهیم، پلیس ترسناک نمی‌خواهیم، مدیر مختلس نمی‌خواهیم، جنگ نمی‌خواهیم ، افعانستانی و پاکستانی مسلح در کشورمان نمی‌خواهیم، انتقام هنیه را نمی‌خواهیم…

این‌ها را باید به شیوه‌ی پرستاران و کارگران نفت از حکومت خواست: متین، با اعتصاب، با تظاهرات و آرام. اگر بنزین گران نمی‌خواهید، کاری نکنید جز اعتراض؛ نگذارید نیروی شیطانی پمپ بنزین آتش بزند. فقط باشید و تا می‌توانید به پزشکیان فشار بیاورید. منتقل می‌شود! او یک پل انتقال فشار و ارائه‌ی مطالبات است.

اگر آدم نامناسبی، رانت‌خواری، بدسابقه‌ای، به سازمانتان یا شرکتتان فرستاد، اعتراض کنید. آن‌ها را نپذیرید و افشا کنید. به خاطر هرکدام از این‌ها، مستقیما یقه‌ی پزشکیان و حکومت را بچسبید. اگر پزشکیان به جای نشستن در دفترش و پاسخ‌دادن به مطالبات و حل مشکلات و دادن گزارش مکتوب به شما، به سفرهای بلاهت‌بار تبلیغاتی استانی رفت، از او استقبال نکنید و بساط تبلیغات را بال وپر ندهید.

همه‌ی این‌ها به‌جای خود، ببینید با چه کسانی منافع مشترک دارید؛ همراه با یکدیگر اقدام کنید! پرستاران، معلمان، کارگران الگوی شما باشند! سلاح مردم چیزی در حد صدها هزار و بعد، میلیون‌ها برگه‌ی کاغذ آ4 است نه بیش!

البته کاغذ آ ۳ بهتر است!

شورای سردبیری جامعه نو

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»