وقتی خودکامگی در چاه خویش گرفتار می‌شود

مرضیه حاجی هاشمی:

در جامعه شناسی سیاسی، فروپاشی ساختار سیاسی به زمانی اطلاق می‌شود که گسستی در نیروهای اصلی ساخت قدرت یا به عبارت دیگر از هم گسیختگی در هسته سخت قدرت رخ دهد.
این فروپاشی در اصل نوعی خود ترمیمی سیستمی برای رسیدن به وضعیت پایدار است که پیش درآمدهایی نیز دارد. از اساسی‌ترین آنها نشانه‌های پایدار و مستمر ناکارآمدی در بخش‌های مختلف ساختار سیاسی و نارضایتی‌های انباشت شده اقشار و گروه‌های مختلف است که پس از درک آن توسط بخشی از ساخت قدرت، مراحل ذهنی و عینی ریزش و فروپاشی آغاز می‌شود.

اما ممکن است، سالها بگذرد تا هشدارهای جدی فروپاشی با توجه به نشانه‌های بیش از پیش آن، توسط متخصصان، کارشناسان و تحلیلگران اعلام شود و هسته سخت قدرت، اندکی به لحاظ کمی و کیفی  به سمت انعطاف، تغییر وضعیت دهد تا با یاری گرفتن از کنشگران بیشتری، پیامدهای مرحله ذهنی ریزش و فروپاشی را کاهش دهد و مانع ورود به مرحله عینی شود، به این امید که شاید بخشی از اقشار به شدت ناراضی و ناامید از بهبود و اصلاح را جذب کند و برای مدتی ولو ناپایدار و کوتاه آنها را امیدوار نگه دارد.

«تحقیقاتی که سعی کرده‌اند، ساختارهای سیاسی مستعد فروپاشی را تعریف کنند، بر این نکته بیشترین توافق را دارند که هرچه پایگاه قدرت یک حکومت، کوچک‌تر باشد، قدرت سیاسی آن کمتر و برای فروپاشی مستعدتر خواهد بود»؛ لذا هرچه هسته سخت قدرت کوچکتر و متصلب‌تر باشد، علی رغم اینکه به نظر می‌آید به دلیل امکان کمتر گسستگی، احتمال فروپاشی، کمتر و قدرت دولت بیشتر است؛ اما «بعد سیاسی قدرت حکومت به توانایی آن در گنجاندن نخبگان (هم فعلی و هم در حال ظهور) و گروه‌های محروم (بخش‌های متوسط و پایین جامعه) درون نظام سیاسی بستگی دارد».

یک مسئله بسیار مهم در اینجا وجود دارد که وقتی حکومتی به لحاظ وجود ساختار سیاسی فرد محور به مرحله هشدار فروپاشی رسید، آیا اقدام برای افزایش پایگاه قدرت و توسعه کمی و کیفی هسته قدرت برای جلوگیری از فروپاشی، موثر خواهد بود؟ پاسخ این است که طبق نظر «هانتینگتون» چنین ساخت قدرتی به دلیل «رشد پایین نهادهای سیاسی به ویژه احزاب از جذب گروه‌های جدید درون پایگاه قدرت ناتوان است».

تمام تلاش چنین ساختارهای سیاسی می‌تواند، صرف بازگرداندن بخشی از نیروهای قدیمی سیاسی و کنشگران پیرامون آنها شود که زمانی از هسته سخت قدرت بیرون رانده شده‌اند. به دلیل عدم امکان شبکه سازی نهادمند، توسط آنها در طول سالیان دراز و خانه نشین و منزوی بودن آنها و تحولات جدی اجتماعی، حضور مجدد آنها در پایگاه قدرت نیز نمی‌تواند، موجب جذب گروه‌های جدید و درک مطالبات آنها شود، به گونه ای که با تمام توان خویش نیز قادر به ایجاد تحرک سیاسی- اجتماعی مؤثر در جامعه نخواهند بود و آنها همچنین تنها می توانند، اقلیتی را نمایندگی کنند که بسیاری از این اقلیت نیز به طور مشروط و محدود حامی خواهند شد و این دقیقاً زمانی است که خودکامگی در چاه خودش گرفتار می‌شود.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»