تحمل انواع خشونتها به بخشی از زندگی هرروزهی ما تبدیل شده است؛ روزی نیست که بیاختیار و بیپناه در معرض انواع خشونت نباشیم از صدور احکام اعدام فلهای، مجازاتهای خشن، کتک خوردن در خیابان از سوی نیروهای امنیتی، تهدید و ارعاب از بابت کمترین فعالیت اجتماعی و سیاسی و بیشمار خشونتهای زبانی و کلامی و فیزیکی.
اما این نوع خشونت بخش مرئی و دیدنی است، خشونتهای پنهان بسیاری نیز در اعماق جامعه جریان دارد. تبعیض ها،حقکشیها و انواع و اقسام خشونت نظاممند که از شدت تکرار، به هنجار بدل شده است: انواع سرکوب نسبت به اقشار فرودست، تهیدست، ستمدیدگان، افراد کم درآمد، زنان، مهاجران، گروههای قومی و مذهبی و دیگر گروهها. این همان خشونت سیستمی و نظاممندی است که ناشی از ساختارهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است و آسیب، سرکوب یا استثمار را به بار میآورند. شاید یکی از مواردی که توجه چندانی به آن نشده است خشونتی است که از عدم دسترسی به منابع همگانی ناشی میشود.
خشونت پنهان ساختاری به معنای عدم دسترسی به منابع عمومی برای افراد یا گروه های خاص در به دست آوردن یا استفاده از منابع و خدماتی است که حکومتها یا نهادهای عمومی ملزم به ارائهی آن به همه و به خصوص فرودستان است. بدون بهرهگیری از این منابع زنجیرهی ستم دیرپا گسسته نمیشود و هرگز امکان یک زندگی با کیفیت مناسب و مشارکت کامل در جامعه فراهم نخواهد شد. گروههای فرودست و حاشیهای که به مراقبت های بهداشتی یعنی سیستمهای مراقبت های بهداشتی، درمانگاهها و بیمارستانها با بودجه دولتی و خدمات پزشکی ضروری دسترسی ندارند با بیماریهای درمان نشده، کاهش امید به زندگی و دست و پنجه نرم کردن با مسائل درمانی، خشونتی لگام گسیخته را تجربه میکنند که نه عادی و نه طبیعی است بلکه از عدم توجه و نابرخورداری از خدمات عمومی ناشی میشود.
بدون دسترسی به اموزش باکیفیت اعم از مدارس دولتی، دانشگاه ها و برنامههای آموزش حرفهای در دسترس، فرودستان در تلهی فقر تحمیلی اسیر میمانند و حتی در جامعهی کنونی مملو از بیعدالتی و نابرابری طبقاتی نیز امکان توسعه اندک فردی، تحرک اجتماعی و رشد اقتصادی متعارف نیز برایشان فراهم نیست و در هرم سلسه مراتبی نابرابری کنونی، دسترسی ناکافی به آموزش منجر به کاهش نرخ سواد، کاهش چشم انداز شغلی و افزایش فقر میشود.
منابع عمومی همچنین شامل زیرساختهایی مانند جادهها، پلها، حمل و نقل عمومی و خدماتی مانند آب و برق می شود. عدم دسترسی ضعیف به زیرساختها میتواند در شمار خشونت ساختاری بازخوانی شود.
و امروز که گرانی و عدم دسترسی به مسکن ارزانقیمت به حاشیه نشینی و طرد اجتماعی گروههای فرودست منجر شده است، احساس ناتوانی، سرخوردگی و تنشهای اجتماعی را به وجود آورده است. خشونت نهفته در بیخانمانی، شرایط ناپایدار زندگی و افزایش آسیب پذیری در برابر خطرات بهداشتی و ایمنی نمیتواند و نباید از چشم جامعه پنهان بماند.
تمام آن چه در بالا برشمرده شد مشروط به این است که افراد از امکان داشتن شغل و براورده شدن نیازهای معیشتی خود محروم نباشند. اگر بیکاری هم به این محرومیتها افزوده شود، گویی فرودستان برهنه و بیدفاع در چنگ وحوش گرفتار شده باشند
اگر حکومت زندگی گروه قابل توجهی از مردم را به امان هیچ سپرده است، بر عهدهی جامعه است که نسبت به این نوع از خشونت حساس و برعلیه ان فعال باشد.
اتحاد بازنشستگان
@etehad_bazn