علیرضا کفایی
آینده چه بخواهیم چه نخواهیم؛ خواهد آمد و دورنمای اینکه ما با توجه به تحولات سریع منطقه ای و جهانی، کجا خواهیم ایستاد چندان پیچیده و دشوار نیست، دولت مستقر، مانند مجلس از قبل مستقر شده مقبولیت عام ندارد؛ ناگزیر از امتیاز دهی بی وقفه است.
بنا بر این و با توجه به ناگزیری از امتیاز دادن و در چنبره حاکمیت پیر و ناتوان که میل شدیدی به انحصار همه کس و همه چیز دارد و تا اعماق زندگی مردم دخالت ها دارد؛ به سیاسی کاری روی خواهد آورد و بی شک برآمدن دولت مدرن یا حتی دولت_ملت را نمی توان انتظار داشت.
این امتیاز دادن ها به داخل ختم نخواهد شد، ناگزیر از امتیاز به خارج هم خواهیم شد که به تحقیر ملت خواهد انجامید؛ تحقیری که از سوی روسها صورت می گیرد اتفاقی خطرناک است که از روی حماقت و بلاهت کسانی رقم میخورد که پیش از این هر چه در توان داشتند به کار بستند تا چند صباحی قدرت را یکدست و تمام قوا را در دست داشته باشند.
آن یکدست سازی قبل و این ناگزیری فعلی در یک مدار حرکت می کند و میدان را برای حضور و نشو نمای افراطیون و غلبه آنان بر دولت فراهم کرده؛ موجب بی اعتمادی عمومی خواهد شد و از سویی انحراف در دین و نشر خرافات و رویکردهای متحجرانه و نیز شکاف بیشتر ملت و حاکمیت را رقم خواهد زد.
“محمد آرگون” اندیشمند الجزایری به “جهالت نهادمند” در کشورهای اسلامی اشاره می کند که نهادهای دینی و آموزشی و رسانه ها بصورت نظام مند جهالت را باز توزیع می کنند، مقصود آرگون شناخت علمی نیست بلکه تبلیغ و ترویج نوعی سخیف و ارتجاعی و متحجرانه از اسلام را گوشزد می کند، به شکلی که این جهالت نهادینه شده؛ تبلیغی دگم اندیشانه از اسلام ارائه می دهد که اصل و اساس گسترش افراطی گری و جزمیت و ظاهرپرستی است.
وقتی مشاهده می شود که هنوز هم افراد و گروهها و نهادها و حتی دولت و مجلس و رسانه ها و خبرگزاریهای خاص بخصوص صدا و سیما علناً از گروههای افراطی و تکفیری و جزم اندیش حمایت می کنند می بایست بدون مکث اذعان کرد که “جهالت نهادینه شده” گسترش یافته است، آراء و اندیشه و عملکرد برخی از این گروهها و افراد بعینه این واقعیت را اثبات می کند.
اینان عقیده ای خشک و بی مغز و جاهلی و پوسته ای را گرفته اند و از ایمان تهی هستند و مسئول هستند زیرا افرادی تربیت شده اند و از مدارس علوم دینی و یا مدارس خاصی بیرون داده اند که شاید حافظ قرآن هم باشند و رسانه در اختیارشان گذاشته اند تا نگاهبان عقیده ای انحرافی و تکفیری باشند.
اسلامی که در تلویزیون و کیهان تبلیغ میشود از ابتدایی ترین آگاهی های دینی بی بهره اند، دچار نوعی الیناسیون فرهنگی و افرطی گری عقیدتی شده اند و دانش قابل قبولی از معرفت دینی و اسلام و شریعت و دستورات دینی ندارند و از همین رو بسرعت جذب اندیشه گروههای رادیکال و جزمیت نگر و ارتجاعی میشوند و بدتر تبلیغ آن را می کنند.
دینداری این گروهها که شاید برنامه ریزی شده نفوذ داده شده اند نه با واقعیت تاریخی دین سازگاری دارد و نه با اندیشه دینی.
باید مراقب بود سلفی گری و تکفیری گری که اساس آن “جهالت نهادمند” است رشد و گسترش نیابد، اینان از اسلام و مسلمانی دور و پوسته ای را حفظ کرده اند…. همه را از دین و مذهب گریزان و کشور را در خطر قرار خواهند داد.