سخنان آقای خامنه ای در مورد سوریه تکه ای از اوهام شخصی است. ایران در ماجرای سوریه حتی افتخار شکست را نیز کسب نکرد

میراصغر موسوی

سخنان اخیر آقای خامنه‎ای نگران کننده است. حرف‎هایی که می‎گوید، با امور جاری جور نیست. چیزهایی که بر زبان می‎آورد: تکه‎هایی از اوهام شخصی است. او مسائل را نادیده پشت‎سر می‎گذارد- و یا از آن بی‎خبر است و نمی‎داند چه پیش آمده و وضعیت چگونه است.

بر شکست چشم بستن و آن را به زبان نیاوردن یک چیز است، اما باز و باز، برای صدمین بار دروغ به خورد مردم دادن نابخشودنی است.

آن‎چه رهبر ایران درباره یک واقعه که همه ناظران جهانی شاهد آن بوده‎اند می‎گوید، از شدت ساده انگاری تعجب‎آور و هم باور ناپذیر است. اما به نظر نمی‎رسد خامنه‎ای چنین ساده‎اندیش باشد. اگر حتی او تا این حد ساده‎اندیش شده باشد، بار فاجعه‌‎ آن‎قدر شدید و سنگین است که هر آدم کرخت شده را حتی، تکان می‎دهد و به تکاپو می‎اندازد. با این حال، رهبر کشور که فرمانده کل‎قوا نیز هست، یک واقعه مهمِ فاجعه‎بار را به ساده‎ترین حد ممکن تقلیل می‎دهد.  او اگر به غیر عمد نکته اصلی را نمی‎گوید، پس هنوز به عرض نرسانده‎اند تا در جریان آن قرار بگیرد و متوجه شود:

علت شکست ایران و فروپاشی رژیم بشار اسد، نه به دلیل بسته شدن آسمان سوریه توسط دو کشور نامبرده شده در بالا، بلکه به دلیل ترک آسمان سوریه توسط روسیه است: روس‎ها آسمان سوریه را رها کردند و رفتند و با بی دفاع شدن آسمان، زمین نیز رها شد. در آن‎جا جنگی رخ نداد تا یکی بر دیگری غلبه کند. در واقع امر، یکی رفت و یکی دیگر آمد و در جای او نشست. به توجه به آن‎چه رخ داده اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، باید بگوییم: ایران در ماجرای سوریه حتی افتخار شکست را نیز کسب نکرده است.

آن‎چه از دست رفته، فقط پولِ نان ملت ایران و جان جوانان نیست، قرار گرفتن ایران در تند‎باد حوادثِ بنیان افکنی است که آغاز شده است. از این پس روند حوادث تندتر نیز خواهد شد و نظامی که از پُشت نقش زمین است، احتمالا قادر به بر خواستن نباشد. در این صورت لگدمال خواهد شد.

چنان‎چه ستون خیمه جبهه مقاومت فرو ریخت، اعتبار ایران در منطقه نیز بر باد رفت. حالا هم عمق استراتژیک از دست رفته و هم متحد استراتژیک که سرکوب مردم ایران در سال ۸۸ را سازمان‎دهی کرد. و چه بسا روسیه بخواهد یک هدیه‎ی بزرگتر را به ترامپ تقدیم کند.