چرا برخی شعارهای ضدجنگ به دل مردم ایران نمی‌نشیند؟!

یادداشت دکتر بابک خطی

هیچ انسان عاقلی نیست که از جنگ لذت ببرد یا آن را عامل تعالی بشر و بهبود شرایط ملت‌ها بداند. اما گروهی از به اصطلاح مفسرین سیاسی که اخیرا در روز روشن با فانوس در فضاهای رسانه‌ای می‌گردند و پیام‌های ضد جنگ منتشر می‌کنند، از کجا به قضیه نگاه می‌کنند؟! فقط قصد دارند دلسوزانه، اصل بدیهی آسیب‌زا و ویرانگر بودن جنگ را یاداوری کنند یا هدف چیز دیگری است؟!

در این بین، برخی از این مفسران مردم ایران را نیز شماتت می‌کنند که چرا با جنگ شوخی می‌کنند. در حالی‌که شاید مردم ایران جنگ و درد و ویرانگری آن را بهتر از هرکسی بفهمند و این شوخی‌ها تنها یک مکانیسم دفاعی برای روان آشفته‌ی مردمی بی‌دفاع و در معرض خطر باشد که بیش چهاردهه درگیر جنگی فرسایشی هستند که به تحریم و فلاکت انجامیده است و اکنون نیز باید نگران تشدید این جنگ و پاسخ قدرت‌های منطقه‌ای چون اسرائیل به خیالپردازی‌های هسته‌ای و موشکی جمهوری اسلامی باشند که باز هم عوارض آن در اصل دامن آنها(مردم) را خواهد گرفت و آنان باید هزینه‌های جانی و مالی آن را بپردازند.
به هرحال از کسانی‌که نگران جنگ و دلسوز دامنگیر شدن مردم در آن هستند حداقل انتظار این است که با استانداردی یکسان به تحلیل مسائل بپردازند.
اما آیا چنین است؟!

آیا آنها معترف هستند که جنگ برای مردم ایران تنها تهدید امروز و دیروز نبوده، جنگی خانمانسوز در تمام چهاردهه اخیر بر ملت ایران تحمیل شده است؟! آیا معترف هستند جنگی که پیغام‌های تحریک آمیز مکرر خمینی به شیعیان عراق و اعلام جهاد توسعه‌طلبانه او بهانه آن را در شهریور ۵۹ به صدام داد و با قدری به خرج دادن تدبیر و سیاست‌ورزی -در حدی که به ذهن فردی انقلابی و تازه‌کار، چون آیت‌الله منتظری هم می‌رسید- می‌شد اصلا رخ ندهد، حداقل می‌توانست بعد از فتح خرمشهر در خرداد ۶۱ و در کمتر از دوسال تمام شود، اما کسانی در قلب حکومت اسلامی که چشم و چراغ رهبر لجوج آن بودند با شعار تخیلی “جنگ جنگ تا رفع فتنه در جهان” آن را شش سال دیگر هم ادامه دادند تا بسیاری از مردم این مرز و بوم خصوصا پاک‌ترین جوانان آن در جبهه‌های جنگ و زندان‌ها کشته‌ شوند و زیر ساخت‌های دو طرف طی آن ویران گردیده، اقتصاد کشور در آستانه فروپاشی قرار گیرد.

آنهم در حالی‌که پس از فتح خرمشهر صدام و ارتش در هم ریخته‌ی او حاضر به قبول تمام شرایط ایران بودند، اما در موعد بعدی در مرداد ۶۸ سران جمهوری اسلامی در حالی‌که ارتش عراق به جاده خرمشهر-آبادان رسیده، جبهه‌ای که عملا توسط نیروهای داوطلب پر می‌شد، توسط مردم به سطوح آمده خالی مانده، ارتش آمریکا در خلیج فارس جولان می‌داد و ایرباس مسافری ما را زده بود و کشور در بدترین شرایط سیاسی و نظامی قرار داشت، تن به صلح اجباری و مذلت بار دادند؟! آن هم خوردن جام زهری که خمینی برای فرونشاندن آتش خشم و کینه‌‌ی آن، جنایت تابستان ۶۷ را در زندان‌های ایران به راه انداخت. آیا آنها می‌دانند سهم خمینی در شروع جنگ و اشتباه مهیب ادامه جنگ بعد خرداد شصت و یک چه بر سر مردم ایران و سرمایه‌های ملی آن آورده است؟!

متاسفانه پس از رفتن خمینی نیز جانشین او که از قضا در دهه اول انقلاب نسبتا طرفدار گفتمان تعقل بود، برای جذب حداکثری نیروهای شبه نظامی سپاه، قبضه کردن قدرت و کنار زدن هاشمی از قدرت، به کاریکاتوری بی‌جرات از خمینی در غرب ستیزی تبدیل شد.

کسی که بدون اینکه قصد شوخی داشته باشد خود را رهبر مسلمین جهان! نامید و با بلندپروازی‌های هسته‌ای و موشکی خود در کنار حمایت از گروه‌های شبه‌ نظامی منطقه‌ای میلیاردها دلار از سرمایه‌های مردم ایران را به سطل زباله ریخت؛

در سوریه‌ای که بشار اسد پس از ابقا عملا جمهوری اسلامی را از مناسبات اقتصادی آن حذف کرده به رهبر تور گرادهی اسرائیل برای شکار مستشاران جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
در حزب‌الله، جهاد اسلامی، حماس و …

همین قدر پوچ و بی‌فایده چنانکه تشکیلات آن چنان آسیب دیده‌اند که حکومتی که مدام شعار می‌داد با گروه‌های نیابتی جنگ را از مرزهای ایران دور کرده است، برگزاری نماز جمعه در قلب تهران را یک پیروزی استراتژیک و نماد شجاعت و بازدارندگی ایران می‌شمارد و مردم منطقه در فلسطین و لبنان و… که به درستی جمهوری اسلامی را عامل بدبختی خود می‌دانند و به آن دشنام می‌دهند
این مخالفان جنگِ امروز، در مورد این ۳۵ سال غارت سرمایه‌های ملت، کشتار و سرکوب‌های متواتر و ایجاد فضای اختناق در داخل و تنش و درگیری در منطقه و بیچاره کردن مردم در فلسطین، لبنان، عراق، یمن و …چه نظری دارند؟

آیا مجموعه اتفاقاتی که به جز کاسبان تحریم -از اصلاح‌طلب و اصولگرا- بقیه مردم ایران را به خاک سیاه نشانده، جنگ نیست؟! و اگر نیست پس چیست؟!

ضمنا چگونه است که بسیاری از این مخالفان جنگ در مناقشات منطقه، طرف تندروی اسرائیلی و جنایاتش را می‌بینند، اما در زیر پوست دل در گرو حماس و حزب‌الله دارند و موقع رسیدن به جنایات آنها، قلم‌شان خطابخش و جرم‌پوش می‌شود؟!

مگر نه اینکه حزب‌الله، حماس و سایر گروههای نیابتی نیز به اندازه گروه‌های تندروی اسرائیلی و کابینه‌های جنگ آن در کشتار مردم، لبنان، فلسطین و اسرائیل نقش دارند؟! مگر آنها نمی‌دانند که ایدئولوژی و هدف نهایی هر دو طرف، نابودی طرف دیگر است؟! مگر در اصل، جان مردم منطقه در فلسطین، اسرائیل و لبنان مهم نیست؟!

پس چگونه می‌توانند هم مخالف جنگ باشند و هم حمله تروریستی ۷ اکتبر حماس را که در آستانه توافق جهان برای انعقاد پیمان ابراهیم اتفاق افتاد و باعث قتل‌ها و کشتارهای تالی بسیار شد، آشکار و پنهان یک حماسه بنامند، برایش بدیل‌های قهرمانانه بتراشند و حمایتش کنند. این چه آرمان فلسطینی است که همزمان از کشتار مردم فلسطین تغذیه می‌کند و با گروه‌های شبه‌نظامی و تروریستی سیمپاتی دارد؟!

آری! مردم ایران چون تمام مردم جهان خواهان صلح هستند و از جنگ حمایت نمی‌کنند، با این تفاوت که آنها طی چهار دهه اخیر و همین اکنون نیز درگیر جنگی نابرابر با دشمنان خارجی و حکومت مستقر بوده‌اند، تلفات و آسیب‌های آن را با پوست و گوشت لمس کرده، بر سر سفره‌های خود به وضوح مشاهده کرده‌اند. مردم شعارهای ضدجنگ این تحلیلگران را دروغین می‌دانند چون سوگرایی تحلیل‌های این افراد و رسانه‌ها به سود نظام و گروه‌های نیابتی‌اش و استفاده آنان از استانداردهای دوگانه در آن را درک می‌کنند.

و نکته آخر: داشتن آرمان فلسطین به معنی تعهد به پایان هفت دهه جنگ و آشوب در منطقه و زندگی مسالمت‌آمیز دو ملت عربی و عبری در کنار هم است؛ این آرمان به طور قطع از میان نظریه‌ی دو کشوری و برگشت به روح قطعنامه‌ای ۱۸۱ مجمع عمومی سازمان ملل در دهه چهل می‌گذرد که تمام پیمانهای بعدی چون کمپ دیوید، مجموعه پیمانهای صلح اسلو و پیمان ابراهیم فرزندان آن محسوب می‌شوند. به این ترتیب هر گونه اعتقاد به. راه‌حلی که خواهان حذف یکی از طرفین است، تنها به تداوم تنش و جنگ منجر می‌شود و سود استراتژیک آن به حساب نظام اسلامی و گروه‌های تندروی اسرائیلی واریز می‌گردد.
به همه‌ی این تحلیلگران مرور تاریخی و جغرافیایی منطقه غرب خاورمیانه از ابتدای قرن بیستم تا بیست و یکم نیز پیشنهاد می‌شود تا حداقل بدانند در حال دفاع از چه تناقضاتی هستند.

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»