دومین سال بزرگداشت جنبش مهسا  بدون کوچکترین تفاوت با سال قبل

ابوالفضل محققی

 دو سال از جنبش مهسا گذشت .این دومین سالی است که سالروز این جنبش بزرگ  در سراسر جهان از طرف احزاب ،جریان های سیاسی ، ایرانیان مهاجر در سطحی وسیع برگزار میگردد.

 به بیانیه ها ،تجمع ها ،کنفرانس ها ، مراجعه می کنم. میخواهم ببینم  طی این یک سال چه تغیر کمی و کیفی در این مراسم ها،.بیانیه ها اتفاق افتاده است ؟ آیا این جنبش توانسته تاثیری بر حرکت و عملکرد اپوزیسیون در راستای شکل گیری یک آلترناتیو قدرتمند از مجموع ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی طی داشته باشد؟  دریغا که هیچ چیز تازه ای ،هیچ عملی که منجر به نزدیکی جریان های مختلف حکومت بیک دیگر باشد طی این یک سال صورت نگرفته است .

هر سال دریغ از پارسال. اگر تاریخ بیانیه ها، پلاکادرها را بر دارید همان مضامین ،همان شعار ها و همان اشخاص  ثابت اند که یکسال پیر تر شده اند.

ضمن احترام به هر کوشنده راه آزادی با هر دیدگاه .حق دارم که بپرسم واقعا طی این یک سال کدام جریان،؟کدام شخص ؟در جهت یاری رساندن  به حل معضل  اصلی این جنبش ، یعنی کمک به نزدیک شدن نیروها بیک دیگر ،حداقل بر گزاری یک سری نشستها و گرد همائی ها برای شنیدن سخن هم دیگر و یافتن نقاط مشترک که حلقه اتصال و پایه حرکتی مشخص باشد برداشته اند ؟  هر چه نگاه می کنم مسئله نیروهای سیاسی “که دیگر دارند پیر هم می شوند.” همان پاسخ گوئی به مسائلی است که چهل سال است کنکاش می کنند و هنوز بقول خودشان جوابی نیافته اند که بتواند قانع کننده برای این هم گرایی باشد.

خطیبان و گردانندگان تمام این جریان های سیاسی همان افراد معین هستند که بیشتر از آنچه که به نیاز مشخص جامعه ، که همان تلاش برای شکل دادن بیک اپوزیسیون قدرتمند متشکل از احزاب و چهره های مورد توجه جامعه باشد .معطوف به همان مرده ریگ ها و گرفتاری های ذهنی خود هستند.

هر کدام  از سخنوران ، نظریه پردازان شرطی شده مانند خود شنوندگان به کسی ، یا جریانی و چیزی حساسند .چنان حساسیتی که اجازه نمی دهند به حریمشان نزدیک شوی.زمانی عاشق پالتاک بودند ،زمانی  زوم . حال کلاب هاوس.کلا عاشق بحثند تا عمل مشخص .

سال ها . روزها و ساعت ها با شور و هیجان در هر کدام از این تجمعات مجازی شرکت کرده و می کنند. از بحث ها گاه خشنود و گاه خشمگین می شوند.اما باز همان  روال ، همان افراد معین ،همان مسائلی که گرفتاری ذهنی همین جمع است . جماعتی که هرگز نتوانسته نسل جدیدی که همین حماسه مهسا را شکل دادند بخود جلب کند . هرگز برای هیچکدامشان این سوال پیش نیامد که چرا همیشه مخاطبین ما ثابت اند ؟

چرا ما نمی توانیم یک خانه تکانی در ذهن خود بدهیم که حداقل این خاک نشسته سالیان بر ذهن ما را بزداید. طوری که بتوانیم ظرفیت نشستن بر سر یک میز با تمام جریان های اپوزسیون جمهوری اسلامی را داشته باشیم ؟  براستی فرق این اپوزیسیون با جریان مجاهدین سکت و بسته چیست ؟ آنها یک جریانی هستند  که ساز خود را می زند و حاضر به گفتگو و نشستن بر سر یک میز با دیگر جریان های اپوزیسیون نیستند و همیشه هم از این زاویه مورد انتقاد .

خب مگر دیگر جریان های مخالف غیر از این هستند . سلطنت طلب ساز خود می زند .جمهوری خواهان که ادعای همگرایی ویکی شدن دارند همان مجموعه تکه تکه شده جریان های چپ هستند که باز هر کدام با علم و کتلی که گاه چند علم دار بیشتر ندارد به هم نزدیک می شوند ، یا دور می گردند.

همان سردمداران قبلی رشته کار را بدست می گیرند البته نه کس تازه نفسی هست و نه آنها حاضرند یک کم از عنوان و جایگاهی که هنوز فکر می کنند بسیار مهم است  دست بردارند .هر کدام از این جریان ها و افراد خود یک رهبرند. رهبرانی که که در اقلیمی نمی گنجند .

 نگاه می کنم یکسال قبل هم هر جریانی جداگانه برای خود تظاهرات بر پا کرد و افراد خود را جمع کرد .همان روال سابق را ادامه داد .گاه هفت تجمع جداگانه در یک شهر .

کوچکترین قدم و حرکتی در راستای نزدیکی به هم صورت نگرفت .  هیچ اطلاعیه مبنی بر برگزاری یک جلسه پیرامون همگرایی و نشستن با رهبران و گردانندگان این جریان ها نمی بینی.همه از مردم میگویند از نرفتنشان بپای صندوق رای.از آمار گیری جدید که نود  در صد مردم این حکومت را نمی خواهند. اما هیچ از خود نمی پرسند که نگاه این نود در صد  نسبت به این اپوزیسیون خارج از کشور چیست ؟ چه چیزی را از این اپوزیسیون طلب می کند ؟آیا آن ها هم مثل ما شقه شقه هستند ؟

که مسلما چنین نیست آنها خطکش های خود را برای جدا کردن افراد بخاطر طرز تفکر بکار نمی گیرند .آنها مجموعا به نتیجه مشخص از رژیم و عمل کرد آن می رسند، که باز تاب آن می شود تحریم بالای هشتاد درصدی انتخابات .حال ما در دفتر های قدیمی و انقلابی بجا مانده از دوران های قدیم دنبال مرده ریگ گذشته و جواب دادن به معضلات فکری انقلابیونی که از مرز هفتاد سال عبور کرده اند بگردیم .

 امسال نیز در بر همان پاشنه سال قبل چرخید.سخنی از اتحاد بر سر تشکیل یک جبهه مشترک بمیان نیامد و هیچ کدام از چهره های مشخص اپوزیسیون از آقای رضا پهلوی بگیر تا خانم مسیح علینژاد و…  پای پیش ننهادند و خواستار نشستن بر سر یک میز حداقل اینترنتی پیرامون راه های نزدیک کردن نیروهای اپوزیسیون بیک دیگر نگردیدند .

 سال آینده و سال های بعد نیز در بر همین پاشنه خواهد چرخید .چرا که ما قادر نیستم به چیزی فرا تر از آنجه که در ذهنیت خود ساخته ایم پاسخ دهیم  .پراکنده خواهیم ماند همان طور که پنجاه سال است که مانده ایم .                    

ابوالفضل محققی

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»