بصیرتِ عقل کل، در بن بست

اکبر دانش سرارودی

بالاخره پس لرزه های زلزلهٔ حماقت محضِ ۷ اکتبر، به سوریه هم رسید و قریب ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه سرمایه گذاری و دهها هزار کشته و زخمی نیروهای اعزامی ایران (سپاه و بسیج ایران، فاطمیون افغانی، زینبیون پاکستانی، حشدالشعبی عراقی، حزب‌الله لبنان و..) در حفاظت از دیکتاتور شام [آنهم با عنوان جعلی و فریبنده و تقدیس شدهٔ مدافعان حرم] و تقویت همه جانبه جبهه مقاومت را دود کرد.

نمیدانم آقای خامنه ای که خود را بصیرتِ محض و عقل کل میداند چگونه میخواهد پاسخگوی خون‌های هدر رفته و انبوه پولهایی باشد که در این سالها برای تقویت و گسترش باصطلاح جبهه مقاومت، آنهم بدون اذن و رضایت مردمِ بغایت محتاج ایران صرف شد و ثمری جز عقب ماندگی کشور و ویرانی تمام عیار جبهه مقاومت بدنبال نیاورد.

بله وقتی «حکومت و انتخاب حاکم» از روال طبیعی اش خارج میشود و با دروغ و دغل، خود را منصوب آسمان جا میزنند و حاکمیت آخوند را حاکمیت رسول‌خدا می نامند طبیعی است که تمام منابع ملی را انفال حساب کرده و ضمن کشاندن درآمدهای عمومی به صندوق حاکم علی الاطلاق، بقول رئیس اسبق سازمان برنامه و بودجه، هرجور دلشان بخواهد خرج میکنند

و در حالیکه مملکت خودمان در فقر و ورشکستگی میسوزد بقول حسن شاطری جنوب لبنان را در کوتاهترین زمان ممکن میسازند و بقول حسن نصرالله هر چه میخواهند را برایشان تهیه میکنند و کرایه خانه آوارگان‌شان را می‌پردازند و در حالیکه دولت خودمان از بی‌پولی لح لح میزند بقول نعیم قاسم دبیرکل جدید حزب الله دهها میلیون دلار دیگر میدهند تا مبادا حزب الله و جبهه مقاومت احساس رنج کند! و…

بله شما عقل کل های بصیر، چنان سیاست خارجی وحشتناکی را پایه ریزی و دنبال کردید
که نه اعتباری در دنیا و بین ملت های منطقه برایمان باقی گذاشته، و نه رویی در وطن دارید.

همان سیاستگذاری های مشعشعی که با خودشیفتگی تمام آن را اسناد بالادستی غیر قابل خدشه نامیدید و چنان دایره خودیهای تنظیم کننده را تنگ کردید که کارشناس زبده ای چون وزیر خارجه بگوید هیچ دخالتی در تعیین سیاست خارجی نداریم (تا جائیکه حتی همین اسد نیز بدون اطلاع دولت بیاید و دیدارهایش را انجام دهد) و خودتان هم بگوئید وزارت خارجه فقط مجری سیاست های ابلاغی است و نیروی قدس است (میدان) که مانع سیاست های انفعالی در غرب آسیا بوده!! (همین نتایجی که در ۱۴ ماه گذشته، ثمرات دهشتناکش را در منطقه شاهد بوده ایم و امروز نیز با وقاحت تمام «پیروزی بزرگ و استراتژیک» جبهه مقاومت نامیده میشود!!!)

مع الاسف بصیرت یعنی تأکید بر ابقاء فیلترینگ و تحریم ها و لایحه ضدبشری حجاب اجباری و همین فشارهایی که برای رویگردانی و عصبانیت بیشتر مردم، در حالی انجام میشود که تمام سیاست منطقه ای تان با شکست مواجهه بوده و حداقل ۶۰ میلیارد دلاری که برای حفظ اسد و باقی نگاه داشتن راه مداخلات منطقه ای فقط در سوریه هزینه کردید نیز در حال از بین رفتن است.

اینکه چرا عبرت نمیگیرید و به سمت مردم نمیآئید و دست از لجاجت و جنگ با مردمتان بر نمی‌دارید و راه تعامل و آشتی با دنیا را انتخاب نمیکنید و بناگذاشته اید دولت پزشکیان را نیز که آخرین شانس نظام برای اصلاح و پرکردن شکاف ها بود تا قعر درًه هلاکت سنگسار نموده و با توهم سرداران و مزخرفات ائمه جمعه شکم سیرتان مشایعت کنید از آن بی عقلی های غیرقابل تصوری است که «بصیرت» نام گرفته و بعید است جز در خورجین فقهاء خیره سر حکومتی و عوامل متملق شان یافت شود و در این سالها نیز، قصه سوریه و جبهه مقاومت را تبدیل به چنان تابویی کردید که اگر کمترین انقلت و انتقادی شد با داغ و درفش مواجه باشد (مثل یکسال زندان برای کرباسچی در انتقاد از مداخلات گسترده نظامی ایران در سوریه و بدوش کشیدن بار جنگ در آن کشور و‌ منع جراید از بازتاب هرگونه نقدی)

متأسفم که کارکِردتان بقدری بد بود که اغلب مردم، حتی از شنیدن اسم جبهه مقاومت و فلسطین و حزب‌الله و سوریه و سپاه قدس و هر آنچه که منابع شان را نابود، و اقتصاد و هستی شان را برباد داد نیز متنفرند و هر چند تسلط داعشیان متحجر و خشک مغز بر مردم مظلوم آن دیار را خوش ندارند (و همه را پس لرزه های فریب ۵۷ میدانند) بازهم سقوط اسد را فتح بابی بحساب میآورند که شاید راه حضور ما در مداخلات منطقه ای را تا حدود کمرنگ نموده و نفسی بکشیم.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»