ابوالفضل محققی
رفتار های اجتماعی ما عمدتا متاثر از محیط فرهنگی است که ما در آن بدنیا می آئیم .رشد می کنیم.آموزش می گیریم .ازخانه، مدرسه ،خیابان ،کوچه ،همسایه ،از مجموعه دستگاه های تبلیغاتی در صور گوناگون متاثر می شویم. علی الخصوص در کشور هائی مانند ایران که مذهب با قدرت عمل می کند . تسلیم فرد را بهر شکل ممکن اگر شده با شلاق ،شکنجه و اعدام بر جامعه تحمیل می کند . ما محصول یک خشونت تاریخی و سازمان یافته ای هستیم که در آن حاکمان مستبدان بالفعلند وما تن داده به استبداد خود مستبدان بلقوه .مستبدانی که از استبداد ستم می بینند به مبارزه با اسبداد بر می خیزند .اما درون خود مستبد کوجکی دارند که پرورش یافته در ذهنیت ماست که به گونه های مختلف بصورت شرطی شده در پیچ های مختلف زندگی عمل می کند .ذهنتی بر آمده از ترس ، نا امنی ، خو کرده با خشونت وعادت کرده به زندگی در سایه یک قدرت که دشنامش می دهیم اما ازنبودش نیزهراس داریم.
چرا که هرگزپروسه دموکراتیک همراه با درک عمیق آزادی را طی نکرده و تجربه یک حکومت دموکراتیک مبتنی بر کرامت انسانی بدور از خشونت مبتنی برآزادی را هرگز نداشته ایم..
عدالت، آزادی و دمکراسی در ذهن ما چیزی جز یک مفهوم انتزاعی نبوده و نیست که پیوسته با کلمه نخست! “امنیت ” کم رنگ شده به آینده حواله گردیده است.هرگزازآزادی، آزادی خواهی و دمکراسی مفهومی جزکلماتی تهیج گر برداشت نگرده و آنها را با پوست و گوشت خود احساس ننموده ایم !چرا که هرگزدمکرات و آزادی خواه نبوده و نیستیم.
باوری درونی وشرمگین که هنوز متاسفانه در دید برخی از رهبران دیروز فدائی مانند آقای فرخ نگهدار ،برخی از کنشگران امروزسیاسی در قالب تشکل جمهوری خواهان که ترکیبی عمدتا شکل گرفته از سازمان فدائی است عمل می کند.
نگاهی که در عمل به همان جا و همان واکنش هائی می رسد که یک حزب الهی در رابطه با فلسطین ،حماس واسرائیل می رسد. نگاهی که نمیتواند از گذشته ضد شاهی و ضد امپریالیستی خود جدا شود و تصور یک ائتلاف گسترده با آقای رضا پهلوی را در مخیله انباشته از توهمات ایدئولوژیک خود که هنوز در قید مبارزه ضد امپریالیستی وضد اسرائیلی است بگنجاند.
دیدی که برعکس ادعایش که خواهان رفتن جمهوری اسلامی و ایجاد حکومتی سکولار ،دموکراتیک بر آمده از دل انتخاباتی آزاد براساس منشور سازمان سازما ن است.کوچکترین واکنش مثبتی نسبت به همین خواسته آقای رضا پهلوی نشان نمی دهد.
” در حال حاضر اگر به اپوزیسیون سکولار دموکرات در ایران نگاه کنید، ما در همهء موارد با همدیگر موافق نیستیم. این یک وضعیت طبیعی است. ما جمهوریخواهان را داریم و سلطنت طلبان / پادشاهی خواهان را. عقاید مختلفی داریم؛ ولی این ایده هم هست که چگونه می توانیم “ائتلاف مناسبی” داشته باشیم. ما نمی توانیم برای چنین توافقی حداکثر نظرات مان را دخالت دهیم، اما باورهائی حداقلی وجود دارند که همگی می توانیم روی آنها توافق کنیم: حقوق بشر، یک نظام سکولار دموکرات با جدایی مذهب و دین از حکومت و دولت، و اعتقاد به تمامیت ارضی ایران. اینها حداقل های لازم و کافی در راستای تشکیل یک ائتلاف گسترده است. اینجا قرار نیست که، با گفتن اینکه چه کسی سلطنت طلب یا جمهوری خواه است، شکل نهایی رژیم را تعریف کنیم. این کار در این مرحله بی ربط است. اما باید بدانیم که آیا ما دموکرات هستیم؟ آیا ما به یک نتیجهء سکولار دموکراتیک اعتقاد داریم؟ آیا تعداد ما به اندازه کافی هست که بتوانیم یک ائتلاف گسترده تشکیل دهیم و کشور را به این سمت هدایت کنیم ….. در نهایت، این که مردم چه میخواهند، مشخص خواهد شد. بگذارید صندوق رأی تصمیمگیری کند. من به تقدس صندوق رأی باور دارم. زیرا این صندوق تعیین کننده مسائل است. و بالاترین مرجع هم در هر کشور مجلس است که در آن نمایندگان مردم میتوانند قانونگذاری کنند و برای کشور تصمیم بگیرد؛ چیزی که در حال حاضر نداریم.” از پیام اخیر آقای رضا پهلوی .
براستی چه چیزی جز همان نگاه به نقد کشیده نشده ما می تواند از تشکیل چنین ائتلافی سر باز زند وتدوام حکومت اسلامی را برشکل یافتن یک ائتلاف ملی ترجیح دهد . مبادا که این پیروزی منجر به پیروزی آقای رضا پهلوی شود . براستی که ذهنیت شرطی شده در بزنگاه های تاریخ ساز یک ملت چه ها که نمی کند. ابوالفضل محققی