تقلا برایِ آزادسازیِ حقِِ انتخاب

ابوطالب آدینه‌وند:

در طلوع جنبش ((زن، زندگی، آزادی)) سرعت تصاویر بر تفاسیر پیشی گرفتند. پرواز ابدی و غریبانه مهسا امینی باعث غلیانی جمعی در بین ایرانیان شد، این غلیان در سیر خود به خیزشی علیه انقیاد و اجبار تبدیل شد. تصاویر نشان از یک اعتراض عمومی داشت. در روایتِ جنبش مهسا معرکه ای برپا بود/هست. در فرم های گوناگون و با طرح ماهیت های متفاوت. از تفاسیر با مضامین بلند تاریخی و انسانی تا روایتهای با اغراض سیاسی و موج سورای جریانات برای رهبری طلبی در یک جنبش با ماهیتی، بی سر. در آن روایتهایی که طناب کشی سیاسی در آن برجسته بود آنچه در غیاب بود تقلای سوژه ایرانی در فرایند آزادسازی دوران معاصر بود.

به باورم این جنبش ریشه در خواست تاریخی ایرانیان برای آزادی در دو سده اخیر دارد. جامعه ایران در پس از انقلاب مشروطه وارد فرایند آزادسازی شده است. این فرایند آزادسازی هم وجه ذهنی داشته و هم وجه عینی. میدانهای گوناگون در مسیر آزادسازی در نوردیده شده و نزاعهایی با نظام ارباب رعیتی در ساختی شبه فئودالی، ساخت ایلیاتی و مندرس قدرت و انقیاد ذهنی و فکری را در این میدانها رقم زده است و در پس از آن در هر مرحله تاریخی به درجاتی دست به انقیادزدایی از وضعیت اسیری خود زده است و طالب رهایی گشته است و در این راه پرمرارت، در این بستر قناس، پیشروی و انبساط اجتماعی داشته است و هر دفعه در پرتو آفرینش رخدادی سیاسی سریز نیروی اجتماعی به رویارویی با مازادِ قدرت متجلی در نیروی سرکوب و انقیاد رفته و با افشاءگری دست دولت را در استفاده از مازاد قدرت سیاسی -که بردگی آور است- را رو کرده است و به تعبیری از آلن بدیو وقفه در پیشروی مازادِ قدرت انداخته و برای آن اندازه تعیین کرده است. در این تقلا سوژه آزادشده هر دفعه تمکین را وا نهاده و حدی بر پیکر قدرت زده و خواست تنظیم رابطه جدید مبنی بر تغییر خواهی خود بر پیش روی نظم موجود نهاده است تا به قول آرنت بر اعصار تاریکی چیره شود. در این کشاکش نظم و تغییر نیز خواستِ تاسیسِ سازه ای نو و درخورِ سوژه نوخواسته مطالبه بوده و در ادواری به مانند صدر مشروطه، خواستِ تغییرِ نظم کهن و غیر دورانیِ، مولود نظم نوین با چیدمانی برخلاف نظم سانترالیزه سابق گشت. این دگرگشت محصول کنشِ سوژه هایی آزاد شده ی انتخاب گری بود که حقِ انتخابِ تاسیس تازه را رقم زدند و به نظم سیاسی تحمیل کردند. اما ما هنوز در وضع پایداری در حیات سیاسی از حیث نهادها و رویه های دموکراتیک قرار نداریم. می دانیم مساحی در زمین قناس چه دشواره های دارد به طوری که این قناسی بستر، بر راهبرد و گفتمانِ سازواره ای که باید تکوین یابد اثر جدی می گذارد. تکاپو برای تحقق این چیدمان دموکراتیک ادامه دارد و پویایی ها و جنبش های جمهوریخواهانه و دموکراسی خواهانه پس از انقلاب مشروطیت تا کنون نشان از پویاییِ ژرفِ نهادِ ناآرامِ جامعهِ ایرانی برای یافتن قرار، بر بستری با نظمی دموکراتیک است.

 دکتر سعید مدنی جامعه شناس و پژوهشگر برجسته حوزه گذار بر این باور است که جامعه ایران جامعه ای جنبشی است تو گویی که پایه تحلیلی در جامعه ایران را باید براین اساس چید و یا لااقل بپذیریم که جنبش ها نقطه اتصال نظم و تغییر در فرایندی رفت و برگشتی و انقباضی و انبساطی اند و هنوز به تعادلی که حکمرانی مطلوب خواست تاریخی ایرانیان فاصله داریم. و یا به تعبیری از آلن بدیو در کتاب “فرا سیاست” ما در (( عرصه رخدادپذیر))ی قرار داریم. در این عرصه رخدادخیز در واکنش به تحقیر مدام زنان بر سر مساله حجاب شرعی و اجباری مد نظر حکومت دینی – که ناشی از نگاهی توتالیتاریته به مذهب بود- جنبشی بر پا شد که اجبارگری حکومتی را به چالش کشید زیرا در تلقی عمومی انگاره اجبار هم با ایمان مذهبی که امری داوطلبانه است ناسازگار است و هم اجبار و انقیاد با کرامت ذاتی انسان و ارجمندی او در تضاد و مادر منکرات می باشد. این خیزش اجتماعی در وجه سلبی خود در پی تفریق اجبار از حیات اجتماعی خود بود. اتخاذ این رویه فی الواقع بخشی از کنترل گری اجتماعی بود که در پی برساخت جامعه منفعل و ترس خورده ای بود. اما جامعه ایرانی پس سالها تحقیر و البته مقاومت مدنی در برابر این اجبارگری، انتخاب در برابر انقیاد را فریاد زدند و در قامت کنش ورزان عرصه عمومی با توسعه سوژه گی، قلمرو خود را کوچه به کوچه و شهر به شهر در فرایندی تصاعدی گسترده نموده و در برابر این عنصر و شبح اعصار ظلمانی، ایستادگی نمودند و رخدادی شگرف را رقم زدند رخدادی که از سوگ گیسو بریدگی از دل اساطیر زاگرس کنشی جهانی آفرید تصاویری خلق کرد که شبیه به آینده بود آینده ای مبتنی بر تکثر و همزیستی برغم برخی تصاویر مخدوش.

رخداد چنانچه دلوز می گوید میانجی گفتن چیزهایی است که بلا واسطه امکان بیانی و همچنین تجلی ندارند. این رخداد فی الواقع میانجی گفتن و اصرار بر آزادسازی حق انتخاب در سبک زندگی و هنجارهای فرهنگی است که در برابر آن میراثی کریستالیزه شده که در هیاتِ مازاد قدرت و نظم سیاسی برآفتاب می شد، وجود داشت. چنانچه رخداد جنش سبز ایستادگی بر ساحتی دیگر از آزادسازی حق انتخاب تاکید داشت و (( رای من کو؟)) را شعار بنیادین خود قرار داده بود. به نظر می رسد این صیرورت اجتماعی مطالبه گرانه در ساحت آزادسازی حق انتخاب در چشم انداز خود، تصورِ امکانِ تغییر را پردازش نمود. این چشم انداز در بسیج نیروی اجتماعی مطالبه گر موثر بود.

آلن تورن در کتاب (( برابری و تفاوت)) می گوید: (( جنبش اجتماعی ترکیبی از ندایی اخلاقی و نزاعی اجتماعی است)). در نظم سیاسی موجود انگاره اسطرداد برجسته است و مکانیزمی از طرد بر روح آن حکم فرماست که مدام توسعه می یابد و در نتیجه آن نزاعی دائمی در عرصه اجتماعی حکم فرما شده است که بسترساز وضعیتی قطبی شده بین حاکمیت و نیروی اجتماعی است. اسطرداد اجتماعی و فرهنگی به مثابه غیریت ساز و استصواب به مثابه سازوکار طرد سیاسی، رویه جاری نظم سیاسی است و می بینیم که شبح این وضعیت قطبی شده ناشی از طرد، انتخابات 1403 ایران را از خود متاثر کرده بود تا جایی که سوژه طرد شده از مجرای سلبی انتخابات و رویگردانی از آن توانست پیام غیبت خود را اعلام کند و با غیاب معنادار خود منشاء اثرِ انبساط سیاسی گشته و به مثابه ضلعی در سیاست در داخل ایران، آرایش نیروها و خطوط جدید اتحاد را روشن تر کند. چنان غیابی که کل خطاب در برابر او ارائه می شد و به مثابه شبحی همه سایه به سایه آن را دنبال می کردند.این غیاب، دقیقه ی بیانِ سلبیِ تاریخ سازی بود که ایجاب آن آزادسازی انتخابات در ایران است البته تفسیر آن در این مجال میسر نیست ولی بی تردید تفسیر آن گشوده به توسعه قلمرو مشارکت است. به تعبیری از آلن تورن هر جا طرد هست سوژه هست و تمایل به کنش آفرینش گرانه. جنبش مهسا کنشی بود برای مقابله با این سلطه فرهنگی و اجتماعی که تمام قلمروها را برای خود می خواهد و به دنبال هژمونی تام بر عرصه هاست و تمامیت را حق خود می داند تا جایی که حتی حق دفن و حق سوگواری معترضین را نیز برسمیت نمی شناسد. حق دفنی که مساله ای بنیادین در تاریخ بشر است و از آنتیگون در سوفوکل تا کنون حقی غیر قابل واگذاری در برابر قدرت که توسط سوگواران، دادخواهان و مدافعان حقوق بشر از آن دفاع می شود. در جنبش مهسا، جامعه با ندایی اخلاقی سوژه گی خویش را به میدان نزاع اجتماعی آورد و با خلق فضا و تولید میدان و معنا، ژانری استتیک از مقاومت در برابر انقیاد فرهنگی در جامعه متکثر ایران را ورق زد و تجربه ای از بازپس‌گیری حق انتخاب و توسعه قلمرو آزادی را بر میراث ملی ایرانیان افزود.

ایران فردا

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»