جنبش های اجتماعی نوین (New Social Movements )
پرویز پیران
همان سان که پیشتر یادآوری شد،از جمله انواع رفتارهای دستجمعی با برخی ویژگی های متفاوت و از جمله مهمترین آنها ، جنبش های اجتماعی و جنبش های انقلابی است که حداقل تا پایان دهه ۱۹۷۰ میلادی می توانستند در مواردی و با دگرگونی هایی در نهایت به مهمترین نوع رفتار اجتماعی یعنی انقلاب توده ای، بدل شوند. باید فوراً اضافه کرد که از اواخر دهه ۱۹۷۰ و ورود سرمایه داری به سرمایه داری قمارخانه ای یا کازینویی، و دگرگونی نقش کارگران متشکل صنعتی و نکات دیگری که اشاره خواهد شد،در اثربخشی و امکان انقلاب تردیدهای جدی شکل گرفته است. همچنین دگرگونی ژرف شرایط، سبب شده است تا جنبش های اجتماعی نوین شکل گیرد که در ادامه معرفی خواهند شد.
همانگونه که پیشتر یاد شد، جنبش های اجتماعی نوعی از رفتارهای دسته جمعی به حساب می آیند که به تدریج با تفاوت هایی در چرخه این مفهوم،« ساختمند می شوند. ساده ترین تعریف ، بر جنبش های اجتماعی خشونت گریزتاکید دارد. در این تعریف جنبش های اجتماعی، رفتار دستجمعی افرادی است که با میزانی از همبستگی ، در پی جلوگیری از رخدادی که بدان علاقمند نیستند و یا می کوشند دگرگونی مورد علاقه خود را در عمل تحقق بخشند، شکل گرفته به راه می افتد. تمایل به وقوع رخدادی یا فرایند ها و دگرگونی از یک سو یا عکس آن یعنی عدم تمایل به موارد بر شمرده، مهمترین علت رخدادن جنبش های اجتماعی به شمار است. این تعریف از نظر خلاصه بودن (موجزو ساده ) درهمان حال درست بودن و برای انسان های بیشتری، قابل فهم بودن به قول قدیمی ها پایه ترین معرفی جنبش های اجتماعی است.ضمنادر شرایط بسیارپیچیده کنونی معرفی راسته حسینی یا مترادف آن تعریف سر راسی ، به شمار است.همچنین به برهان دو نکته ، در شرایط بسیار پیچیده کنونی ایران موضوعییت و کاربرد دارد. نکته اول ماهیت سراسری (عام بودن) بودن تعریف است. یعنی از جمله معدود تعاریف به نسبت کوتاه و درست و رسا در کلی ترین سطح واژه جنبش است. از این روی درهمان سطح پیش گفته جهان شمول است. نکته دوم باز هم در شرایط بسیار خطیر این روز های خانه مشترک ایرانیان و میهمانان(ساکن) ، همان ایران پر توان و پایدار خودمان ، برخشونت گریزی در همه حال تاکیدی جدی دارد که حیاتی ترین است در گسترده ترین معنای حیاتی . به دلیل همین ویژگی ، راهبردی بسیار مهم است.
چنانکه مفصل تر خواهد آمد، در جنبش های اجتماعی نوین دو شرط مهم وجود دارد که باید رعایت شوند، زیراالزامی هستند. نخستین شرط پرهیز از خشونت در تمامی شرایط و حالات به استثنای حفظ جان کنشگر و دفاع محدود از خود،آنهم هر گاه که کنشگر با خطری جدی روبرو شود و امکان دیگری به جز دفاع فردی،وجود نداشته باشد، نکته دیگر آنکه جنبش های اجتماعی تقاضاهایی را مطرح می سازند که جماعت مرتبط با آن تقاضا، حتما اکثریتی را در بر گیرد، آنهم چه در میدان و چه در سطح همنوایی اجتماعی. یکی از جدی ترین و نابود ساز ترین خطرهای تهدیدکننده جنبش، شکل گیری خشونت در هر سطح ، اندازه و شکل است. خطر ورود اوباش که در فارسی معادل کلمه (MOB) به کار می رود و اقدام های خودسرانه، فردی و بدون سازمان و یا مهندسی شده برای بدنامی جنبش و یا سزارین و استفاده آگاهانه از اوباش سازمان داده شده در اکثر مواردبرای انحراف جنبش، وارد کردن یا قدرت بخشیدن به گروه یا فردی خاص در درون جنبش و تحریف اهداف جنبش وبرنامه ریزی آگاهانه برای کسب مجوز اعمال خشونت و سرکوب ، از آن جمله هستند. فوراً باید افزود که نباید مانند ریموند ویلیامز، تعریف اوباش را به توده مردم تعمیم داد. ویلیامز سالها پیش مفهوم (MOB) را بدین شکل تعریف کرد: «گول خوردگانی بی قرار و بی ثبات شخصیتی که در چشم بر هم زدنی تحت تاثیر قرار می گیرند و از نظر برداشت و عادت ها در سطحی بسیار پایین هستند» متاسفانه ویلیامزمفهوم MOB را مترادف MASSES یعنی توده ها به کار برده است که نادرست است. براساس این برداشت نادرست او اعلام داشته است که «توده ها همواره برای فرهنگ ، تهدید به شمار می روند» خوشبختانه برای پرهیز از چنین اشتباه پر هزینه ای و با توجه به رخداد های میدانی و با مشاهده شرکت کنندگان جنبش های اجتماعی، به تدریج مفاهیمی با پسوند هویتی که بار منفی ندارد به مفهوم جنبش اضافه شده است . مفاهیمی چون جنبش کارگران، زنان، جوانان، فقرا، بیکاران، مهاجران، ساکنان اجتماع هایی که نگارنده آنهارا اجتماع های سرپناه خود ساخته نامیده است.
چنین سکونتگاه هایی را متاسفانه برای سال ها و به اشتباهی فاحش و به تکرار ، حاشیه نشینی ، اجتماعات اسکان غیر رسمی، محل خلافکاران و رانده شدگان، مفاهیم آکنده از سو گیری منفی، خوانده می شدند. هنوز شبه محققانی که توریستی به محل مطالعه خود سری میزنند، این مفاهیم منفی نادرست را گشاده دستانه به کار می برند. از قضای دلکش روزگار ، ریموند ویلیامز نیز در آثار بعدی خود با درک دگرگونی های موجود و مستند شده و با رجوع به سیر تحول مفاهیم مرتبط با رفتار جمعی آدمیان برای دگرگونی و حفاظت از آنان ، اشتباه پیشین خود را درست کرده جنبش را چنین تعریف کرده است: «از دیگر سوی جنبش القا کننده خودگردانی، عمل خودجوش مستقل، کنترل و به تدریج رهبری و سازوکارهای سازمانی است . آنهم با نظم به جای توده های خروشان بی نظم و تخریب کننده ، یعنی جنبشی که در برگیرنده کرامت و شان انسانی و اعتماد به نفس مشهود است»
از برای معرفی جنبش های اجتماعی، انواع طبقه بندی ارائه شده است که به دلیل محدودیت نوشته حاضر صرفا به برخی از آنها فهرست وار اشاره میشود. اولین طبقه بندی به اهداف جنبش های اجتماعی مربوط است و عبارت است از: ۱-به چالش کشیدن ساختارهای نهادی شده جوامع ۲-عرضه نوعی سبک زندگی جدید ۳-ارائه شیوه اندیشیدنی متفاوت ۴-معرفی ارزش ها و هنجارهای متفاوت حاوی رمزها یا کدهای اخلاقی 5-تمامی جنبش ها یی که به دگرگونی اجتماعی مربوط هستند و دگرگونی یاد شده را هدف خود قرار می دهند.
منابع و متون مربوط به جنبش های اجتماعی معمولاً ۵ فرض مهم را نیز مطرح ساخته اند:
۱-ثابت شده است که جنبش های اجتماعی قدرتمند هستند
۲-جنبش های اجتماعی در مرکز توجه جامعه قرار دارند بدین معنا، موضوع محور هستند
۳-مساله ی محوری جنبش های اجتماعی، عدالت اجتماعی واقعی و غیرنمایشی در مقابل منافع گروه های خاص است
۴-کلیدی ترین و اصلی ترین راهبرد جنبش های اجتماعی، مشارکت حداکثری مردم است ، آن هم برای مردمسالاری و مشارکت آحاد مردم در سرنوشت خویش
۵-جنبش های اجتماعی موظف هستند به مردم عادی فکر کنند نه به گروه های خاص به ویژه ثروتمندان و قدرتمندان
۶-موفقیت اکثریت جنبش های اجتماعی فرآیندی زمان بر و طولانی است . زیرا جنبش اجتماعی ، بنا به ماهیت شان و اهدافی که همواره در دراز مدت به ثمر کامل می رسند، نمی توانند لحظه ای باشند. گرچه گاه به دلیل شرایط جامعه ای، الگوی پخشایش زور در جوامع زور فرمان، یا در جوامع نسبتا مدرن ، توزیع قدرت و یا سو استفاده از اقتدار ( قدرت تعریف شده و رسمی)،دگرگونی ها در عمق به قوام می رسند، ظهور جنبش های بسیاری ،ناگهانی به نظرمی آیند.
۷-جنبش های اجتماعی باید از آغاز بدون خشونت شکل گیرندو این ویژگی پایدار بماند
منابع گوناگون برای ارائه کلی ترین تصویر از جنبش های اجتماعی به جدول گونه ای اشاره می کنند. یکی از قدیمی ترین تعاریف! و طبقه بندی به دیوید یی ابرلی (ABERLE ) تعلق داردکه در سال 1966 مطرح ساخت و از آن زمان منابع بسیاری بدان ارجاع داده اند. او چنانچه مشاهده می شود از چهار نوع جنبش اجتماعی یاد کرده است که در زیر ارایه می گردد.
در جدول زیر انواع جنبش های اجتماعی بر پایه دو متغیرطبقه بندی ومشخصشده است .متغیر نخست تعداد و ویژگی افراد درگیر جنبش است. یا درگیرشدن افراد ویژه یا مشخص و معمولا تعدادی محدود را شامل می شود و یا تمامی مردم می توانند کنشگران جنبش به شمار آیند. متغیر دوم میزان یا گستردگی دگرگونی اجتماعی مورد درخواست جنبش اجتماعی است که بازهم می تواند دگرگونی محدود و ویژه ای به حساب آید یا دگرگونی وسیع که مهمترین آن دگرگونی از طریق جنبش انقلابی است.
جدول زیر در عین حال ،پاسخی است به چند پرسش بنیادین:
۱-جنبش اجتماعی در پی دگرگون ساختن چه چیزی است؟ یا جنبش اجتماعی خواستار جلوگیری از چه رخداد یا دگرگونی خاصی است؟
۲- جنبش اجتماعی ، دگرگونی را در چه میزان و چه محدوده ای دنبال می کند؟
از دیگر سوی معمولا جنبش های اجتماعی بدیل موضوعی خاص یا رفتاری مشخص را هدف خود می دانند و بر بهبود افراد تاکید روا می دارند. این نوع جنبش ها معمولاً محدود هستند و خواستار دگرگونی عقیده و رفتار گروه های ویژه ای می باشند. در مقابل جنبش های نجات-بخشی رستگاری محور که گاه جنبش های مذهبی نیز خوانده می شوند، در جستجوی معنایی ویژه هستند. در نتیجه بر بخش خاصی از جمعیت تاکید روا می دارد. دگرگونی درونی انسان، رشد معنوی انسان، تولد معنوی و نظایرآنها هدف جنبش های اجتماعی نجات بخش است. جنبش های اجتماعی اصلاحی خواستار دگرگونی مشخصی در ساختار اجتماعی می باشند.گاه این جنبش ها تمامی انسانها را هدف قرار می دهند. جنبش های محیطزیستی از جمله این جنبش ها به حساب می آیند. بدیهی است که جنبش های انقلابی در جهت دگرگونی کامل جامعه ره می سپرند .
چنانچه مهمترین هدفهای جنبش های اجتماعی یک جا عرضه شوند می توان به موارد زیراشاره کرد:
۱-به چالش کشیدن ساختار نهادهای جامعه
۲-دگرگونی سبک های زندگی
۳-نقد و دگرگونی شیوه های اندیشیدن به طور کلی
۴-دگرگون سازی باورها از جمله باورهای مذهبی
۵-دگرگونی هنجارها و ارزش های اجتماعی
در واقع بخش قابل توجهی از ویژگی های جنبش های جدید در مطالب پیشین معرفی شده اند. مهمترین این ویژگی ها، پرهیز از خشونت در تمامی لحظه ها و مراحل است.
نکته مهم دیگری که باید مورد بحث قرار گیردعلت معرفی جنبش های اجتماعی جدید در چهار دهه گذشته توسط آلن تورین (Alain Touraine )جامعه شناس مطرح فرانسوی است که خرداد سال پیش(۱۴۰۲) رخت بر بست و به ابدیت پیوست. او که از زمان جنبش عظیم دانشجویی ماه مه سال ۱۹۶۸ فرانسه عمیقا به بررسی جنبش های اجتماعی و انقلابی مشغول بود، سال ها بعد به هنگامی که مدیر مدرسه بسیار مهم مطالعات پیشرفته در علوم اجتماعی گردید ، مرکز مطالعات جنبش های اجتماعی را تاسیس کرد . او نامگذاری جنبش های اجتماعی نوین یا جدید را پاسخی به دگرگونی های پایان قرن بیستم و ورود سرمایه داری به مرحله سرمایه داری قمارخانه ای تلقی می کرد. از سویی تولد دنیای مجازی و ارتباطات ماهواره ای و تلاش سرمایه داری قمارخانه ای برای تحقق آرزوی دیرینه سرمایه داری از نخستین لحظه تولدش ، یعنیشکل بخشیدن به بازار واحد جهانی و حاکمیت سازمانهای مالی به رهبری بازار بورس که دلیل قمارخانه ای خواندن سرمایه داری قرن بیست و یکم است و از دیگر سوی کاهش چشمگیر نقش دولت با پایان یافتن دولت رفاه و شکست جنبش های دمکراتیک توده گرا یا جنبش های انقلابی، کاهش اهمیت طبقه کارگر متشکل صنعتی به دلیل خودکاری تولید، خروج سرمایه و کارخانه ها به سوی کشورهای جهان سوم ، پدید آمدن کشورهای تازه صنعتی شده(newly industrializing countries ) چون سنگاپور، کره جنوبی، هنگ کنگ، تایوان،برزیل و در نسل بعدی مالزی و تا حدودی اندونزی، ترکیه و بالاخره عامل تجربه نا موفق و به تدریج فاسد و زورمندمدار شدن حکومت در شوروی واهمیت یافتن عناصر فرهنگی و اجتماعی ، پدید آمدن جنبش های چند طبقه ای ، کاهش سهم مباحث اجتماعی و رفاهی در برنامه های دولتها به رهبری لیبرالها نو، شروع فرایند ادغام دولت های نو لیبرال در قدرت متشکل سرمایه داری قمارخانه ای، بازبینی مبارزات متشکل اجتماعی و اهمیت نقش فرهنگ، باز تعریف جنبش های اجتماعی را الزامی ساخت .
نگارنده از حدود سی سال پیش چنین مرحله ای را عریانی کامل و پایان عمر نظام سرمایه داری و به خطر افتادن جدی بقای انسان و تنها خانه مشترک او یعنی زمین، معرفی کرده است. همان گونه که اشاره شد، در سرمایه داری کازینویی یا همان قمارخانه ای، بازار بورس یا بازار سهام چون قمارخانه ای به کنش دست می گشاید و در چشم برهم زدنی اقلیتی کم شماره را از فرش به عرش پرتاب می کند و انبوهی از مردمان را به فلاکت دچار می سازد. بدین برهان جوامع قطبی می گردد. در یک سو اقلیتی افسانه ای زندگی می کنند و در دیگر سوی، انبوه مردم باید برای سفره ای نحیف از بام تا شام جان بکنند.
گذار سرمایه داری به مرحله ی قمارخانه ای در فرایندهای اعتراض و مقاومت نیز دگرگونی های مهمی را رقم می زند. پایان انقلاب در شکل متعارف (کلاسیک) آن یعنی بسیج، متحد شدن و عمل آگاه تغییر آفرین تهیدستان شهری به سرکردگی طبقه کارگر صنعتی، همان گونه که تکرار شد، کاهش اهمیت طبفه کارگر در اثر خود کار شدن بخش مهمی از فرایند تولید تا رسیدن به محصول نهایی که با انقلاب الکترونیک سرعتی شتابان یافته است، خیرش چند طبقه ای و حرکت قشرهای گوناگون اجتماعی، شکست انقلاب قهر آمیز، دگرگونی سازمان های مبارزاتی و رهبری آنها که با تولد دنیای مجازی از بنیاد اشکال جدیدی به کف آورده است. تنها شمار محدودی از دگرگونی های پر شتاب ناشی از شکل گیری سرمایه داری کازینویی است . از این روی جنبش های اجتماعی جدید پاسخی گریز ناپذیر به چنین تحولاتی است.
در حیطه یا عرصه سیاست نیز دگرگونی های ژرف و گسترده ای رخ داده است که در حقیقت هماهنگ کردن امر سیاسی با تغیرات عظیم عرصه اقتصاد است. سرمایه داری کارینویی یا حاکمیت بازار سهام که پاسخی است به بحران ذاتی سرمایه داری ناشی از انباشت دائمی ، “” انباشت کن” ” انباشت کن “. این است موسی، این است پیامبران “به عنوان منطق درونی ( Inner – logic) سرمایه داری، گسترش پایان ناپذیررا الزامی می سازد بحران های سرمایه داری تا اواسط دهه ۱۹۷۰ میلادی الگویی کم و بیش یکسان داشت. آمار شناسان شوروی مرحوم ، متوسط عمر بحرانها را هفت سال تخمین زده بودند. به دیگر سخن حدود هفت سال رونق اقتصادی ، انباشت منظم و قابل ملاحظه ، سپس هفت سال بحران منجر به رکود. یا داستانی تکراری. اما در دهه ۱۹۷۰ بحران پدید آمده از چرخه رونق، بحران و رکود تبعیت نمی کرد.
یحران شدیدا طولانی گشته و سازوکارها ( مکانیسم های ) بازار که آقای آدام اسمیت آنها را “دست نامربی” بازار سرمایه داری خوانده بود، دیگر کارایی نداشته خطر فروپاشی اقتصادهای کشورهای سرمایه داری جدی گشت. برای نمونه در زمان رکود تورم نیز ادامه می یافت . چاره کار ، تحقق آرزوی دیرپای سرمایه داری یعنی ایجاد بازار واحد جهانی تشخیص داده شد. این مهم از طریق جهانی سازی از بالا (Globalization from the above) یا به وسیله بازار وحدت یافته یا کاملا ادغام شده آنهم از طریق اقتصاد متشکل جهانی محقق می گشت. این آرزو سال های سال به دلیل دو مانع، عملی نشده بود.نخست مانع فنی . زیرا یک پارچه کردن بازاری به وسعت تمام کره زمین نیازمند ارتباط لحظه ای و همزمان با اقصاء نقاط جهان و از دیگر سوی نیاز حیاتی به ذخیره دادهایی با حجمی باور نکردنی است . مانع دوم وجود اتحاد جماهیرشوروی به ظاهر سوسیالیستی و اقمارش بود که وحدت بازار در سطح جهان را ممکن نمی ساخت.
سرمایه داری چاره کار و برداشتن مانع اول را انقلاب الکترونیکتشخیص داد. سرمایه ها به سوی دانشگاه ها و مراکز عظیم پژوهشی و صنعتی روان گشت و به دو رخداد بی مانند ختم گردید. اختراع ریز پردارنده ها یا میکرو پراسسورها(microprocessors ) که انبوه داده ها را ذخیره می کرد و اختراع ارتباطات ماهواره ای که در جهان یکپارچه ، ارتباط لحظه ای را ممکن و دنیای مجازی را خلق می ساخت. اتحاد جماهیر شوروی به ظاهر سوسیالیستی هم از پیش در حال مرگ بود. شکاف باور نکردنی مردم و حکومت، چند چهره شدن مردم برای تظاهر، فرو پاشی اخلاق، شکست برنامه های دستوری کمییت محور، پدید آمدن طبقه حاکمی به شدت فاسد، دستگاه اطلاعاتی ضد مردمی سرکوبگر از سویی و معرفی جنگ ستارگان که خود محصول انقلاب الکترونیک بود توسط ریگان، خیلی زود حاکمان فاسد کرملین را متوجه کرد که رقابت متعارف دیگر ممکن نیست و یک روز عقب ماندن به اندازه چندین و چند ماه عقب ماندن پیشین است. البته نظام سرکوبگر شوروی می دانست که با حرکت به سوی سرمایه داری به استثنای چند جمهوری در اروپا بقیه اقمار خویش را نگاه خواهد داشت . بدین شکل شوروی فروریخت. با این تحول مانع اقتصاد سیاسی نیز از میان برداشته شد و یکپارچگی اقتصاد جهانی نیز محقق گشت.
این تحولات در لوای سرمایه داری قمارخانه ای یا به قول نگارنده عریان شدن سرمایداری و زایش جهان مجازی در کنار توانمندی ها و نوآوری های روزمره آنهم به سرعت باد، با انبوهی آسیب همراه بود. فقری گسترده، خیابان خوابی، شکل گیری انواع مافیای سیاسی اقتصادی، افزایش شدت و قدرت کنترل همه جانبه مردم، رشد ملی گرایی افراطی، شروع سیل وار مهاجرت به دلیل فقر و دلایل سیاسی، شکل گیری انواع تروریسم کور و ضد مردم بیگناه . دلایلی که پیشتر عنوان شد، واکنش جوامع جهانی را گریز ناپذیر ساخت و جنبش های اجتماعی جدید با کنشگری مردم کوچه و بازار را یگانه راه اعتراض معرفی کرد.
همان گونه که اشاره شد، باید دلیل اهمیت چنین جنبش های اعتراضی را در تحولات ناشی از ورود سرمایه داری به مرحله قمارخانه ای جستجو کرد:
۱- آنچنان که پیشتر بیان گردید، عریان شدن سرمایه داری و افزایش تلاش برای انباشت به هر وسیله ، با هر ابزاری و با استفاده از دگرگونی های علمی و نوآوری در متن جهانی سازی از بالا یا از طریق اقتصاد متشکل و بازار واحد جهانی، نیازمند برنامه و دستورالعمل هایی بود.
۲- در پاسخ بدین نیاز ارایه برنامه هایی با برنامه ده ماده ای در قالب مدل اجماع واشنگتنی ( Washington Consensus Model) توسط جان ویلیامسون اقتصاد دان انگلیسی، وبا توجیه انجام انطباق ساختاری( structural Adjustment)، آغاز گردید. این برنامه که برای دو دهه اجرا شد به معضلات و مسایل اقتصادی اجتماعی گسترده ای جان بخشید که بازنگری آن را الزامی ساخت و برنامه های جایگزینی در کلیت شبیه همان رواج گرفت.. هدف این پیشنهاد موارد زیر بود که در قالب عنوان های به ظاهر مثبتی عرضه شد:
کوچک شدن دولت، با عنوان تغییر مسیر هزینه های همگانی در واقع حذف یارانه ها، پایان دولت و جامعه رفاه، حذف انواع کمک های دولت به دهک های پایین جامعه، انضباط مالی و عنوان دیگر آزاد سازی مالی به معنای آزاد سازی قیمت ها توسط سازوکارهای بازار، حذف نرخ های ترجیهی که برای حمایت از تولیدات داخلی کشورها تعیین می شد، گزینش نرخ مبادله واحد و رقابتی ، برداشتن تمامی موانع از سر راه گردش آزاد سرمایه در سرمایه داری قمارخانه ای، آزادی کامل تجارت، خصوصی سازی گسترده یا در واقع انتقال دارایی های دولت به بخش خصوصی،برداشتن موانع جذب سرمایه گزاری خارجی، اصلاح نظام مالیاتی و تضمین حفاظت از حقوق و مالکیت خصوصی.
باید توجه شود که انجام چنان دستورالعمل هایی نتیجه ای جز قطبی کردن جوامع، فقر گسترده، بی خانمانی ندارد. در یک کلام به قول دریدا در سالنامه زندگی بشر هرگز این همه بی عدالتی ، فقرگسترده، فحشا و آسیب های اجتماعی و فرهنگی به چشم نخورده است( نقل به مضمون).
در چنین شرایطی خیلی زود مشخص شد که با تبدیل دولت ها به کارگزاران اقتصاد متشکل جهانی و نتایج حاصل از حاکمیت سرمایه داری قمارخانه ای، شرایطی بسیار وخیم از راه رسیده است و خطر آشوب های گسترده از سویی و قدرت بسیار بالای سرکوب و کنترل و از دیگر سوی بی معنا شدن دموکراسی نمایندگی، افزایش خطر نابودی طبیعت، دیگر ادامه وضع موجود ممکن نیست، از این روی در مقابل جهانی سازی از بالا یا توسط اقتصاد متشکل جهانی شده، باید جهانی شدن از پایین یا از دریچه جنبش های اجتماعی جدید، مشارکت واقعی همگانی و حرکت به سوی دموکراسی مشارکتی مستقیم، قدرت گرفتن جامعه مدنی، باز تعرف مفهوم شهروندی و انواع آن ، در دستور کار قرار گیرد. در نتیجه جنبش های اجتماعی جدید خشونت گریز چند طبقه ای در اثر قطبی شدن جامعه و فلاکت حاملان سنتی دموکراسی( استادان، معلمان، دبیران، هنرمندان، اهل اندیشه و قلم، کوتاه سخن بخشی از طبقه متوسط ) بازاری گرم یافت. به دیگر سخن هنگامی که از جنبش های اجتماعی نوین یاد می شود باید درک کرد که این گونه پدیده های دستجمعی ، بر عکس جنبش های انقلابی و اجتماعی متعارف، خارج از کانال های مرتبط با نهادهای رسمی به کنش می پردازند و بر موضوعات و صورت مساله هایی خاص تاکید روا می دارند.( ادامه دارد )