چگونگی رویارویی حاکمیت با جنبش‌های اعتراضی

فریبا نظری:

جامعه از اعضای زنده و پویا در طبقات، رده‌ها و گروه‌های مختلف اجتماعی تشکیل شده است. در بسیاری از جوامع این اعضا برای رسیدن به تغییرات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی که از نظر آن‌ها ضروری است؛ بطور جمعی با برنامه یا بدون برنامه از پیش تعیین شده دست به اعتراضاتی برای رسیدن به تغییرات مورد نظر می‌زنند.

این اعتراضات جمعی می‌تواند به سوی شکل‌گیری جنبش‌ پیش رود و با اعتصاب، تجمع، تحصن همراه با مطالبات مشخص و تشکیل گروه‌های منسجم و مرتبط با یکدیگر همراه باشد؛ البته گاهی آشفتگی و درگیری و منازعات خشونت‌ورزانه نیز ازسوی گروهی از کنش‌‌گران یا نظام حکمرانی به این اعتراضات نفوذ خواهد یافت.
آگاهی مردم جوامع مختلف از ویژگی‌های زندگی دوران مدرن مانند حقوق شهروندی، عدالت اجتماعی، رفاه، آزادی بیان، پاسخ‌گویی و شفافیت سیاسی حاکمیت، و داشتن احساس امنیت در حوزه‌های مختلف‌ زندگی؛ از عوامل شکل‌گیری جنبش‌های متعدد و اراده‌ی جوامع برای کنش جمعی با هدف تغییر در جهت داشتن یا حفظ و افزایش این ویژگی‌هاست.

اگر جنبش‌های اجتماعی را یک مثلث ببینیم و چگونگی پیدایش آنها، چگونگی برخورد نظام حکمرانی با آن و نیز چگونگی تداوم آن توسط کنش‌گران معترض جنبش را اضلاع این مثلث در نظر بگیریم، هر یک از ضلع‌ها محوری بسیار مهم است که قابلیت و شرایط تبدیل شدن جنبش به پدیده‌ی انقلاب را در درون خود نهفته داشته و می‌تواند به بروز و فعلیت آن یاری برساند یا جنبش را از تبدیل شدن به انقلاب و پیامدهای آن دور کند و بر دستیابی به تحولات آن متمرکز شود.

در واقع برخلاف تصور نظام‌های سیاسی جوامع مختلف، این تنها کنش‌گران جنبش‌های اجتماعی و سیاسی نیستند که در نوع دستیابی به مطالبات خویش تاثیرگذارند و تداوم و شکل جنبش از نظر گستره‌ی جغرافیایی، انبوهی جمعیت، خشونت‌ورزی یا خشونت‌پرهیزی، تبدیل شدن به شورش و انقلاب و درگیری‌، و سرعت و صورت‌های مختلف اعتراضات را تعیین می‌کنند؛ بلکه نوع رویارویی و کنش حاکمیت جوامع با جنبش‌های اعتراضی نیز به همان اندازه و حتی در سهمی افزون‌تر بر این عوامل و برون‌داد آن‌ها تاثیرگذار است.

حاکمان جوامع معمولاً پس از سرکوب جنبش‌ها و کنش‌گران آن‌ها، احساس پیروزی کرده و کنش‌های جمعی اعتراضی را پایان یافته می‌پندارند و این درست نقطه‌ای است که مسیر و جهت جنبش را برای آینده مشخص می‌سازد.

پس از انقلاب سال ۵۷، از نخستین حرکت‌های اعتراضی، مخالفت زنان با استبداد و قوانین تبعیض آمیز جنسیتی و حجاب اجباری بود. بعد از پایان جنگ هشت ساله نیز در دورانی که به سازندگی شهرت یافت به دلیل فراغت جامعه از جنگ و سپری شدن بیش از یک دهه از تغییر نظام سیاسی، گروه‌های پراکنده‌ای از جامعه به وضعیت بد اقتصادی زندگی خود اعتراض کردند. و البته همه‌ی این اعتراضات پس از انقلاب، ماهیت جنبشی نداشته‌اند و از نظر هدف، نوع و تعداد کنش‌گران، مطالبات، رخداد و زمینه‌ی آغازین و گستره‌ی جغرافیایی یکسان نبوده و نیستند.

مهم‌ترین این اعتراضات عبارتند از:

تجمع اعتراضی زنان در دانشکده فنی دانشگاه تهران در اسفند ۱۳۵۷ در مخالفت با استبداد و اعلام اجباری شدن حجاب که بعدها در قالب فعالیت‌های مدنی و کنش‌گری امتداد و تداوم یافت و درنهایت از دل جنبش اعتراضی موسوم به #زن‌زندگی‌آزادی به بالندگی و ظهور رسید.

ماجرای کوی طلاب مشهد در سال ۱۳۷۳ و اعتراضات گروهی از اهالی منطقه‌ی محروم و کم درآمد اسلام‌شهر در نزدیکی پایتخت در سال ۱۳۷۴ آغاز شکل‌گیری اعتراضات مردمی از درون جامعه با مطالبات اقتصادی و اجتماعی بود.

ماجرای کوی دانشگاه تهران سال ۱۳۷۸،  ویژگی‌های نزدیک‌تری به جنبش اعتراضی داشت. هم کنش‌گران آن یک قشر خاص پویا و مطالبه گر بودند که جنبش دانشجویی را قوام و جانی تازه دادند و هم مطالبات مشخصی داشتند که مهم‌ترین آن‌ها حق آزادی بیان و عدم برخورد نظامی و امنیتی با نهاد دانشگاه بود.

اعتراضات گروه‌هایی از مردم به نتایج انتخابات سال ۱۳۸۸، منجر به شکل‌گیری جنبشی اعتراضی شد موسوم به جنبش سبز. کنش جمعی با مطالبات مشخص و خشونت‌پرهیز در دفاع از حق رأی و آزادی بیان و اعتراض در قالب تجمعات گسترده و تکرار شونده؛ ماهیت جنبشی سیاسی ـ اجتماعی به این اعتراضات بخشید.

اعتراضات دی۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸، بیشتر ماهیت پویش اعتراضی داشت که البته از گستره‌ی محدود شورش در یک منطقه فراتر رفت و مطالبات مشخص اقتصادی را هدف گرفت که درون مایه‌ای سیاسی نیز داشت.

جنبش اعتراضی ایرانیان با عنوان تحریم که در قالب کنش سلبی و مقاومت مدنی جامعه از اسفند ۱۳۹۸ در انتخابات مجلس آغاز شد و تا رأی‌گیری ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۳ ادامه داشته است.

اعتراضات آب ۱۴۰۰ بیشتر در چند استان و برخی شهرهای آن‌ها با مطالبه‌ی مشخص رفع بحران آب در جغرافیای محدودتر و زمان کوتاه‌تری رخ داد.

اعتراضات گسترده گروه‌های مختلف جامعه  در سال ۱۴۰۱ با پیشرانی زنان و جوانان در اعتراضی منسجم نسبت به کنترل گری سبک زندگی، تبعیض مداوم جنسیتی و اعمال خشونت با عنوان حجاب اجباری، ماه‌ها شرایط یک جنبش اجتماعی را بر کشور حاکم ساخت. این جنبش اعتراضی به دلیل مطالبه‌ی محوری #زن‌زندگی‌آزادی، بدین نام شهرت یافته و رخداد آغازین آن نیز جان باختن دختر جوانی بنام مهساامینی در بازداشتگاه نیروی انتظامی بوده است.

جنبش #زن‌زندگی‌آزادی، به‌عنوان یک جنبش اعتراضی ویژه قابل شناسایی و دسته‌بندی است. چراکه:
1️⃣ بزرگترین حرکت اعتراضی جمعی گروه‌های مختلف جامعه پس از انقلاب سال ۵۷ است.
2️⃣ از نظر زمانی، طولانی ترین جنبش اعتراضی است که در کشور وجود داشته است.
3️⃣ تنوع در قشرها و گروه‌های کنش‌‌گران آن از حیث سن، جنس، تحصیلات، شغل، طبقه‌ی اقتصادی، باورهای فردی و اعتقادی، قابل توجه بوده است.
4️⃣ آسیب دیدگان و جان‌باختگان و بازداشت شدگان این اعتراضات بیش از اعتراضات دوره‌های پیشین بوده است.
5️⃣ گستره‌ی جغرافیایی اعتراضات وسعت زیادی داشته و علاوه بر داخل کشور به خارج از مرزها و کشورهای دیگر نیز رسیده است.
6️⃣ گردش خبری و رسانه‌ای در این اعتراضات، چشمگیر و قابل بررسی است.
7️⃣ میزان و شدت سرکوب و خاموش نمودن اعتراضات، افزون‌تر از دوره‌های پیشین بوده است.
8️⃣ پیامدها و دستاوردهای ماندگاری چون: عمومی سازی کنش‌گری و مطالبه گری، شکست حجاب اجباری و بروز عمومی پوشش اختیاری،  داشته است.
9️⃣ ویژگی‌های یک جنبش را داشته و از خود نشان داده است.

بررسی گزارش‌های میدانی و مستندات دیداری و شنیداری و نوشتاری این حرکت‌های اعتراضی جمعی پس از انقلاب، چهار ویژگی مشترک و بسیار مهم در آن‌ها را نشان می‌دهد:

۱- همگی این اعتراضات جمعی به جز جنبش عظیم تحریم، با سرکوب شدید انتظامی و امنیتی و نظامی روبرو شدند.

۲- کنش‌‌گران آن‌ها به شورش، خشونت، بزرگ‌نمایی، هدایت از سوی دشمنان خارجی و اپوزیسیون خارج از کشور متهم شدند.

۳- حاکمیت با احساس پیروزی آن‌ها را جمع شده و خاتمه یافته تلقی نمود.

۴- این اعتراضات جمعی ازبین نرفتند و خاموش نشدند بلکه مانند لایه‌هایی از آتش نیمه خاموش روی هم انباشته شده و در شکل گیری اعتراضات بعد از خود با ماهیت پویش، جنبش یا شورش؛ نقش ایفا کرده‌اند.

درس بزرگ حاکمیت در مرور این اعتراضات جمعی به‌ویژه جنبش اعتراضی #زن‌زندگی‌آزادی و جنبش اعتراضی و مدنی تحریم رأی‌گیری، توجه به این نکته‌ی مهم است که عاملیت خود را در چگونگی شکل‌دهی، استمرار و تعمیق آن‌ها واکاوی نماید.
این نظام حکمرانی است که نقش تعیین کننده‌ای در تداوم بروز و ظهور جنبش‌های اعتراضی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارد و نیز مشخص می‌کند که این اعتراضات در سطح مد
نی جنبش باقی بماند و پیش رود یا به شورش و قیام و انقلاب تبدیل شود.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»