دو سال پس از مهسا

علی اصغر سیدآبادی:

دو سال پیش در چنین روزهایی با بلایی که در تهران سر مهسا آمد، آتشی که زیر پوست جامعه روشن بود، شعله کشید و نوجوانان و جوانان را به خیابان کشاند.

پیمایش‌ها نشان می‌دادند که از سال‌ها پیش روندی شروع شده است که از آن  می‌توان با نام گسست ارزشی نام برد.

پیش‌تر به خاطر وقوع اعتراضات دی‌ماه ۹۶ و آبان ۹۸ تصور می‌شد، نارضایتی‌های متراکم فقط جنبه‌ی اقتصادی و معیشتی خواهد داشت. اما فاصله‌ی ارزشی بین حکومت و بخشی از مردم با سخت‌گیری‌ها و نمایش‌های قدرت‌ در تلویزیون و بدنه‌ی جامعه تقویت می‌شد. شیوه‌ی برخورد با دو ماجرا (سپیده رشنو و رییس قطار مشهد- بزد) و تحقیر آنان نمونه‌هایی از این دست بودند. جوانانی که با دولتی برخوردار از حداقل آرای مردمی قدرت را قبضه کرده بودند، متوجه جایگاه و میزان مشروعیت خود نبودند و در پیشبرد اهداف و رویاهای خود مانند دولتی با حداکثر رای و مشروعیت رفتار می‌کردند که رفتار تحقیرآمیز نه تنها با مخالفان که با غیر همفکران گوهر آن بود.

اعتراضات پاییز  ۱۴۰۱ نه تنها باعث نشد که آنان ریشه‌ی این اعتراضات را دریابند و خیر و صلاح جامعه و حتی خود را دنبال کنند که آن را بهانه‌ای کردند برای تحقیر بیش‌تر و حذف بیش‌تر.

از آن سوی دیگر گسترش دامنه‌ی اعتراضات و نارضایتی مردم از نوجوانان و جوانان طبقه متوسط تهران به مردم ناراضی سن‌‌سال‌دارتر از طبقات مختلف در سراسر کشور و فعال شدن نیروهای خارج از کشور و رسانه‌های فارسی‌زبان باعث شد که آنان نیز در برابر آزمونی قرار بگیرند که در آن نمره قبولی نگرفتند.

جنبش مهسا – به قیمت خون‌های نوجوانان و جوانان این سرزمین- جنبشی برملا کننده بود که سیاست‌ورزی تا کنون موجود را به چالش کشید و در خانواده‌ی ایرانی باعث تحولی عمیق شد و تاثیرش را در بهبود حقوق زنان در خانواده و جامعه گذاشته است و خواهد گذاشت.

@tahkimmelat

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»